
کتاب گناه نامدار
معرفی کتاب گناه نامدار
کتاب گناه نامدار نوشتهٔ فرشته تات شهدوست است. انتشارات آراسبان این رمان معاصر ایرانی را منتشر کرده است.
درباره کتاب گناه نامدار
کتاب گناه نامدار برابر با یک رمان معاصر و ایرانی است که شما را به شخصیتی به نام «نامدار خسروپناه» آشنا و همراه میکند. او ماساژدرمانگر جوانی است که برای دسترسی به یک مجموعه اطلاعات و رساندن آن مدارک بهدست رئیس خود، «خدیو هژبری» با برنامهٔ قبلی بهعنوان ماساژور وارد پانسیون معروفی میشود؛ خانهٔ مرموزی که نامدار را درگیر اتفاقات هولناکی میکند؛ زیرا بهمحض ورود، مالک این خانه که زنی بسیار خطرناک است، از نامدار میخواهد تنها شاهماهی پانسیون شود و شاهماهی به این معناست که آن مرد بعد از مالک، بالاترین فرد پانسیون شناخته میشود. با وجود این لقب، نامدار مجبور است برای آن زن کارهایی را برخلاف خط قرمزهایش انجام دهد؛ کارهایی که هیچ سنخیتی با هدف اصلیش یعنی درمانگری ندارد.
خواندن کتاب گناه نامدار را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب گناه نامدار
«ناگهان چیزی با صدایی مهیب و ترسناک به شیشهٔ جلو اصابت کرد! دخترها با وحشت جیغ کشیدند. میثم هول شد و فرمان را محکم چرخاند و کنار جاده روی ترمز زد. ناباورانه به ترکهای شیشهٔ جلو نگاه میکردند. یکی در سمت راننده را باز کرد و میثم را با خشونت پایین کشاند. سارا با دیدن چهرهٔ ترسناک غریبه از حال رفت. میثم با غریبه گلاویز شده بود که در عقب باز شد. نگاه وحشتزدهٔ نازان به مردی افتاد که تا کمر دولا شده بود و زانویش را روی صندلی میگذاشت. دخترک جیغ کشید و با ترس عقب رفت، اما مچ پایش با وجود آن همه تقلا، میان پنجههای بیرحم او اسیر شد. میان گریه، میثم را صدا زد. مرد دستمال سفید آغشته به مادهٔ بیهوشی را روی دهان و بینی نازان فشار میداد. میثم نعره زد:
- چهکار میکنی بیشرف؟! ولش کن بیغیرت!
همین که سمت مرد یورش بُرد و آمد یقهٔ او را بگیرد، ضربهٔ محکمی جایی نزدیک به شاهرگش فرود آمد و چشمانش سیاهی رفت. در ماشین را گرفت و روی آسفالتِ خیس زانو زد. کمی بعد، ونِ مشکی با سرعت از کنار زانتیای نقرهای عبور کرد و در دل تاریکی گم شد. نامدار که از دور آنها را زیر نظر داشت، سریع فرمان را چرخاند و با حفظ فاصله، ون را تعقیب کرد. از آینهٔ جلو نگاهی به پشت سرش انداخت. حواسش به شاسیبلند شاهان بود که کنار زانتیا توقف کرد و زیر بازوی میثم را گرفت! وقتی دندان روی دندان میسایید و شمارهٔ خدیو را میگرفت، زیرلب خطاب به شاهان غرولند میکرد:
- مرتیکهٔ هیچیندار... پس تو هم دستت با داداشِ عوضیت تو یه کاسهست!
به محض اینکه تماس برقرار شد، بدون لحظهای درنگ گفت:
- آدمای شاهو، نازانو بُردن!
برای چند ثانیه صدایی از آن سوی خط شنیده نشد. حتی صدای نفسش هم نمیآمد! نگران شد و با تردید گفت:
- الو؟!... الو صدامو داری؟!... خَدیو...
- کجایی نامدار؟!
نفسش را بیرون داد و به روبرو خیره شد. صدای قیژقیژ برفپاککن روی اعصابش بود. آدمهای شاهو از ون پیاده شده بودند و نازان را سمت ماشین دیگری میبُردند. با چهرهای درهم جواب داد:
- دارم تعقیبشون میکنم. انگار واسه اینکه شناسایی نشن ون رو با یه هوندا اودیسهٔ سیاهرنگ عوض کردن.
- هر جا هستی لوکیشن بفرست!
اخمش باز شد و یک تای ابرویش از تعجب بالا پرید:
- مگه نگفتی؛ «پای یه معاملهٔ مهم وسطه و تا دو روز کرمانشاه نیستم؟!»»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب گناه نامدار و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | گناه نامدار |
|---|---|
| موضوع: | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده: | فرشته تات شهدوست |
| انتشارات: | انتشارات آراسبان |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۴۰۲/۰۶/۰۴ |
| فرمت کتاب: | EPUB |
| حجم فایل کتاب: | ۲۹.۱۷ مگابایت |
| شابک: | ۹۷۸۶۲۲۵۶۰۹۱۰۵ |
| تعداد صفحهها: | ۳۲۴ صفحه |
| قیمت کتاب: | ۷۷۰۰۰ تومان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
خیییلی تخیلی و سمه😐 چطوری چاپ شده اصلا.. این نویسنده مثل اینکه هر چی میره جلو کاراش میره عقب تر!
این کتاب از داخل کتاب جوهر سیاه دراومده که کاملا می تونست داخل همون کتاب چاپ بشه ،تقریبا نصف این کتاب داخل کتاب جوهر سیاه هست و تکراریه ، من آنلاین خوندمش که داخل چاپ شغل نامدار تغییر پیدا کرده...بیشتر
در کمال ادب و احترام به وقت و انرژیای که نویسنده گذاشته و میگذاره، بگم که دایره واژگان و کلمهآرایی نویسنده خوبه -غبطه میخورم از این دایره واژگان گستردهاش- قصههایی که مینویسه اما، کشش در حد بیشتر شدن تعداد کاغذ...بیشتر
خیلی مزخرف....اصلا نمیفهمی سروته داستان کجاست...مثلاً اومده یه ژانر جنایی معمایی عاشقانه باشه ولی هیچی نبود....اینقدر پرش داشت که نمیفهمی داستان کجاست ...چی شده...پونصد صفحه از کتاب هفتصد صفحه ای خوندم آخرش معلوم نبود چی به چیه....یهو وسط یه روایت...بیشتر
خیلی گنگ بود، معمای داستان بی سروته شروع و تموم شد، گویا به رمان جوهر سیاه وصله و مستقل نیست. عاشقانه قویای هم نداشت🥲 حاکم رو از نویسنده خوندم و نسبت به این کتاب قوی تر نوشته شده
این چه فاجعهای ای بود مزخرف مزخرف مزخرف
کتاب بسیار زیبا و دلنشینی هست ،ولی قبل از خوندنش حتما تاکید میکنم حتما قبلش جوهر سیاه رو بخونید بعد گناه نامدار این دو کتاب مکمل هم هستن،زندگی نامدار نصفش در جوهر سیاه قرار داره ،یک کلام زندگی نامدار با...بیشتر
بله از داخل کتاب جوهر سیاه خدیوونازگل و….. جوهر سیاه وخواندم هنوز این کتاب ونخواندم که ببینم ادامه کتابه یا یا اوایل کتاب جوهرسیاه دوتا کتاب شده
کتاب گناهنامدار جز بهترین رمانهایی هست که گرفتم کلا من عاشق کتابهای خانم فرشتهتاتشهدوست هستم برای اینکه این کتاب رو بهتر درک کنین اول جوهر سیاه رو بخونید بعد هم گناهنامدار که دنبالهی جوهر سیاه هست ، امیدوارم مثل من...بیشتر
خوب