«ذهنتان یارتان، ۹ مرحله مراقبه» نوشته ساکیونگ میفام و با ترجمه رضا رضایی است.
در بخشی از کتاب می خوانیم:
قدرتِ ماندنِ صلحآمیز این است که ما رفته رفته میبینیم که ذهنمان چه گونه کار میکند. رفته رفته این را نیز میبینیم که زندگیمان چه گونه عمل میکند. همین امر ما را تغییر میدهد. اولین بار که تمرین میکنیم، شاید فکر کنیم که افکار و هیجانها حالت صلب و منجمد دارند. ذهن ما ضعیف بوده است. افکار و هیجانها بسیار قوی مینمودند. حالا میبینیم که مثل بخارهایی هستند که از آب بلند میشوند. میبینیم که افکار به این علت نیرومندند که ما به آنها باور داریم، طوری که کل زندگیمان را براساس آنها بنا میکنیم. طرز لباس پوشیدن، غذا خوردن، محل زندگی، و هر چیز دیگری در زندگیمان، نتیجه تفکر ماست. وقتی فلان چیز را خریدیم چه فکر میکردیم؟ وقتی فلان کار را میکردیم چه فکر میکردیم؟ حالا میبینیم که اعتقادمان به استحکام افکار چه گونه این مفهوم «من» را ایجاد کرده است. میبینیم که در شالوده هستی ما چیزی عمیقتر و گشودهتر از خیالها، هیجانها و پراکندگیها وجود دارد.
حالا افکار آن قدرت سابق را برای ما ندارند. ذهنمان منحرف نمیشود. هشیاری و آگاهیمان قوی است. با تمرین پیگیرانه، با احساس ذهن متمرکز آشنا شدهایم. قدرت حفظ این تمرکز را نیز در خودمان به وجود آوردهایم. این حالت وضوح و روشنی، ما را به واقعیت پیوند میزند. چه تز دوره لیسانس بنویسیم، چه غذا بپزیم، میدانیم که کیستیم و چه میکنیم. از خیر و نیکی نهایی خود باخبریم. ذهن ما یاور ماست و ما احساس کمال و یکپارچگی میکنیم. انگار خوب خوابیدهایم و خوب غدا خوردهایم و در جای خوبی هم هستیم. احساس سلامت میکنیم.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب ذهنتان یارتان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مراقبه مانند این است که با کسی دوست شویم که به ما توصیه میکند چه گونه زندگی کنیم، چه گونه ذهن خود را هدایت کنیم، چه گونه خودمان را ذاتا هشیار و بیدار ببینیم. مراقبه از سرگشتگی ما کاسته است. قدرت مراقبه سبب ارتقاء قوه منطقی ما شده است، راه بهتر زیستن را به ما نشان داده است. امید و الهام همان میل عمیق به پیش رفتن است.
گویی از کوهستانی بالا میرویم و به نقطهای میرسیم که خستهایم و فکر میکنیم که دیگر نمیتوانیم ادامه دهیم. میایستیم تا استراحت کنیم و به عقب نگاه میکنیم تا ببینیم چه قدر راه آمدهایم. تعجب میکنیم که چه قدر صعود کردهایم و چه قدر بالا آمدهایم.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
این کتاب عالیه از دستش ندین
این کتاب عالیه من که از خوندنش لذت میبرم