
کتاب پادشاه آن سوی دروازه
معرفی کتاب پادشاه آن سوی دروازه
کتاب پادشاه آن سوی دروازه با عنوان اصلی The king beyound the gate نوشتهٔ دیوید گمل و ترجمهٔ سهیلا فرزین نژاد است. انتشارات کتابسرای تندیس این کتاب را منتشر کرده است. کتاب حاضر رمانی فانتزی و جلد هفتم از مجموعهٔ «حماسه درنا» است. نسخهٔ الکترونیکی این کتاب را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پادشاه آن سوی دروازه
کتاب پادشاه آن سوی دروازه یک رمان فانتزی اثر نویسندهٔ بریتانیایی، دیوید گمل است. این کتاب در سال ۱۹۸۵ منتشر شد. این اثر دومین کتابی بود که توسط دیوید گمل منتشر شد، پس از «اسطوره» که یک سال قبل از آن منتشر شده بود. داستان این کتاب در همان دنیای خیالی «اسطوره»، یعنی دنیای «درنای»، اتفاق میافتد، اما به معنای معمول دنبالهٔ آن نیست، زیرا رویدادهای این دو کتاب حدود یک قرن با هم فاصله دارند. بنابراین، شخصیتهای اصلی «اسطوره» مدتهاست که مردهاند و نقش کمی در «پادشاه آن سوی دروازه» دارند، جز اشارات گذرا. این رمان فانتزی در ۲۴ فصل نگاشته است. همانند دیگر آثار دیوید گمل که در آن شخصیتهای اصلی مردان قدرتمندی هستند که از اوج خود گذشتهاند، سه شخصیت تنکا، آنانائیس و دکادو، کمتر میتوانند بر استقامت فیزیکی و شانس محض تکیه کنند و در عوض از تجربههای خود برای بقا استفاده میکنند. این داستان همچنین در مقایسه با رمان «اسطوره»، دیدگاهی بسیار خشنتری از دنیای درنای ارائه میدهد. ادغام حیوانات و انسانها، پدیدهای جدید در این حماسه است.
خلاصه کتاب پادشاه آن سوی دروازه
داستان رمان فانتزی پادشاه آن سوی دروازه یک قرن پس از «اسطوره» اتفاق میافتد: «دروس» افسانهای رفته است، «ارل برنز» خود به یک افسانه تبدیل شده است. درنای اکنون تحت حکومت «سسکا»، یک غاصب تاج و تخت، قرار دارد که با گذشت زمان به یک امپراتور دیوانه و قدرتطلب تبدیل شده است. سسکا با مشت آهنین حکومت میکند و از «پیوندها» و «شوالیههای تاریکی» بهعنوان ابزار وحشت خود استفاده میکند. «پیوندها» موجودات وحشتناک گرگنما هستند که از ادغام انسان و حیوان ساخته شدهاند، یک ماشین باستانی از دوران قدیم، ادغام دو گونه را ممکن میسازد، نتیجه، یک جانور غولپیکر با چنان وحشیگری است که یک نفر از آنها به تنهایی یک ارتش میشود. «شوالیههای تاریکی» کشیشان تاریکی هستند که قدرتی فراتر از انسانهای عادی دارند. بنابراین، بر مردان شجاع و کسانی که راه نور را انتخاب میکنند، واجب است که یک ظالم را سرنگون کنند. تنکا خان و همراهانش باید اتحادها و دوستیهای بعید را شکل دهند تا بر دوران وحشت و آشوب غلبه کنند.
چرا باید کتاب پادشاه آن سوی دروازه را بخوانیم؟
رمان فانتزی پادشاه آن سوی دروازه کتابی است که با داستان جذاب، شخصیتهای قوی، مضامین عمیق و سبک نگارش گیرا، تجربهای لذتبخش و فراموشنشدنی را برای خواننده رقم میزند. با این کتاب به جهان بیمرز تخیل وارد خواهید شد.
خواندن کتاب پادشاه آن سوی دروازه را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
دیوید گمل در این رمان، شخصیتهایی خاکستری و واقعگرا را به تصویر میکشد که با استفاده از تجربه و مهارت خود، در برابر دشمنان قدرتمند ایستادگی میکنند. داستان، نبردی حماسی بین خیر و شر را به نمایش میگذارد و به مضامینی مانند شجاعت، فداکاری و امید میپردازد. اگر به رمانهای فانتزی و حماسی با شخصیتهای قوی و داستانی پرکشش علاقهمندید، این کتاب ارزش خواندن دارد.
درباره دیوید گمل
دیوید اندرو گمل، نویسندهٔ برجستهٔ بریتانیایی در ژانر فانتزی و حماسی، در سال ۱۹۴۸ چشم به جهان گشود و در سال ۲۰۰۶ از دنیا رفت. او با خلق آثاری قهرمانمحور، جایگاه ویژهای در میان علاقهمندان به ادبیات فانتزی کسب کرد. گمل، پیش از ورود به دنیای نویسندگی، در عرصهٔ روزنامهنگاری فعالیت داشت. در سال ۱۹۸۴، نخستین رمان خود با عنوان «اسطوره» را منتشر کرد و پس از آن، در طول ۲۲ سال، بیش از ۳۰ رمان دیگر را به رشتهٔ تحریر درآورد که اغلب در سبک حماسی و فانتزی بودند. زندگی شخصی گمل، بهویژه دوران کودکی و نوجوانیاش، تأثیر بسزایی بر آثارش گذاشت. او در کودکی با چالشهای متعددی از جمله زورگویی و فقدان پدر واقعی مواجه بود. این تجربیات تلخ، که با حمایت و تشویق پدر ناتنیاش برای ایستادگی در برابر سختیها همراه شد، مضامین اصلی آثار او را شکل دادند. گمل در نوجوانی بهدلیل فعالیتهای غیرقانونی از مدرسه اخراج شد و به مشاغل گوناگونی از جمله کارگری و کار در کلوپهای شبانه روی آورد، اما با تلاش مادرش، فرصتی برای ورود به عرصهٔ روزنامهنگاری پیدا کرد و در مدت کوتاهی، توانست استعداد خود را در این زمینه به اثبات برساند. او در روزنامههای معتبر بینالمللی مانند «دیلی میل»، «دیلی میرور» و «دیلی اکسپرس» به فعالیت پرداخت و مهارتهای نویسندگی خود را بهطور چشمگیری ارتقا داد. از جمله آثار برجستهٔ گمل میتوان به رمانهای «اسطوره»، «نخستین ماجراجوییهای دراسِ اسطوره»، «دختر آیرون هند»، «شاهین نیمهشب» و «افسانه مرگ پیما» اشاره کرد.
بخشی از کتاب پادشاه آن سوی دروازه
«تیرها به مرکبهای ردیف جلو اصابت کرد و افراد صف مقدم از نظر ناپدید شدند. اسبها شیهه کشان خود را عقب کشیدند و بر زمین افتادند، مردها با سر روی سنگها پرت شدند. ردیف دوم کمی سست شد، اما فاصلهٔ بین صفوف به سواران فرصت میداد که به موقع سرعت خود را تنظیم کنند و اسبهای خود را از روی افراد بر زمین افتاده رد کنند. با بارش دیگری از تیرها رو به رو شدند که مرکبهای آنان را کشت، فلج کرد و یا بر زمین انداخت. هنگامی که سواران گیج و منگ از جا برخاستند، تیرهای دیگری مرگ بر آنان بارید و یا گوشت آنان را درید. اما حمله هنوز ادامه داشت و چیزی نمانده بود سواران به آنها برسند.
لوکاس که فقط یک تیر برایش باقی مانده بود، از جا برخاست. نیزهای صف را شکافت و لوکاس بدون هدفگیری آخرین تیرش را پرتاب کرد. تیر به سر اسب اصابت کرد و حیوان غرشی از درد کرد و خود را عقب کشید، اما سوار خودش را روی آن محکم نگاه داشت. لوکاس کمانش را انداخت، کارد شکاریاش را به دست گرفت و پیش دوید. بر روی اسب پرید و کاردش را به سینهٔ سوار کوبید، اما مرد اسب سوار خود را به سمت راست پرت کرد و وزن دو جنگجو، اسب را روی زمین پرت کرد. لوکاس بر روی سوار فرود آمد، ضرب افتادن و وزن او باعث شد کارد تا دسته در سینهٔ سوار فرو برود. مرد نالهای کرد و جان داد؛ لوکاس صاف شد تا کارد را بیرون بکشد، اما کارد خیلی عمیق فرو رفته و همان جا گیر کرده بود. شمشیرش را کشید و به سوی نیزه انداز بعدی دوید.»
نوع
حجم
۳۸۶٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۴۷۲ صفحه
نوع
حجم
۳۸۶٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۴۷۲ صفحه