معرفی و دانلود رایگان کتاب گرگ‌های سفید
تصویر جلد کتاب گرگ‌های سفید
off

کتاب گرگ‌های سفید

نوع کتاب
۳.۸(از ۶۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
دیوید گمل ، علی طالعی

معرفی کتاب گرگ‌های سفید

داستان تخیلی «گرگ‌های سفید» اثر دیوید گمل است.

«کافاس بازرگان با نزدیک شدن غریبه‌ای به قرارگاهش درجنگل‌های شمالی، ترسید. کافاس رد پاهایش را با دقت تا داخل گودالی دور از جاده پاک کرده و در آنجا مستقر شده بود، تا حتی نور آتش نیز دیده نشود. اگر چه جنگ‌های داخلی تمام شده بود. اما خسارت‌های هر دو طرف بسیار زیاد بود. تا حدی که تعداد کمی سرباز برای محافظت و نگهبانی از وایلدلند باقیمانده بود. جاییکه خائنین و فراری‌ها آن را غارت کرده بودند. بازرگان با دقت و طولانی به سفرش فکر کرد. اما تعدادی از همکارانش، از وارد شدن به سرزمین‌های «ناشان» ترسیده بودند. با اینکه وی در این سفر روی سود کردن از اجناسی مثل، ابریشم از «چیاتزه» و ادویه از «شراک و گوتیر» حساب کرده بود. ولی با تابش قرص ماه به درون گودال، تمام منافع‌اش را دور از دسترس دید. سوارکار از بین درختان بالای اردوگاه ظاهر شد و در سراشیبی شروع به پایین آمدن کرد...»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گرگ‌های سفید و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:گرگ‌های سفید
موضوع:رمان، داستان خارجی، فانتزی
نویسنده:دیوید گمل
مترجم:علی طالعی
انتشارات:انتشارات طلوع ققنوس
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۰۸/۰۸
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۴.۶۹ مگابایت
تعداد صفحه‌ها:۵۴۲ صفحه
قیمت کتاب:رایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

mamannam
۱۳۹۸/۰۶/۲۹

سنگین و خشن و عالی...

۱
saba
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۱۸

کتاب قشنگیه راجب زندگی یک جنگجو که به بی رحمی معروفه ولی با اینکه همه کارهای بیرحمانه رو انجام داده اونقدارا هم فرد بدی نیست ، من بیشتر از شخصیت و طرز فکر شخصیتای داستان خوشم اومد تا خود داستان

۱
sharareh.ch
۱۳۹۷/۱۲/۱۹

سیر داستانیش خوب بود ولی علم بعضی افراد واسه زمان حال بود نه باستان

۰
sin.jim
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۸/۱۰

کمی پیچیده بود برای من به خاطرشباهت اسم انسان ها و مکان ها

۰
هلن
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۰۸

ما آدما را قضاوت نمی‌کنیم اگه میکردیم تو الان اینجا نبودی به امید روزی که هیچوقت هیچ کس قضاوت نشه این کتاب فوق العاده است 🧸 ✨

۰
کاربر ۱۵۱۵۳۹۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۰۶

امتزاجی از خشونت ، امید، ترس، لطافت و احساس های متضاد بسیار ، داستانی جذاب .

۰
پژواک مرگ
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۱۷

پایانش عالی بود نسبت به داستان های دیگه که یه پایان حسرت انگیز دارن

۰
Abtin Irani
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۰۱

داستان خوبیه از نوع فانتزی کسانی که این نوع داستان می خونن جالبه از سری کتابهای درنای هست

۰
کاربر 4351298
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۶

خوبه قشنگه

۰
امیرحسین جعفری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۲۷

عالیه من که جذبش شدم فوق‌العاده بود

۰
m.sharbatdar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۳

از نظر داستان پردازی مشکلی نداره و خط سیر داستانی خوبی داره ولی ترجمه پر از ایراده و به ویراستاری درست و حسابی نیاز داره. کاش طاقچه این اجازه رو به برخی از کاربران میداد تا توی ویراستاری کتابای رایگان...بیشتر

۰
helen
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۲۰

کتابش فقط واسه کسایی خوبه که علاقمند به داستان تخیلی هستن. واِیلا هیچ جذابیتی واسه من نداشت. هرچقدر هم تو داستان جلو میرفتم واسم خسته کننده تر بود متاسفانه.

۰
nika
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۳۱

کتاب خوبی هست

۰
sara0413
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۲/۱۲

کتاب درباره ماجراجویی ها و مبارزات یک جنگجوی افسانه ای به نام اسکیلگانون هست. یه قسمت هایی فلش بک داره و خاطرات و زندگی شخصیت اصلی رو نشون میده. موتور داستان خیلی دیر روشن میشه و خسته کننده و کشدار شروع...بیشتر

۰
کاربر ۴۷۸۳۶۱۷
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۹

من هنوز این کتاب رو نخوندم [ ١١٢۶ ] صفحه هست. مال شما هم همین قدر بود؟

۰

بریده‌هایی از کتاب

آرش
۱۹
آدمیزاد شکارچیه، قاتله... ما شهرهای بزرگ می‌سازیم. ولی هنوز مثل گرگ زندگی می‌کنیم. قویترین برضعیفترین حکومت می‌کنه. ممکنه رهبرانمون رو شاه یا ژنرال صدا کنیم. اما نتیجه یکسانه. ما گروه گرگ‌ها رو می‌سازیم وچیزی که همیشه بوده؛ وجود یه گله شکار و کشتاره. پس جنگ، کاری غیر قابل اجتنابه.»
یاسمن
۱۶
این کاریه که جنگجوها می‌کنند. می‌جنگند. می‌کُشند. میمیرن.
یاسمن
۱۵
شما انسان‌ها منو سرگرم می‌کنید. وقتی یه نفر بد باشه، شما دیو خطابش می‌کنید. تو می‌گی اون هیولاست. نه اُلک، اون فقط یه مرده که غرق در ذات بدش شده. همه شما گنجایش بد و خوب بودن رو دارید. بیشتر بستگی داره به محرکی که به کار برده می‌شه. سربازایی که تو اونا رو در پِراپولیس فرماندهی کردی، انسان‌های دیگر رو کشتند، تجاوز کردند، نقص عضو کردند و حتی نابود کردند. بعدش به خونه‌هاشو پیش همسرها و معشوقه‌هاشون برگشتند و بچه‌هاشون بزرگ کردند و یا با عشق زندگی کردند. پس در کل همه شما هیولا هستید اُلک. به صورت عظیمی پیچیده و به طور خارق‌العاده‌ای دیوانه هستید. تو به فرزندانت یاد خواهی داد که دروغ کار بدیه. اما زندگی خودتون با دروغ‌های کوچیک اداره می‌شه. دهقان به اربابش نمی‌گه که واقعاً چی درباره اون فکر می‌کنه.
psod
۱۱
«زمان یک رودخانه بی‌پایان ظالم است.»
یاسمن
۹
«تو ترسیدی؟» «نه خوبم.» «ترسیدن که جرم نیست رابالین. منم ترسیدم. دیاگراس ترسیده. هر شخصِ عاقلی باید بترسه. ترس ضرورته. ما رو زنده نگه می‌داره و هشدار می‌ده که از خطر دوری کنیم. بزرگترین غریزه که داریم، حفاظت از خودمونه. هر ذره این غریزه داره بهمون میگه اگه فرار کنیم، واسمون بهتره.»
Amir
۷
«از زل زدن بهش دست بردار.» «خیلی خوشتیپه»
یاسمن
۷
کی به مردِ خوشتیپ با چشمان آبی و کبود رنگ شک می‌کرد؟ او متوجه شد که مردم، افراد شرور را با چهره‌ای زشت تصور می‌کردند.
کاربر ۴۴۱۵۳۰۴
۷
کلمات می‌تونند از چاقو تیزتر باشن و زخم‌هاش گاهی اوقات هرگز مداوا نمی‌شن.»
یاسمن
۶
«اونا صدمه‌ای بهمون نزدند. بعیده بزنند.» دیاگراس گفت: «تا الان. اینا حیوون هستند، دراس. روح ندارن.» دراس گفت: «من هیچ وقت اهل بحث نبودم. برای همین باهات بحث نمی‌کنم.» دیاگراس با اصرار گفت: «همین کارو بکن لطفاً! می‌خوام خیالم راحت بشه.» اسکیلگانون گفت: «برای یه بحث، سوالتِ خیلی پیچیده هستش. اگه آدم‌ها روح داشته باشن، پس آیرونماسک هم داره. اون زندگیش رو با عذاب دادن و آسیب‌زدن به مردم بی‌گناه گذرونده. من یه دوستی داشتم که یه سگ داشت. وقتی خونش آتیش گرفت، سگ از پله‌ها دوید بالا و از بین دود و آتیش رد شد و دوستم و خانواده‌اش رو از خواب بیدار کرد. همشون تونستن فرار کنند. درِ پایین خونه باز بود. سگ می‌تونست فرار کنه و خودشو نجات بده. اما اینکارو نکرد. پس اگه سگی که بدون روحه، قهرمان و عاری از خودخواهیه و آیرونماسک که روح داره اما شرور و فاسده، پس فایده‌اش چیه؟» دراس خندید و گفت: «خوشم اومد. به نظر من بهشت جای بهتری بود اگه فقط سگ‌ها توش اقامت داشتن.»
یاسمن
۵
ملکه با بهانه آزادی و با نیت انتقام وارد صحنه می‌شه و تشکرات زیادیم از مردم ترسیده دریافت می‌کنه.» رابالین پرسید: «زنیکه شرف و عزت نداره؟» اسکیلگانون با خنده زننده جواب داد: «شرف؟ اون فرمانرواست پسر. شرف لباسیه که وقتی مناسبش باشه می‌پوشه. تو ضرب المثل قدیمی رو به یاد داری که می‌گفت: هرچی با صدای بلندتری درباره شرف و عزت صحبت کنند، حساب سودشون رو هم سریع‌تر می‌کنند؟ دنبال تقوا معمول در بین فرمانروایان نباش.»