کتاب مسخ ترجمه کامل روزدار + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب مسخ

کتاب مسخ

نوع کتاب
۳.۹(از ۵۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
فرانتس کافکا، کامل روزدار
انتشارات: 
انتشارات اشاره
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مسخ

«مسخ» داستان کوتاهی از فرانتس کافکا(۱۹۲۴-۱۸۸۳)، نویسنده آلمانی است.

این کتاب همچنین نقدی از یورگِن تسینک، منتقد ادبی آلمانی در خود دارد که داستان مسخ را از جنبه پریمیتیویستی(ترجیح دادن طبیعت بر جامعه) مورد نقد و بررسی قرار داده است. کتاب مسخ با ترجمه کامل روزدار و توسط انتشارات اشاره منتشر شده است.

چه نسخه‌های دیگری از این کتاب منتشر شده است؟

رمان مسخ را تابه‌حال مترجمان ایرانی بسیاری ترجمه کرده‌اند. اولین ترجمه از صادق هدایت بود که در سال ۱۳۲۹ منتشر شد. او برای ترجمه این اثر از نسخه فرانسوی استفاده کرده بود. علی اصغر حداد برای ترجمه مسخ به سراغ نسخه آلمانی رفته است؛ کتاب او را نشر ماهی منتشر کرده است. کامل روزدار، گ. نسرکانی و محمدصادق سبط‌الشیخ ازجمله سایر مترجمان این اثر هستند. برای بررسی دقیق‌تر می‌توانید یادداشت بهترین ترجمه کتاب مسخ را مطالعه کنید.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم

«یک روز صبح، وقتی گرگور زامزا از خوابی آشفته بیدار شد، دید که در رختخوابش به حشره‌ای وحشتناک مبدل شده است. او که بر پشت سخت و زره‌گونه‌اش خوابیده بود، وقتی سرش را کمی بلند کرد، شکم قهوه‌ای گنبدگونه خود را دید که به قسمت‌های زمختی به شکل یک کمان تقسیم می‌شد، و لحافش که به زحمت روی شکمش بند بود، نزدیک بود از رویش بیافتد. پاهای فراوانش در مقایسه با حجم باقی بدنش به طرزی رقت‌انگیز باریک و لاغر بودند و بی‌اختیار در برابر چشمانش پیچ و تاب می‌خوردند.

گرگور فکر کرد: «چه بر سرم آمده؟» این واقعه خواب و رؤیا نبود. اتاقش، که هر چند کمی کوچک، ولی اتاقی دُرست و حسابی و مناسب و درخور یک انسان بود، ساکت و آرام در میان چهار دیواری آشنا قرار داشت. روی میز مجموعه‌ای از نمونه‌های پارچه پخش شده بود ـ زامزا فروشنده سیار بود ـ و بالای میزش عکسی به دیوار آویخته شده بود که اخیرا از یک مجله مصور بریده و در قاب طلایی و زیبایی کرده بود. این عکس، تصویر زنی را نشان می‌داد که یک کلاه خز بر سر داشت و یک شال خز برشانه‌هایش انداخته و شق و رق نشسته بود و ساعدهای خود را تماما در دست‌پوشِ خز سنگینی فرو بُرده و آن را به طرف بالا گرفته و در معرض تماشای بیننده این تصویر قرار داده بود.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مسخ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:مسخ
موضوع:داستان کوتاه، پژوهش ادبی
نویسنده:فرانتس کافکا
مترجم:کامل روزدار
انتشارات:انتشارات اشاره
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۳/۰۸/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۵۴ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۸۹۳۶-۷۹-۷
تعداد صفحه‌ها:۱۳۴ صفحه
قیمت کتاب:۸۱۰۰۰ تومان
برچسب:داستان آلمانی، بهترین‌های ادبیات داستانی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

علی
۱۳۹۶/۰۱/۰۳

در پایان کتاب در مورد تفسیرهای نوع طرز تفکر حاکم بر کتاب و پریمیتیویسم توضیحات و نقدهایی آمده است که خب، هر چند جالب بود خیلی برای مخاطب عامی مثل من قابل درک نبود. به هر حال فارغ از بحث...بیشتر

۱۴
Blackcrow
۱۳۹۷/۱۱/۰۳

چه بی خردانه عده ای تهی مغز به خودشون اجازه میدن درباره کافکا و مسخش اینطوری نظر بدن

۲
afsoo0n
۱۳۹۷/۰۴/۲۸

مسخ می تونه واسه همه ما اتفاق بیوفته، غم انگیز ترین بخش به نظر من صحنه نواختن موسیقی خواهرش و بر خورد بین اونها بود.

۰
sadaf
۱۳۹۵/۰۹/۰۲

مسخ،از متفاوت ترین آثارجناب کافکاس.چه کسی میدونه در پی متن های کافکا،باوجود واژه های ساده وروان،اما با وسواس انتخاب شده، چه اوهام و اندیشه هایی وجود داره؟خواننده معمولیی مثل من،تنها درد عجیب و پوچی محض زندگی و بی عدالتی رو...بیشتر

۲
دردانه
۱۳۹۶/۰۵/۲۹

من ک خیلی خوشم اومد.جالب بود .کافکا انگار یه نوع غریبانه مینویسه

۸
معین مشکات (فانوس)
۱۳۹۷/۰۲/۲۰

گرگور می‌توانست به جانوری مسخ شود که چهرهٔ چندش‌آوری نداشته و قابل‌ تحمل باشد. اما مسخ به حشرهٔ چندش‌آور در عین رقیق شدن احساسات درونی می‌تواند به این معنا باشد که فرهنگ بدویانه و اسطوره‌ای، ظاهری ناپذیرفتنی دارد و در...بیشتر

۲
soroor
۱۳۹۵/۱۰/۱۳

ولادیمیر ناباکوف(منتقد روسی):"رسا ترین تعریفی که میتوانیم از هنر به دست دهیم این است:زیبایی به اضافه دریغ.هر جا زیبایی هست دریغ هم هست .به این دلیل ساده که زیبایی محکوم به فناست:زیبایی همیشه میمیرد. وقتی ماده بمیرد، رفتار هم...بیشتر

۱
i._.shayan
۱۳۹۵/۰۸/۲۹

این کتاب رو به پیشنهاد دوست خوبم نسیم خانوم خوندم و باید بگم واقعا ازت ممنونم که این کتاب زیبا رو معرفی کردی چون کتاب واقعا خاصی بود و باعث میشد به خودت و زندگیت فکر کنی این کتاب...بیشتر

۴
Sima.zr
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۸

کتابی کوتاه اما پر از حس و فکر! حتما بخونیدش

۰
مریم
۱۳۹۶/۱۱/۱۳

اثری متفاوت وزیبا

۱
نون یه میم الف
۱۳۹۵/۱۲/۰۶

با در نظر گرفتن اینکه این اثر ممکنه عامه پسند نباشه اما به نوبه ی خودش کتاب کم نظیریه

۰
Nasim
۱۳۹۵/۰۸/۰۹

یک ماه پیش تصمیم به خوندن مسخ گرفتم ، چون در جمعی با تعجب از من پرسیدند مسخ رو نخوندی؟؟؟ ولی متاسفانه طاقچه این کتاب رو نداشت! من از نوار کتاب صوتی رو گرفتم و گوش کردم. تبدیل یک انسان به...بیشتر

۱۹
sany
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۲

بنظرم این جزو معدود کتابایی هست که ادم بعد خوندنش چند روز توی فکر میمونه که چقدر دنیاهامون تلخه و واقعا درک این کتاب برای هر کسی آسون نیست.

۰
Neo
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۳

مفاهیم کتاب واضحا عمیق و داستان پر از نماد های مختلف بود که من خودم به عنوان یک مخاطب عادی زیاد درک نکردم اما خب تجربه‌ی جالبی بود..ترجیح می‌دم رنک رو پایین نیارم و تحلیل واقعی رو بسپرم به کسایی...بیشتر

۰
کاربر 8869177
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۰۱

واقعا جای دلم برای گرگو سوخت که او تمام زندگی و وقتش رو برای خانواده اش کرده بود ولی زمانی که دیگه به درد خانواده اش نخورد اون رو طرد کردن واقعا میشه از این کتاب درس گرفت که خودمون...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Pendar Ghorbani
۱۵
چه روزهای خوبی که بعدها هرگز تکرار نگردیدند
F.Basiri
۱۱
او با اطمینان بسیار بیم از آن داشت که هر لحظه همه چیز از هم فروپاشیده بر سرش فرو خواهد ریخت، و منتظر بود. او حتی‌از صدای پُرطنینِ افتادن ویولن که از زیر انگشتان لرزانِ مادر و از روی دامنش سُر خورده به زمین افتاد، نترسید.
F.Basiri
۴
زن خدمت‌کار درِ آشپزخانه را قفل کرده و خود را در آن حبس کرده بود، به همین جهت باید گِرِتِه می‌رفت و در را باز می‌کرد. پدر آمده بود. اولین چیزی که پدر گفت، این بود: «چه اتفاقی افتاده؟»
Pendar Ghorbani
۳
حتی خونسردانه‌ترین تعمق بسیار بهتر از اخذ تصمیماتی یأس‌آمیز است.
کاف
۱
بسیار عاقلانه‌تر این بود که به جای آن‌که با گریه و خواهش و تمنا مزاحم او شوند، او را اکنون به حال خود بگذارند. ولی دُرست همین عدم اطلاع از این که چه اتفاقی افتاده، موجب ناراحتی و نگرانی دیگران می‌شد و می‌توانست عذری برای طرز رفتارشان باشد.
کاف
۱
گر چه حرف‌های او دیگر قابل فهم نبود، با این همه، کلماتی که او بر زبان می‌راند، به گوش خودش کاملاً واضح بودند، حتی واضح‌تر از پیش، شاید به این جهت که گوش او به آهنگِ این کلمات عادت کرده بود.