معرفی و دانلود کتاب خواهر خوانده + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب خواهر خواندهsubscriptionAvailable

کتاب خواهر خوانده

نوع کتاب
۴.۴(از ۷۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
جنیفر دانلی، لیلا حیدری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خواهر خوانده

کتاب خواهر خوانده نوشتهٔ جنیفر دانلی و ترجمهٔ لیلا حیدری است. انتشارات پرتقال این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این رمان حاوی یک قصهٔ مرموز، غمناک و مخوف است.

درباره کتاب خواهر خوانده

کتاب خواهر خوانده حاوی یک داستان غمناک است؛ داستانی مخوف و از زمان‌های قدیم؛ زمانی که گرگ‌ها در جنگل به انتظار دخترها می‌نشستند، دیوها سالن قصرهای نفرین‌شده را زیر پا می‌گذاشتند و ساحره‌ها در خانه‌های نان‌زنجبیلی که سقف‌های شکرکی داشت، کمین می‌کردند. این داستان برای هر دختری که راهش را گم کرده، مخوف است. برای هر دختری که خودش را گم کرده، مخوف‌تر است. این کتاب چگونه آغاز می‌شود؟

۳ خواهر زیر نور شمع کار می‌کردند. اولین خواهر موهایش بلند و باز به رنگ آفتاب سپیده‌دم بود و قیچی طلایی‌ای در دست‌های لاغرش داشت که پوستینه‌های گران‌قیمت را با آن می‌برید. دومی قوی‌هیکل و پرقدرت بود و لباسی به رنگ خون پوشیده بود. سومی عجوزه، موذی و گوژپشت بود. لباسش سیاه بود و تنها زینتی که داشت انگشتری از سنگ آتشفشانی سیاه‌رنگ بود که روی آن تصویر جمجمه حک شده بود. موهای به سفیدی برفش را پشت‌سرش جمع کرده بود و در دست‌های پینه‌بسته و جوهری‌اش قلم پَر داشت.

این رمان در بیش از ۱۰۰ بخش نوشته شده است. 

خواندن کتاب خواهر خوانده را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره جنیفر دانلی

جنیفر دانلی نویسندهٔ ۱۳ رمان و کتاب تصویری کودک است. او در نیویورک بزرگ شده و در دانشگاه روچستر رشتهٔ ادبیات انگلیسی و تاریخ اروپا را خوانده است.

رمان «نوری که در راه است»، از این نویسنده، ضدِ پیشینهٔ قاتل معروفی در ادیروندک (۱۹۰۶) است که مدال کارنگی، جایزهٔ کتاب لس‌آنجلس تایمز و جایزهٔ صداهای اصیل مرزها را از آنِ خود کرد و کتاب افتخاری پرینتز نام گرفت. دانلی در سال ۲۰۱۴ با شرکت والت دیزنی در ساخت فیلمی از کتاب پرفروش «حماسهٔ واترفایر» همکاری کرد. این کتاب مجموعه‌ای افسانه‌ای از ۶ پری دریایی است که می‌خواهند دنیا را از شر شیطانی باستانی نجات دهند. کتاب «خواهرخوانده» نیز اثر همین نویسنده است.

بخش‌هایی از کتاب خواهر خوانده

«مامان کتاب را در هوا چرخاند. «دقیقاً می‌خوای با این‌همه درسی که می‌خونی چی‌کار کنی؟ پروفسور بشی؟ دانشمند؟ این چیزها فقط برای مردهاست. اگه نتونم شوهری برای تو پیدا کنم، کی بعد از من مراقب توئه؟ اون‌وقت چی‌کار می‌کنی؟ معلم سرخونهٔ بچه‌های یه زن دیگه می‌شی؟ توی یه اتاق زیرشیروونی سرد زندگی می‌کنی؟ غذاهای موندهٔ اون‌ها رو می‌خوری؟ خیاط می‌شی، شب و روز سوزن می‌زنی تا کور شی؟» مامان با نفرت سرش را تکان داد. «اِلا حتی با لباس پاره‌پوره خوشگل‌تر از تو بود. اون زیبا و دل‌نشین بود. اون‌وقت تو چی؟ با سروکله زدن با این عددها، فرمول‌ها و معادله‌های مسخره خودت رو زشت‌تر می‌کنی. باید تموم بشه. تمومش می‌کنم.»

او به‌سمت آتشدان رفت و کتاب را در آتش انداخت.

تاوی داد زد: «نه!» و به‌سرعت از صندلی‌اش بلند شد، سیخی برداشت و سعی کرد کتاب را نجات دهد، اما شعلهٔ آتش کتاب را سیاه کرده بود.

مامان دستور داد: «زود لباس بپوشین، با هر دوتون هستم!» و با گام‌های بلند از آشپزخانه بیرون رفت. «ژاک! کالسکه رو بیار!»

ایزابل با عصبانیت پرسید: «تاوی، چرا عصبانی‌ش کردی؟» و دنبال مادرش دوید. «مامان! کجایی؟»

او داشت در جلویی را باز می‌کرد و هنوز داد می‌زد که کالسکه را بیاورند. کلی طول کشید که ایزابل بتواند او را به طبقهٔ بالا برگرداند. وقتی به اتاق‌خوابش رسیدند، کمکش کرد لباس‌هایش را درآورد و به او دمنوشی داد تا آرام شود. سعی کرد او را مجبور کند چیزی بخورد، اما مامان نخورد. در آخر، ایزابل او را به تختخوابش برد، اما وقتی داشت ملافه را روی او می‌کشید، مامان نشست و دستش را گرفت. «چه بلایی سر تو و خواهرت می‌آد؟ بهم بگو.» ترس در چشم‌هایش دیده می‌شد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خواهر خوانده و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:خواهر خوانده
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:جنیفر دانلی
مترجم:لیلا حیدری
انتشارات:انتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۹/۱۲/۰۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۵۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۴۶۲۸۱۹۸
تعداد صفحه‌ها:۴۷۶ صفحه
قیمت کتاب:۳۱۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Nazanin Moradi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۰

پادزهر واقعی برای سندروم سیندرلا!! داستان خواهر خوانده سیندرلا بود که همون اول کار انگشتای پاشو قطع میکنه که تو اون کفشه جا شه در کمتر از ۵ ساعت تموم شد و ناراحتم که تموم شده، اما انقدر گیرا و زیبا بود...بیشتر

۱
eli
۱۴۰۱/۱۰/۲۹

چرا کتاب جدیدی داخل طاقچه بی نهایت قرار نمی دید؟

۰
Kara danvers
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۰۵

اول بگم که خیلی تعجب میکنم که این کتاب اصلا اونقد که باید معروف میشد نشد به قول یکی از کاربرا انگار کتابخون های نوجوان محو شدن رفتن کجاییین؟ این داستان کلیشه ها رو میشکنه کلیشه داستان چرت سیندرلا رو میشکونه...بیشتر

۵
hosna
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۰۲

وااااای این دیگه چه کتابی بود به معنای واقعی قشنگ بود خیلی خوب بود ... داستان درمورد دختری به نام ایزابل هست که همون خواهر ناتنی سیندرلاست ...اون انگشت پاشو قطع میکنه فقط برای اینکه پاش تو کفش جا بشه .زندگی...بیشتر

۰
A
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۳

اول از همه میخوام ابراز غافلگیری کنم که طاقچه داره کتابهای چاپی رو هم ارسال میکنه. و همچنین ابراز تعجب میکنم که نصف کتابخونای نوجوان انگار آب شدن رفتن تو زمین. و اصل مطلب رو هم که بخوام بگم کتاب...بیشتر

۴
شاهدخت کتاب ها
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۱

عالی بود من که می گم صدبارم بخونیش کمه، دستان ایزابل بود خواهر خونده ی سیندرلا، یه شخصیت با اراده ی قوی، شجاع، نترس، باهوش، تصویری که اون زمان فقط از یه مرد داشتن، دختری که داستان سرنوشتش به دست...بیشتر

۰
L.B
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۶

خیلی قشنگ بود🥲🤍 روایت داستان سیندرلا از زبون خواهرش🥺💕

۰
آنیشرلی با موهای شکلاتی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۲۹

اگر فانتزی دوست داید این کتاب به نظر من ارزش خوندن داره . مخصوصا متنش ..،،بعضی از جملاتش واقعا زیبا هستند.

۰
گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۰۷

کسایی که نوستالژی خونن عالیه براشون این داستان راجبع سه تا خواهر که بنظرم خیلی عجیب بودن که درواقع همون سیندرلا با دوتا خواهر ناتنیش خوب بود

۰
یك رهگذر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۳۰

"این جادوی قلب انسان است." وقتی این جمله رو به عنوان آخرین جمله‌ی فصل صد و بیست و پنجمِ کتاب بخونین، احتمالاً قلب شماهم مثل من در سینه به لرزه در میاد. اما چرا؟ هیچکس به ادامه‌ی قصه نپرداخت، وقتی کفش بلوری...بیشتر

۰
kavion
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۲۲

کتاب خیلی جذابیه. درباره ی یکی از خواهران ناتنی سیندرلا به اسم ایزابله که تلاش میکنه خودش رو پیدا کنه و بفهمه که در دنیا چه چیزی براش مهمه و برای چی می جنگه

۰
کاربر 7297372
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۲

من این کتاب رو بر اساس نظر دیگران از طاقچه گرفتم و تا آخر خوندم، بنظرم دوستان خیلی زیاده روی کردن در تعریف کردن از این کتاب. خلاصه بخوام بگم، این کتاب مناسبه کودکان و نوجوانانه، خیلی نثر جذابی نداره و...بیشتر

۰
(:دختر کتابخوان:)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۰

مثل تمام کتاباب پرتقال مثل همیشه حرفی نمیمونه 🤍✨

۰
(: Nazanin :)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۷/۰۲

داستان متفاوتی داشت و خیلی قشنگ بود من به شخصه عاشقش شدم و فهمیدم که این همه مدت چقدر درباره خانواده الا اشتباه می کردم و هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که چه اتفاقاتی ممکن بوده براشون بیفته...بیشتر

۰
anee
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۲۱

واقعا داستان جالبیه. توی این کتاب دلیل کار های خواهر خوانده های سیندرلا معلوم میشه... اونها شاید به اندازه الا زیبا نباشن ولی باهوشن و فقط سر کوب شدن و حتی تنها کسی که دارن،مادرشون سعی میکنه وادار به چیزی...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

آنیشرلی با موهای شکلاتی
۲۲۲
بیشتر مردم تا زمانی که امید پیروزی دارند می‌جنگند، حتی اگر کورسویی باشد. آن‌ها را شجاع می‌نامند. تعداد اندکی هستند که وقتی امیدی نیست، بازهم می‌جنگند. آن‌ها را جنگجو می‌نامند
یك رهگذر
۱۳۳
گاهی همین چیزهای کوچک بزرگ‌ترین آسیب را می‌زنند؛ مثل نگاه سرد، حرف نیش‌دار، خنده‌ای که با ورود کسی به اتاق قطع می‌شود.
پریسا همانی
۶۵
«اون‌ها من رو تکه‌تکه بریدن. اما من خودم چاقو رو بهشون دادم.»
موفنری
۶۲
بیشتر مردم تا زمانی که امید پیروزی دارند می‌جنگند، حتی اگر کورسویی باشد. آن‌ها را شجاع می‌نامند. تعداد اندکی هستند که وقتی امیدی نیست، بازهم می‌جنگند. آن‌ها را جنگجو می‌نامند.
یك رهگذر
۳۵
اگه خودم کسی رو که هستم دوست نداشته باشم، چرا تو باید دوست داشته باشی؟
یك رهگذر
۳۱
دشمن بهانه است. تنها چیزی که همیشه باید با آن بجنگی خودت هستی.
Sophie
۲۰
در کتاب‌های تاریخ نوشته است که شاه‌ها و دوک‌ها و ژنرال‌ها جنگ را شروع می‌کنند. باور نکنید. ما جنگ را شروع می‌کنیم، من و شما؛ هر باری که رو برمی‌گردانیم، سکوت می‌کنیم، مداخله نمی‌کنیم سازش می‌کنیم.
f.r
۱۶
ایزابل پرسید: «شما نمایشنامه‌نویسین قربان؟» مارکی گفت: «نه اصلاً، تا حالا خودکار رو هم روی کاغذ نذاشته‌ام. اما همیشه می‌رم سراغ انجام کاری که از پسش برنمی‌آم؛ چون اگه همچین کاری نکنم هیچ‌وقت توانایی انجامش رو به دست نمی‌آرم.»
کاربر ۵۰۹۳۸۹۸
۱۳
هنوز یاد نگرفته بود که همه نادان هستند
kavion
۱۲
شانس معترضانه گفت: «تغییر مثل لبخندی توی تاریکیه. مثل یه گل رُز توی برف. مثل جاده‌ای پرخطر توی شب طوفانی.» عجوزه جواب داد: «توی تاریکی هیولا هست. گل‌های رُز توی برف می‌میرن. دخترها توی جاده‌های پرخطر گم می‌شن.» اما شانس دلسرد نمی‌شد