با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مثل هیچ‌کس

دانلود و خرید کتاب مثل هیچ‌کس

۴٫۴ از ۱۱ نظر
۴٫۴ از ۱۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مثل هیچ‌کس  نوشته  دلفین دو ویگان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مثل هیچ‌کس

«مثل هیچ‌‌کس» رمانی از دلفین دو ویگان( -۱۹۶۶)، نویسنده فرانسوی است. این کتاب در سال ۲۰۱۲، جایزه ادبی سال فرانسه را به دست آورد. داستان پیرامون زندگی و اندیشه‌های دو دختر نوجوان فرانسوی است. «لو» دختری سیزده ساله و دانش‌آموز است که مادری افسرده و خانواده‌ای نه‌چندان منسجم دارد. او با دختری ۱۸ ساله و بی‌خانمان به نام «نو» آشنا می‌شود و در این رابطه جدید می‌کوشد از دنیای نابه‌سامان خودش کمی فاصله بگیرد و به دختر ولگرد و طردشده کمک کند. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «و چه خوب می‌شد اگر «نو» به خانۀ ما می‌آمد. و اگر ما تصمیم می‌گرفتیم که خلاف پیشامدها عمل کنیم، اگر تصمیم می‌گرفتیم اتفاقات جور دیگری رخ بدهد، حتی اگر خیلی سخت و پیچیده تر از آنی باشد که تصورش را می‌کردیم. تنها یک راه حل وجود دارد: نو پیش ما بیاید. او در خانۀ ما یک تختخواب خواهد داشت، میز، کمدی که وسایلش را داخلش بگذارد و حمامی که خودش را بشوید. پیش ما او نشانی ثابتی خواهد داشت و به این ترتیب می‌تواند دنبال کار بگردد. اتاق تئیس از همان زمان خالی مانده است. پدرم تختخواب نوزادی، لباس‌ها و کمد را بخشیده بود و گهگاه اگر کاری برای انجام دادن، یا احتیاج به تنهایی داشت داخل آن اتاق می‌رفت. مادرم از آن روز به بعد دیگر هرگز داخل آن اتاق نشد یا حداقل در حضور ما هرگز پایش را آن جا نگذاشت. او به هیچ چیز آن اتاق دست نزد و پدرم بود که همه چیز را جا به جا کرد. از آن به بعد هر وقت می‌خواستیم در مورد آن جا حرف بزنیم نمی‌گفتیم اتاق، می‌گفتیم دفتر کار. دفتر کاری که درش همیشه بسته ماند. چند روزی برای گفتن قضیه صبر کردم و منتظر یک موقعیت خوب شدم. در عین حال می‌دانستم که راه‌های مختلفی پیش پایم نیست. از یک طرف واقعیت محض بود و از طرف دیگر داستانی ساختگی و حیله و ترفند برای جلوگیری از جلوه کردن نو به عنوان دختری خیابانی.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۸)
_Elahe_
۱۳۹۸/۰۳/۱۰

کتاب قشنگیه... داستان یک دختر نوجوان 13 ساله باضریب هوشی بالا که اونو از بقیه متفاوت کرده و با یک بیخانمان آشنا میشه و سعی میکنه کمکش کنه... از اون جایی که کتاب از زبان یک تیزهوش بیان میشه، خیلی

- بیشتر
زهرا
۱۳۹۵/۱۱/۱۲

چند روزیه این کتاب منو بدجور درگیر خودش کرده هنوز تمومش نکردم ولی تا اینجا دوسش داشتم

Ali Zamani
۱۳۹۶/۱۲/۲۶

با خوندنش خیلی ازش تاثیر می‌گیرید! داستان دختری که با یه بی‌خانمان آشنا میشه...

B.J
۱۳۹۷/۱۰/۲۵

من کامل خوندمش و کتابیه که هنوز به یاد دارم و پیشنهادش میکنم...

Farhan Farhan
۱۳۹۹/۰۸/۱۸

بسیار زیبا....بسیار خواندنی

راضیه
۱۴۰۰/۰۱/۱۶

داستان زیبا ومتن روانی داشت. ممنون از دوست خوبم که این کتاب روبه من هدیه داد.🌹

لیدا
۱۳۹۹/۰۸/۲۳

رمانی دوست داشتنی بود مخصوصا قهرمان داستان که یک دختر تیزهوش بود ، من یکسره کتاب رو خوندم .

نرگس
۱۳۹۵/۰۶/۲۶

من نسخه ی چاپی کتاب رو دارم. این کتاب محشره..از نظر من فوق العادس.از دستش ندین..هرچند کمی تلخه.ولی ارزش خوندن رو داره... با سپاس

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۵)
فکر کردنِ به فکر نکردن خودش نوعی فکر کردن است.
_Elahe_
ما قادریم موشک و هواپیماهای ما فوق صوت به هوا بفرستیم، مجرم را از طریق یک تار مو یا کوچکترین سلول پوستی تشخیص دهیم. می‌توانیم گوجه فرنگی‌ای تولید کنیم که سه هفتۀ تمام بدون چروکیده شدن در یخچال سالم بماند. توانایی داریم که میلیاردها اطلاعات را در ذره‌ای میکروسکوپی ذخیره کنیم. ما قادریم مردم را رها کنیم تا در خیابان جان خود را از دست بدهند.
_Elahe_
به برابری فکر کردم، به همبستگی و وحدت. به تمام چیزهایی که توی مدرسه یاد گرفته بودیم اما وجود خارجی نداشت.
_Elahe_
سه شنبه‌ها یا جمعه‌ها، وقتی که کلاسم زودتر تمام می‌شود. می‌روم تا دور شدن قطارها را تماشا کنم. لحظۀ پر احساسی ست و من دوستش دارم. دیدن احساسات مردم همیشه برایم لذت بخش بوده. برای همین است که همیشه مسابقات فوتبال را در تلویزیون دنبال می‌کنم. عاشق لحظۀ ابراز احساسات فوتبالیست‌ها بعد از گل زدن هستم وقتی که با دست‌های باز می‌دوند و بعد همدیگر را در آغوش می‌گیرند و از برد چند میلیونی‌شان خوشحالند. وقتی که هواداران دست‌هایشان را جلو دهانشان می‌گیرند، سرشان را به پشت خم می‌کنند، فریاد شادی سر می‌دهند و اشک شوق می‌ریزند.
_SOMEONE_
دعا کردم که مقاومت کند و جلوی گریه‌اش را بگیرد. چون اگر گریه می‌کرد من هم نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم و بعد ساعت‌ها گریه می‌کردم
_Elahe_
اگرآدم شانس داشته باشد می‌تواند شاهد لحظات واقعی جدایی باشد، جدایی‌هایی که انگار مدت‌ها طول خواهد کشید، یا این طور به نظر می‌رسد. در چنین موقعیت‌هایی احساسات خیلی عمیق ترند. انگار هوا سنگین می‌شود و آنها تنهای تنها هستند و هیچکس دور و برشان نیست.
_SOMEONE_
اگر فرض شود که با دو نقطه می‌شود یک خط راست ترسیم کرد و فقط و فقط یک خط راست، روزی این خط را یا از خودم به سمت او می‌کشم یا از او به سمت خودم.
_SOMEONE_
با چهره‌هایی بی‌تاب و بی‌قرار و چشمانی که دو دو می‌زنند و ناگهان لبخند زنان آغوش می‌گشایند، دست‌هایشان را تکان می‌دهند، می‌دوند و همدیگر را در آغوش می‌فشارند. و من عاشق این لحظات دوست داشتنی ابراز احساساتم.
_SOMEONE_
کسی که از اعتماد تو مطمئن می‌شود، اولین کسی ست که به تو خیانت می‌کند.
فریبا
شب‌ها وقتی آدم خوابش نمی‌برد نگرانی‌ها زیاد می‌شوند، بزرگ می‌شوند، وسعت می‌گیرند و به تدریج که زمان می‌گذرد روزهای بعد هم تاریک و مبهم می‌شوند. بدترین چیزها اتفاق می‌افتد، همه چیز غیر ممکن به نظر می‌رسد و دیگر زندگی آرام به نظر نخواهد رسید. بی‌خوابی، روی تاریک تخیل است. من خیلی خوب این ساعت‌های تاریک و رمز آلود روز را می‌شناسم. صبح با کرخی و بی‌حالی از خواب بیدار می‌شویم و سناریوی مصیبت و فاجعه، عجیب و غیر عادی به نظر می‌رسد، و روز، خاطرۀ آن شب تلخ و سخت را از ذهن پاک خواهد کرد. بیدار می‌شویم و به خود می‌گوییم می‌توانیم، درست می‌شود. اما گاه شب خود گویاست، گویای تنها یک واقعیت است: زمان می‌گذرد و دیگر هیچ چیز مثل سابق نخواهد بود.
راضیه

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۳۱ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۱/۰۱
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۳۷۶-۰۱۴-۱‬‬
تعداد صفحات۲۳۱صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۱/۰۱
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۳۷۶-۰۱۴-۱‬‬