با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
جهان ساعتش را با چشم‌های تو تنظیم می‌کند

دانلود و خرید کتاب جهان ساعتش را با چشم‌های تو تنظیم می‌کند

۳٫۸ از ۲۱ نظر
۳٫۸ از ۲۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب جهان ساعتش را با چشم‌های تو تنظیم می‌کند  نوشته  نزار قبانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب جهان ساعتش را با چشم‌های تو تنظیم می‌کند

جهان ساعتش را با چشم‌های تو تنظیم می‌کند مجموعه شعری لطیف و عاشقانه از نزار قبّانی، شاعر معاصر سوری است.

درباره نزار قبانی

نزار قبانی در سال ۱۹۲۳ در دمشق به دنیا آمد. از ۱۶ سالگی به سرودن شعر روی آورد و در دانشگاه به تحصیل رشته‌ی حقوق پرداخت. به علت شغلش که کار در وزارت خارجه بود به کشورهای زیادی سفر کرد و همین سفرها تاثیرات بسیاری از زبان اشعار او گذاشتند. نزار قبانی بیشتر شهرتش را مدیون اشعار عاشقانه‌اش است که به اکثر زبان‌ها زنده‌ی دنیا ترجمه شده‌اند. خوانندگان بسیاری شعرهای او را خوانده‌اند.

نزار قبانی شاعری است که چهره معشوق را در شعر عرب تغییر داد. این شاعر با بازآفرینی چهره معشوق به وطن تصویر جدیدی در شعر عرب ساخت. زبان پربار و ذهن خیالپرداز عربی همواره خاستگاه شعر و موسیقی بوده است و از عصر جاهلی تا به امروز زبان عربی همیشه به ساختن کلمه پرداخته و معنای جدید خلق کرده است. قبانی یکی از کسانی است که این ویژگی را  د اشعارش به حد اعلای خود رسانده است.

 اتفاقات و بحران های عاطفی هم بر شعر قبانی تاثیر زیادی گذاشته اند. حوادثی مثل خودکشی خواهرش در سن ۲۵ سالگی به دلیل مخالفتش با ازدواجی که برایش ترتیب داده بودند، مرگ پسرش به علت بیماری قلبی و کشته شدن همسرش در بمب‌گذاری سفارت عراق.

نزار قبانی در سال ۱۹۹۸ پس از سال‌ها فعالیت ادبی و هنری در اثر بیماری قلبی در لندن درگذشت و جسدش در دمشق به خاک سپرده شد.

«باران یعنی تو برمی‌گردی»، «بیروت، عشق و باران»، « عشق پشت چراغ قرمز نمی‌ماند»، «بلقیس و عاشقانه‌های دیگر»، «در بندر آبی چشمانت»، « تا سبز شوم از عشق»، «گنجشم‌ها ویزا نمی‌خواهند» و «عشق ما روی آب راه می‌رود» تعدای از مجموعه‌ها و کتاب‌های ترجمه شده نزار قبانی به فارسی‌اند.

خواندن کتاب جهان ساعتش را با چشم‌های تو تنظیم می‌کند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

تمامی دوست‌داران شعر معاصر جهان، به ویژه اشعار عاشقانه را به خواندن شعرهای نزار قبانی دعوت می‌کنیم. 

شعری از کتاب جهان ساعتش را با چشم‌های تو تنظیم می‌کند

روزی شاعری نزد خدا رفت

تا از ارگان‌های سرکوب‌گر شکایت کند

خداوند نگاهی به زیرِ آسمان‌ها افکند و گفت:

فرزندم!

در را وقتِ آمدن

پشتِ سرت

محکم بسته‌ای؟!



نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۸)
سعید هلیچی
۱۳۹۵/۰۶/۲۶

نزاز قبانی شعرهایش قلب و روح خواننده را لمس میکند

arman eghbali
۱۳۹۸/۱۰/۲۵

نزار عشقه! ولی این کتاب زیاد غلط تایپی داره.

Faezeh
۱۳۹۹/۰۲/۱۱

تعداد شعرها کمتر از حد معموله، در نیم ساعت خواندمش فقط دو تا از شعرهاش را دوست داشتم ترجمه هم خوب بودولی عالی نه، برخلاف خودستایی مترجم در مقدمه از بعضی شعرهای این کتاب ترجمه‌های زیباتر هم موجوده.

sama shirvan
۱۳۹۹/۰۲/۲۹

عاشقانه‌های زیبایی داره اما من جز دوسه قسمت، کلا باهاش ارتباط نگرفتم.

Yasmingh
۱۴۰۰/۰۱/۲۱

«در شعر و شاعری چیزی به نام آتش بس معنا ندارد مرخصی تابستانی و استعلاجی و اداری باد هواست یا تا آخرین قطره خونت به میدانی یا از بازی به دری» خیلی عالی نبود ولی به خواندن یکباره اش می ارزید.

fatima
۱۳۹۹/۰۶/۲۶

سبکش رو دوست نداشتم

محبوبه
۱۳۹۹/۰۷/۰۵

اشعار این شاعر سوری تقریبا شناخته شدست و اکثرا با سبکشون آشنا هستیم اشعار این کتاب هم با موضوع عشق هستند نزار قبانی:((از آداب سخن گفتن با یک بانو این است که اول به "چشمانش" گوش فرا دهی)) پ ن: نقل قول نوشته

- بیشتر
آرام
۱۳۹۹/۰۵/۱۴

سرشتِ ما دریاست جنون و تحوّلش در ماست خروشِ کفِ آب‌هاییم ما جهالتِ خیزاب‌ها به جدالِ هم برخاسته‌ایم به شکستنِ خویش و هنگامی که بادِ سخت بیارامد ساحل را غلت می‌زنیم چون دو کودک در تعطیلاتِ مدرسه...

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۸۷)
اگر مردی را می‌شناسی که بیشتر از من دوستت دارد او را به من نشان بده! اول به او تبریک خواهم گفت آنگاه: می‌کشمش.
Pariya
بانوی من! ای کاش در زمانه‌ی دیگری بودیم در روزگاری عاشقانه‌تر شاعرانه‌تر حساس‌تر به بوی کتاب و یاسمن و آزادی
Pariya
ای کاش در روزگارِ دیگری بودیم روزگاری از آنِ گنجشکان به دستِ قوها آهوان پریانِ دریایی روزگاری از آنِ نقاشان شاعران نوازنده‌ها روزگاری از آنِ کودکان عاشقان دیوانه‌ها
Pariya
اگر مردی را می‌شناسی که بیشتر از من دوستت دارد او را به من نشان بده! اول به او تبریک خواهم گفت آنگاه: می‌کشمش.
Leopold_Bloom
دانستم که چگونه خنجری از تبارِ عشق پهلو می‌شکافد و بیرون نمی‌رود
مادر بزرگ علی💝
ای کاش در زمانه‌ی دیگری بودیم در روزگاری عاشقانه‌تر شاعرانه‌تر حساس‌تر به بوی کتاب و یاسمن
...💙
کافه‌های دنیا دانشکده‌های عاشقی‌اند اگر روزی تعطیل شوند عشق و عاشقی هم تمام می‌شود
...💙
افسوس! دیر رسیده‌ایم و به جست و جوی گلِ سرخ رفته‌ایم در زمانه‌ای که عشق را نمی‌شناسد
باران
در خیابان‌های شب جایی برای پرسه‌ نمانده‌ست چشم‌های تو شب را اشغال کرده‌اند
...💙
پیش از این عاشقان از عشقشان که می‌گفتند می‌خندیدم!
helen

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۱ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۶/۱۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۶۵۲-۰۳-۱‬
دسته بندی
تعداد صفحات۶۱صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۶/۱۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۶۵۲-۰۳-۱‬