کتاب جامانده در اعماق اقیانوس کیت الن + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب جامانده در اعماق اقیانوس

کتاب جامانده در اعماق اقیانوس

نویسنده:کیت الن
امتیاز
۴.۶از ۲۱ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب جامانده در اعماق اقیانوس

کتاب جامانده در اعماق اقیانوس نوشتۀ کیت آلن است. این کتاب را انتشارات پرتقال منتشر کرده است.

درباره کتاب جامانده در اعماق اقیانوس

در این داستان با زندگی پرفرازونشیب لوسی همراه می‌شویم؛ دختری سیزده‌ساله که در پنجمین تابستان بعد از مرگ مادرش - یک زیست‌شناس و متخصص کوسه - فقدان بزرگ ازدست‌دادن دوستش را هم متحمل می‌شود. او که حالا با پدرش زندگی می‌کند باید با این دو غم بزرگ کنار بیاید تا هم خودش و پدر را از این شرایط رها کند. پس تصمیم می‌گیرد با ادامه دادن و دنبال‌کردن تحقیقات ناتمام مادرش دربارة نوع خاصی از یک کوسه، و همین‌طور با کمک علاقه‌ای که به اقیانوس و کوسه‌ها از مادرش به ارث برده، با سوگواری و مشکلات روحی و روانی ناشی از این فقدان¬ها، کنار بیاید. اما میان تحقیقات مادرش، متوجه موضوعی می‌شود ...

خواندن کتاب جامانده در اعماق اقیانوس را به چه کسی پیشنهاد می کنیم؟

کتاب جامانده در اعماق اقیانوس برای نوجوانان و علاقه‌مندان به رمان‌های نوجوانان کتابی جذاب و خواندنی است.

درباره کیت آلن

کیت آلن در ماساچوست بزرگ شد و با خانواده‌اش در مینیاپولیس، زندگی می‌کند. مناقصه خط اولین رمان اوست.

بخش‌هایی از کتاب جامانده در اعماق اقیانوس

فرد فقط ثانیه‌ای به پشت سرش نگاه کرد، اما از سرعت قدم‌های تندش کم نکرد. چشم از او بر نداشتم اما عجله هم نکردم، از کنار مغازه جنس‌های وارداتی چینی گذشتم که کنار ویترین چند مغازه دیگر و زیر یک ردیف خانه با بام‌های سفالی بود، بعد از کنار مغازه بستنی‌فروشی رد شدم که پیچک همه‌جایش را پوشانده بود و بعد دکل تلفن پشت دکل تلفن بود که با انبوهی از سیم‌های شل‌وول به هم وصل شده بودند. هوا گرم بود؛ گرمای وسط ژوئیه. دلم نمی‌خواست روی اسکله بی سایه پرسه بزنم. برایم مهم نبود ماهیگیر چه جانوری را به خشکی کشانده بود. پیچیدم به میدان داک، از مغازه آب‌نبات فروشی ای عبور کردم که در ویترینش آب‌نبات‌کشی گذاشته بود. همان‌طور که به سمت اسکله تی می‌رفتم، تخته‌سنگ‌های گرانیتی کمکم جای آسفالت خیابان را می‌گرفتند. اینجا همان قسمتی از شهر بود که ماهیگیران صیدشان را خالی می‌کردند. دسته‌دسته آدم لب لنگرگاه ایستاده بودند و نمی‌گذاشتند چیزی ببینم. نگاهی انداختم تا فرد را پیدا کنم. بوی تندوتیزی پیچیده بود، نه به‌تندی بوی بندر گلاستر، اما بوی عجیبی بود. بوی شاه‌ماهی‌هایی نبود که صیادها برای طعمه استفاده می‌کردند، یا حتی بوی خود صید. بوی خاک مانندی بود که از چوب‌های جلبکی رنگ و از آب مانده پشت موج‌شکن بلند می‌شد. چشمم به فرد خورد و همان‌طور که او راهش را از میان جمعیت پیدا می‌کرد، دنبالش رفتم. اضطراب به جانم افتاد و یاد رژه چهارم ژوئیه افتادم و تلاشم برای اینکه از پدرم عقب نمانم. مسیر فرد را پیش گرفتم و تقلا کردم به او برسم. قبل از اینکه به چشم خودم کوسه را ببینم، صدای فرد را شنیدم.

نظرات کاربران

شاهدخت کتاب ها
۱۴۰۰/۱۰/۰۱

عالی بود ، بهترین داستان عمرم ، داستان در مورد دختری ۱۳ ساله است که مادرش متخصص کوسه بود اما در یک حادثه مرده و حالا دخترش راز های زیادی در این باره کشف خواهد کرد ❤️❤️❤️❤️❤️ به آنهایی که

- بیشتر
Taraneh
۱۴۰۱/۰۳/۲۲

کتاب خوبیه فقط یکم ناراحت کنندست.

𝓑𝓸𝓸𝓴
۱۴۰۱/۰۵/۰۵

کتاب خیلی قشنگی بود ... قسمت هایی از کتاب برای من ناراحت کننده بود ولی در کل عالی بود حتما بخونید 📚

کاربر ۳۸۶۵۱۸۸
۱۴۰۰/۰۹/۳۰

عالی

A.B
۱۴۰۲/۰۸/۱۲

یکی از قشنگ ترین کتاب هایی بود که خواندم 🌊💙

Rosha Sheybani
۱۴۰۲/۰۳/۳۰

تنها چیز باحال اعتماد به نفس فرد بود که فکر می کرد قیافه اش باحال شده است !

somaye
۱۴۰۴/۱۲/۲۸

صفحات آخر کتاب خیلی زیبا بود؛))))

روژی نا
۱۴۰۴/۱۲/۰۳

کتاب جالبی بود و مخصوص نوجوانان. یکم اواسطش حوصلم سررفته بود ولی چون آدمی نیستم که کتابی رو نصفه بذارم تا آخرش خوندم. می ارزه ❤️

poupak
۱۴۰۴/۰۵/۰۱

دوسش دارم واقعا بهم حس خوبی میده ✨🦩لوسی رو دوست دارم چون دختر قوی بود چون هم مامانش و هم صمیمی ترین دوستش فرد رو از دست داد و فرد رو دوست دارم چون همیشه کنجکاو بود بیرون از جهان

- بیشتر
توماس شلبی
۱۴۰۳/۱۰/۲۸

بهترین کتابیه که تا حالا تو عمرم خوندم عالیه. نشر پرتقال حرف نداره . نویسنده خیلی خلاقانه کار کرده رو این کتاب 🧡💚

بریده‌هایی از کتاب

دیدی وقتی می‌ری کتاب‌فروشی، می‌بینی یه کتاب با بقیه فرق داره؟ و وقتی می‌خونی‌ش، حس می‌کنی اون کتاب تو رو انتخاب کرده؟
همچنان خواهم خواند...
: «مامانم همیشه می‌گفت بهترین روش دفاع از هرچیزی اینه که کارت رو خوب انجام بدی.»
حسین علیزاده
چیزی از زیست‌شناسی سرم نمی‌شد و ویژگی‌هایی که کوسه‌ای را با کوسه‌های دیگر هم‌رده می‌کرد، نمی‌شناختم. اما از خواندن داستان‌های رفتارشان خوشم آمد. برای همین دربارهٔ جنین کوسه‌ها بیشتر خواندم، آن‌ها خواهرها و برادرهای کوچکشان را می‌خورند و آخرسر هم هرکسی را که در رحم مادر مانده می‌بلعند تا اینکه کوسه‌ای که از همه قوی‌تر است، زنده می‌ماند و مادر فقط یک بچه به دنیا می‌آورد. ترسناک است.
همچنان خواهم خواند...
«تو خوبی؟» «نه واقعاً.» گفت: «می‌خوای بیام اونجا؟» گفتم: «نمی‌دونم، بهت زنگ می‌زنم.» چرخه دوباره آغاز شده بود.
سُهاد
همیشه سرگرم کاری بود که برای دیگران جذابیتی نداشت. اما همین باعث می‌شد آدم جذابی باشه، متوجهی؟» متوجه بودم.
سُهاد
مارپیچ صدف با نسبت‌های بی‌نقصی ساخته شده. تا حالا شده یه موجود زنده رو ببینی و از خودت بپرسی چطوری به وجود اومده؟
همچنان خواهم خواند...
با خودم فکر کردم شاید بتوانم فقط با بستنی زنده بمانم.
Nursa
گیچ شده بودم، اما بعد فکر کردم شاید او گیج شده بود.
poupak
«خیلی چیزها داشتم که بهش بگم، اما اون نبود. نمی‌دونستم باید با افکارم چی‌کار کنم. هنوز باید باهاش حرف بزنم. باید حس کنم هنوز اینجاست.»
poupak
غم او مثل یک چرخه بود. مدام به لحظهٔ دلتنگی می‌رسیدم.
روژی نا

حجم

۸۲۲٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۳۱۲ صفحه

حجم

۸۲۲٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۳۱۲ صفحه

قیمت:
۱۶۰,۰۰۰
۱۲۸,۰۰۰
۲۰%
تومان