معرفی و دانلود کتاب مرگ خانم وستاوی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب مرگ خانم وستاوی
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب مرگ خانم وستاوی

نوع کتاب
۳.۸(از ۷۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
روث ور، زهرا هدایتی
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مرگ خانم وستاوی

کتاب الکترونیکی «مرگ خانم وستاوی» نوشتهٔ روث ور با ترجمهٔ زهرا هدایتی در نشر نون چاپ شده است. مرگ خانم وستاوی رمان مهیج دیگری است از روث‌ور نویسندهٔ جنگل تاریک تاریک و زنی در کابین شمارهٔ ده. عده‌ای به روث ور لقب آگاتا کریستی زمانه را داده‌اند. این رمان هم مثل سایر آثار او توانسته افتخارات زیادی را کسب کند. از جمله حضور در لیست پرفروش‌ترین کتاب‌های ساندی تایمز و نیویورک تایمز.

درباره کتاب مرگ خانم وستاوی

در یک روز معمولی، هریت وستاوی نامه ای غیرمنتظره دریافت می کند؛ ارثیهٔ قابل توجهی از مادربزرگش به او رسیده. او به سرعت درمی یابد که نامه به اشتباه ارسال شده است. هریت تصمیمی می‌گیرد که زندگی‌اش را برای همیشه تغییر می دهد، اما به محض اینکه فریبکاری اش را شروع کند دیگر راه برگشتی نخواهد داشت؛ یا باید ادامه دهد یا خطر از دست دادن همه چیز، حتی زندگی اش را به جان بخرد.

کتاب مرگ خانم وستاوی را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم

این کتاب به دوست‌داران رمان‌های معمایی و پرهیجان پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب مرگ خانم وستاوی

دختر در باد بیشتر یک‌وری کج می‌رفت تا این‌که راه برود و با سرسختی پاکت ماهی و سیب‌زمینی خیس را زیر بغلش محکم گرفته بود، حتی با این‌که تندباد به کاغذ چنگ می‌زد و سعی می‌کرد بسته را باز کند و محتوایش را روی اسکله بریزد و پراکنده کند تا مرغ‌های دریایی صاحبش شوند.

همان‌طور که از خیابان رد می‌شد، دستش روی یادداشت مچالهٔ توی جیبش بسته شد و به پشت سرش نگاه کرد و پهنای تاریک و دراز پیاده‌رو را به‌دنبال هیکلی پنهان در سایه‌ها جست‌وجو کرد، اما کسی آنجا نبود. به‌هرحال، کسی که او بتواند ببیند نبود.

کم پیش می‌آمد که اسکله آن‌قدر خالی باشد. کافه‌ها و کلاب‌ها تا پاسی از شب باز بودند و ساکنان و توریست‌های ناهشیار را تا طلوع صبح به ساحل سنگی می‌ریختند، اما آن شب، حتی قَدَرترین خوش‌گذرانان از بیرون‌آمدن منصرف شده بودند و حالا، در ساعت ۹:۵۵ دقیقهٔ شب سه‌شنبه‌ای بارانی، تمامی گردشگاه ساحلی به هال۱ تعلق داشت و فقط چراغ‌های چشمک‌زن اسکلهٔ تفریحی نشانهٔ حیات بودند، به‌جز مرغ‌های دریایی‌ای که بالای آب‌های تاریک و ناآرام کانال می‌چرخیدند و جیغ می‌کشیدند.

موهای کوتاه مشکلی هال با باد توی صورتش می‌خورد، عینکش بخار گرفته بود و لب‌هایش از نمک باد دریا قاچ‌قاچ شده بود. اما بسته را محکم‌تر زیر بغلش گیر داد و از اسکله سمت یکی از خیابان‌های مسکونی باریک پر از خانه‌های سفید بلند پیچید که در آن باد چنان ناگهان کاهش پیدا کرد که باعث شد تلوتلو بخورد و چیزی نمانده بود سکندری بخورد. باران کم نشد. درواقع، دور از باد انگار اصلاً با ثباتی بیشتر نم‌نم می‌بارید. سمت ویلاهای چشم‌انداز دریا پیچید.

اسمش دروغ بود. هیچ ویلایی وجود نداشت، فقط ردیفی کوتاه و کمی درب‌وداغان از خانه‌های دیواربه‌دیوار بود که رنگشان از تماس مداوم با هوای نمکی پوسته‌پوسته شده بود. و هیچ چشم‌اندازی وجود نداشت، نه از دریا و نه از هیچ‌جای دیگری. شاید زمانی چنین بود، وقتی خانه‌ها تازه ساخته شده بودند، اما از آن زمان ساختمان‌های بلندتر و مجلل‌تری، نزدیک‌تر به دریا بالا رفته بودند و هر چشم‌اندازی که زمانی ویلاهای چشم‌انداز دریا داشتند به دیوارهای آجری و بام‌های سفالی تبدیل شده بود، حتی از آپارتمان زیرشیروانی هال. حالا تنها مزیت زندگی بالای سه طبقه پلهٔ باریک و زهواردررفته این بود که آدم صدای گرمب‌گرمب همسایه‌ها را بالای سرش نمی‌شنید.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مرگ خانم وستاوی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:مرگ خانم وستاوی
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:روث ور
مترجم:زهرا هدایتی
انتشارات:نشر نون
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۸/۲۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۶.۴۵ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۸۷۴۰-۵۱-۳
تعداد صفحه‌ها:۴۰۰ صفحه
قیمت کتاب:۳۶۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه منظومه داستان ترجمه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مهرناز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۵

یه داستان تریلر جذاااااب. عاشق قلم نویسنده و داستان شدم. داستان درباره‌ی دختری به اسم هالی هستش که به شدت فقیره و بعد از مرگ مادرش هیچ‌کس رو نداره و پول هم به یه نزول‌خور بدهکاره. هالی که با ورق‌های تاروت،...بیشتر

۱
fa.amintaheri
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۰۵

درکل کتابیه که یکبار ارزش خوندن رو داره ولی ایراداتی داره از جمله اینکه: .اوایل کتاب تا حدودی یکنواخت و خسته کننده به نظر میرسه .توصیفات زیادی از هرچیز کوچیکی داره که من اون قسمتهارو زیاد نخوندم .من همیشه از نشر...بیشتر

۰
annie and her books
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۴

خوب بالاخره خوندن این کتاب رو تموم کردم اول خلاصه داستان: داستان راجب دختریه به اسم هریت( که بهش میگن هال) که مادرش رو از دست داده و داره با غم دوری مادرش زندگی سختی رو میگذرونه هیچ پولی نداره و به یه...بیشتر

۰
آلی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۰۲

واقعا عالی بود . سوژه پردازی ۲۰. ترجمه شم خوب بود . وقتی نمیتونستم برم سراغش ، مریض میشدم . حالا که تمومش کردم حس خیلی خوبی دارم . باعجله کارامو میکردم که از همونجایی که موندم ادامه بدم ....بیشتر

۰
erinne
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۱۰/۰۶

به نظرم داستان کتاب اصلا منطقی نبود. مگه نباید هر جنایتی یه دلیل منطقی داشته باشه؟ خسته کننده بود و به نظر من بی ربط بود. کپی دست چندم از کتابهای آگاتا کریستی بود ولی نه به اون جذابیت و...بیشتر

۳
مارابه سخت جانی خود این گمان نبود
۱۴۰۲/۰۶/۲۹

اولین کتابی که از روث ور خوندم معماهای این کتاب خیلی جذابن و باید بگم که فقط مربوط به کشف قاتل نیست یه عالمه چیز دیگه وجود داره که باید کشفش کنید و این خیلی داستان رو جذاب میکنه در اواخر...بیشتر

۰
Zoha
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۲۳

من بیشتر اثار روث ور رو خوندم و این هم مث قبلی ها عالی بود به نظرم ارزش خوندن رو داره

۰
زهرا 🌻
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۷/۰۷

خیلی قشنگ بود ، توی کل داستان با هریت همراه بودم لحظه به لحظه و قدم به قدمش رو باهاش طی کردم و باهاش خوشحال شدم و باهاش ترسیدم ❤️🤧 ✏️قلم روث ور محشر بود و به شدت جذاب داستان رو...بیشتر

۰
SpringGentle
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۷/۰۴

اول داستان کمی کسل کنندس و ترغیب نمیکنه برای ادامه من فقط برای اینکه داستان رومتوجه بشم ادامه دادم ازاواسط داستان اوج میگیره فقط یکی دومورد لنگ میزد ۱)ادوارد پارتنر ایبل بود و درداستان دوست معرفی شده بود ولی رفتارای...بیشتر

۰
rozhin
۱۴۰۵/۰۲/۱۳

داستان قشنگ بود ولی توضیحات غیر ضروری و ترجمه‌ی ضعیف و روی مخ کار رو خراب کرده بود اگر حوصله‌ی داستان های کش داده شده دارید بخونید

۰
مهرنوش
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۸

داستان درباره دخترفالگیری که ظاهرا اشتباهی بهش ارثیه بزرگی میرسه و حقیقت هایی درباره زندگیش کشف میکنه من خیلی داستان پردازی دوس داشتم مخصوصا شوک های آخر داستان رو برخلاف بقیه نظرات من توصیف های راجع به کارت های تاروت...بیشتر

۰
ماتیلدا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۱۹

داستان درمورد دختری به اسم هال هستش که از نظر مالی شرایط خوبی نداره مادرش فوت شده و تنها تو آپارتمانی زندگی میکنه که پول اجارشو نداره تو یه اتاقک توی اسکله فال طاروت میگیره و به یه نزول خور...بیشتر

۰
Z@hr@
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۰

این سومین کتاب از روث ور است که خوندم. هیجان این کتاب برام بیشتر بود و داستانش به‌ویژه در فصل‌های پایانی کشش بیشتری داشت. نکته‌ای که هم خودم میگم هم بعضی خوانندگان دیگه، اینه که نویسنده خیلی توصیف و توضیح...بیشتر

۰
خودِ خودِ سِوِروس اِسنیپ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۱۵

معمایی و غافلگیر کننده ترجمه عالی و روان

۰
mahsa
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۶

از خوندن این کتاب خیلی لذت بردم. بر خلاف تصورم از اون کتاب های جنایی/معمایی ای که تم ترسناک دارن نبود، اما شخصیت پردازی خیلی خوبی داشت، داستان پر جزئیاتی بود و ممکنه برای بعضی خواننده ها کشش نداشته باشه...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

ماهی؛
۵
آدمی که حالا بود آن دختری نبود که زمانی ممکن بود بشود.
ماهی؛
۵
سرنوشت ظالمه و بی‌حساب‌وکتاب.
rozmin
۴
هال عادت داشت مو را از ماست بیرون بکشد، این‌که اهمیت چیزی را که مردم نمی‌گفتند به‌اندازهٔ چیزی که می‌گفتند کشف کند. به‌نوعی این کارش بود، اما کلمات ناگفتهٔ این نامه‌ها هیچ رمزگشایی‌ای لازم نداشت. می‌گفتند: می‌دانیم کجا کار می‌کنی، می‌دانیم کجا زندگی می‌کنی، و بازمی‌گردیم.
ramina
۴
آدم دلش برای چیزی که نداشته تنگ نمی‌شه.
ماهی؛
۴
اما بیش از همه چیزی بود که سال‌ها به خودش جرئت نداده بود حسش کند؛ امید.
ramina
۳
مهم‌ترین حقایق معمولاً در چیزی قرار دارند که مردم نمی‌گویند
Zohreh
۲
فهمیده بود که مهم‌ترین حقایق معمولاً در چیزی قرار دارند که مردم نمی‌گویند، و یاد گرفته بود رازهایی را بخواند که در روز روشن مخفی شده بودند، در چهره‌هایشان، و در لباس‌هایشان، و در احساساتی که وقتی فکر می‌کردند کسی نگاهشان نمی‌کند، لحظه‌ای از روی صورتشان می‌گذشت.
آی‌دا
۲
هر چقدر هم آدم سفر کند، همیشه به جایی می‌رسد که از آن شروع کرده است.
ماهی؛
۲
دختر درون عکس نیازی نداشت روی پوستش یادگار حک کند، چون تمامی چیزی که می‌خواست به یاد داشته باشد درست کنارش بود. لباس سیاه نمی‌پوشید، چون چیزی نبود که بخواهد برایش عزاداری کند. وقتی تا خانه می‌رفت سرش را پایین نمی‌انداخت و یقه‌اش را بالا نگه نمی‌داشت، چون چیزی نبود که بخواهد از آن پنهان شود. آن دختر گرم بود و خوب غذا می‌خورد و مهم‌تر از همه‌چیز این بود که کسی دوستش داشت.
mahsa
۱
همیشه جلو غریبه‌ها خجالتی و ساکت بود، در دبیرستان پرسروصدایش مثل ماهی بیرون از آب بود؛ اما چیزی که متوجهش نشده بود این بود که تمامی آن سال‌هایی که با خونسردی عقب ایستاده بود و دیگران را تماشا کرده بود، داشت بی‌اعتنایی‌اش را کامل می‌کرد و مهارت‌هایی را یاد می‌گرفت که روزی به حرفه‌اش تبدیل می‌شد. داشت جنبه‌های متفاوتی را نگاه می‌کرد که مردم از خودشان نشان می‌دادند، چیزهایی که وقتی مضطرب یا امیدوار بودند یا سعی می‌کردند از حقیقت اجتناب کنند به‌طور ناخودآگاه لو می‌دادند