
کتاب ثریا در اغما
معرفی کتاب ثریا در اغما
ثریا در اغما رمانی از اسماعیل فصیح است. این رمان در سال ۱۳۶۲ در تهران منتشر شد و در عرض یک سال به چاپ چهارم رسید. همزمان با چاپ چهارم این اثر، ترجمۀ انگلیسی آن در سال ۱۹۸۵ منتشر شد. این کتاب که تا سال ۱۳۸۵، یازده بار تجدید چاپ شده، جزو پرخوانندهترین آثار ایرانی شمرده شدهاست.
درباره کتاب ثریا در اغما
این کتاب روایتگر ماجرایی پیرامون جلال آریان است که خواننده را گاه به گرمای آبادان میبرد و گاه مهمان کافههای پاریس میکند؛ درحالیکه ایران دومین ماه از جنگ را پشت سر میگذارد، جلال آریان برای رسیدگی به وضعیت خواهرزادهاش ثریا که به کما رفته راهی فرانسه میشود و همین سفر او را با ایرانیان ساکن پاریس روبهرو میکند. فصیح در رمان خود به هنرمندان، سیاستمداران و نظامیهایی که بعد از انقلاب ایران را ترک کردند نظری دارد و با وجود حکایت از شرایطی که در آن برهه تاریخی بر ایران و ایرانیان حکم میراند از قضاوت مستقیم خودداری کرده و این اختیار را به خواننده میبخشد که خود پیرامون همه آن چه حکایت میشود تصمیم بگیرد.
خواندن کتاب ثریا در اغما را به چه کسی پیشنهاد می کنیم؟
علاقهمندان به داستانهای واقعگرای فارسی، از خواندن این اثر لذت خواهند برد. اگر از خواندن کتابهایی مثل چشمهایش (بزرگ علوی)، خانه ادریسیها (غزاله علیزاده) و آبشوران (علیاشرف درویشیان) لذت بردید، این اثر را نیز دوست خواهید داشت.
درباره اسماعیل فصیح
اسماعیل فصیح در ۲ اسفند ۱۳۱۳ در محله درخونگاه تهران به دنیا آمد. پدرش ارباب حسن در چهارراه گلوبندک کاسب بود. اسماعیل در دو سالگی پدر را از دست داد و یتیم شد. فصیح از مهر ماه ۱۳۲۰، یعنی در شش سالگی و همزمان با شروع حملۀ متفقین در جنگ جهانی دوم به ایران، به مدرسه ابتدایی عنصری رفت و دوران تحصیلات متوسطه خود را از پاییز سال ۱۳۲۶ در دبیرستان رهنما آغاز و در سال ۱۳۳۲ با دیپلم طبیعی پایان داد.
در آغاز تابستان ۱۳۳۵ فصیح پس از چند سال کار و تدریس و پسانداز، درخونگاه ایران را ترک کرد و از راه استانبول و پاریس به آمریکا پرواز کرد و در شهر بووزمن، مونتانا به تحصیل ادامه داد و لیسانس شیمی گرفت. پس از اتمام درس به سانفرانسیسکو نقل مکان کرد. در سانفرانسیسکو با دختری نروژی به نام آنابل کمبل ازدواج کرد. همسرش هنگام زایمان در بیمارستان، همراه با نوزادی که در شکم داشت درگذشت. فصیح پس از یک سال کار کردن به مونتانا بازگشت و از دانشگاه میزولا مونتانا مدرک ادبیات انگلیسی گرفت. همانجا بود که ارنست همینگوی را دید و با او گپی دوستانه و کوتاه زد. سپس به دانشگاه میشیگان رفت؛ اما به دلایلی مقطع کارشناسی ارشد را نیمهکاره رها کرد و به تهران بازگشت. پس از بازگشت به ایران، چند ماهی را در مؤسسه انتشاراتی فرانکلین به عنوان مترجم کار کرد؛ سپس با معرفینامه صادق چوبک در سال ۱۳۴۲ درشرکت ملی نفت ایران در مناطق نفتخیز جنوب بهعنوان کارمند بخش آموزش، مشغول به کار شد. در سال ۱۳۵۹ با شروع جنگ ایران و عراق و بسته شدن دانشکده نفت آبادان، در ۴۷ سالگی و با سمت استادیار زبان انگلیسی بازنشسته شد. فصیح در مجموع به مدت ۱۹ سال در این شرکت به خدمت مشغول بود.
فصیح از آن به بعد به دلیل تخریب منزل مسکونیاش در آبادان به تهران مهاجرت کرد. او گهگاه در بخش برنامههای آموزشی زبان تخصصی و گزارشنویسی صنعت نفت خدمت میکرد. اسماعیل فصیح در ۲۵ تیر ۱۳۸۸ در بیمارستان شرکت نفت تهران به دلیل مشکل عروق مغزی درگذشت.
بخشهایی از کتاب ثریا در اغما
محوطه داخل ترمینال که تازه افتتاح شده یک چیز بیسروته، ولنگوباز، و هنوز عملاً بیابان است. فقط گوشههایی از آن را چادرهای برزنتی زدهاند. ظاهراً اتوبوسهای عازم شمال و شمال غرب و حتی ترکیه و اروپا از اینجا حرکت میکنند.
در چشمانداز شمال، زیر آسمان آبی و ابرهای سفید، کوههای برفگرفته و تمیز البرز پیداست. جلوتر، چند رشته ساختمان دراز و بههمچسبیده چندین طبقه، خاکستری و سفید، منظره را قطع میکند. اینها بناهایی به سبک آسمانخراشهای نیویورکاند که حالا خاکبرسر و ناتمام، از زمان قبل از انقلاب، عاطلوباطل در میان باد پاییزی و فضای خالی و جنگزده، مات و مبهوت ایستادهاند. مثلاً واحدهای مسکونیاند - عین بلوکهای اسباببازی لگو که بچهای سر سیری رویهم سوار کرده و بعد نصفهکاره خوابش گرفته و ول کرده باشد، پشت محوطه ترمینال خاکوخل جمع میکنند. بازهم جلوتر، دورتادور درون محوطه خاکی، در گوشهوکنار، چند تا چادر برزنتی برپا کردهاند که هرکدام تشکیلات صحرایی یک آژانس مسافرتی است. در هر گوشه یک «تعاونی» مثل قارچ بعد از شب بارانی از زمین روییده. پشت چادرهای برزنتی اتوبوسها مسافر سوار و پیاده میکنند.
مردم بیشتر شهرستانی یا آواره و یا فقط کسانی مثل خود مناند که به علتی آلاخونوالاخون شدهاند. ترک و کرد و لر و عرب خوزستانی و جنگزده و غیره همهجا ولو هستند. وقتی وارد محوطه میشوم، در این گوشه، چند تا سرباز با ریش و سبیل خاکوخلی و یونیفرم ژولیده چای میخورند. سه تا کرد، با شلوار گشاد و نیمتنه شبهنظامی و عمامه پیچازی، گوشهای نشستهاند و سیگار وینستون میکشند. یک عرب خوزستانی هم با زن و مادر و شش هفت تا بچه همه مات نشستهاند و هیچ کاری نمیکنند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب ثریا در اغما و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | ثریا در اغما |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده | اسماعیل فصیح |
| انتشارات | انتشارات ذهن آویز |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۰/۰۸/۲۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱۵۸.۴۹ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۷۳۹۰۷۷۴ |
| تعداد صفحهها | ۳۷۶ صفحه |
| قیمت کتاب | ۳۸۴۰۰ تومان |
| نسخۀ صوتی | خرید کتاب صوتی ثریا در اغما |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب عمیق و جالبی بود. در نگاه اول به نظر ساده میرسید اما به نظر من بسیار نمادین بود. ثریا، طلاهای ثریا، دوستان و نزدیکان او، جمعیت اطراف راوی در فرانسه. همه چیز بسیار فکر شده بود. اما با وجود زیبایی...بیشتر
هر چند این کتاب معروفترین اثر جناب فصیحیست، من با کتاب داستان جاوید بیشتر کیف کردم... گرچه که جلال آریان و داستانهاش همیشه برام خوشایند و خواستنی بوده
خیلی اتفاقی این کتاب رو توی روزهای جنگ خوندم و داستان کتاب هم در دهه ۶۰ میگذره و اوضاع جنوب ایران در دوران جنگ توی اون خیلی قشنگ و به دور از شعارزدگی توصیف شده. به نظرم مضمون و فضای...بیشتر
من این کتاب رو خیلی وقت پیش خوندم. خیلی از سبک آقای فصیح خوشم اومد و توی ذهنم موند. شخصیت جلال آریان رو دوست داشتم و انگار برام انعکاس خود نویسنده بود. بعد کتاب جاوید رو هم خوندم. دوست دارم...بیشتر
بعد از شراب خام دومین رمانی بود که از اسماعیل فصیح میخوندم و در ادامه همون نوشته بود ، منتها تقریبا با ۲۰ سال فاصله زمانی. خوندن کتاب برام ، مثل سر زدن و گپ و گفت با یک دوست قدیمی...بیشتر
از قلمشون خیلی خوشم اومد کشش و جذابیت داستان خوب بود فقط بنظرم میتونست کمی کوتاه تر باشه که خب این از جذابیت کتاب کم نکرده.
اسماعیل فصیح قطعا از نویسندگان ایرانی مورد علاقه من و در کنار احمد محمود به نظرم جزو نویسندگان کنترل قدر دیده است. نثر جذاب اسماعیل فصیح شما را جوری به خود میکشد که چارهای جز خواندن آثارش ندارید. در میان...بیشتر
قلم ایشان را دوست دارم
من این کتاب رو به صورت چاپی مطالعه کردم و اولین کاری بود که از آقای اسماعیل فصیح میخواندم. داستان، بسیار روان و خودمانی نوشته شده و البته روند داستان. و اما ثریا در اغما، نامی که بسیار به جا توسط...بیشتر
وقتی بهترین کتاب از بهترین نویسنده معاصر را می خوانی :)
اخرش خواندنی تر است
کتابی هست که کاملا تصویر واقعی از زمان جنگ، حال و احوال آدمها رو چه داخل چه خارج از ایران، در اون سالها بدور از هیچ اغراقی و کاملا ملموس نشون میده. داستانی که در کنار پایان تلخش، تو رو با...بیشتر
اولین کتابی بود که از ایشون خوندم و بسیار لذت بردم قلم ایشون مثل این است که تو عصر پاییزی در یک کافه مرکز شهری داری با یک آدم حسابی که خیلی هم میشناسیش گپ میزنی و چای تلخ میخوری...بیشتر
پیشنهاد میکنم
به نظر من گاهی اوقات لزومی نداره که سیر داستانی خیلی خاصی وجود داشته باشه ما با جهان درونی آریان آشنا می شیم شخصیتش رو مثل یک دوست می شناسیم و همراهش می شیم از طرفی با فضایی که در ایران و...بیشتر