برادرم فری آنقدر شامپانی خورده که سکسکه میزند. نامزدش ژیلا هم سکسکه میزند. ماما سکسکه نمیزند. پاپا آروغ میزند. من دلم میخواهد هوار بزنم. زندگی ساده و خوب فرانسه. گهواره و گور دانش و ادب. بابا شامپانی داد. ماما خاویار داد. فردا که جمعه باشد ما میرویم بوردو. آنقدر زندگی میکنیم تا بمیرم. در آبادان شما، بچهها آنقدر میمیرند تا زندگی کنند.