«آنچه با خود حمل میکردند» نوشته تیم اوبراین( -۱۹۶۴) نویسنده آمریکایی است. نویسنده که خود سابقه حضور در جنگ ویتنام را داشته است، در این کتاب افزون بر روایت داستانی که خود در بخش بزرگی از آنها جای دارد، به نقد و تحلیل این جنگ و پیامدهای اخلاقی و اجتماعی میپردازد. تیم اوبراین به خاطر نوشتن این کتاب در سال ۲۰۱۳ برنده جایزه ششمین دوره جایزه پریتزکر(جایزه برترین آثار ادبیات جنگ) شد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«ویتنام پر از داستانهای غریب بود. بعضی از آنها نامحتمل و بعضی بسیار فراتر از آن بودند، ولی داستانهایی که همواره بر جا میماندند آنهایی بودند که در مرز میان امور بیاهمیت و تیمارستان، و امور دیوانهوار و اینجهانی به پس و پیش میرفتند. اینیکی مدام به ذهن من بازمیگردد.
آن را از رت کایلی شنیدم که درباره حقیقت داشتن سر تا ته آن سوگند میخورد، ولی من در پایان داستان به این نتیجه رسیدم که چندان تضمینی برای حقیقت داشتن آن وجود ندارد. در میان اعضای شرکت آلفا رت کایلی به گزافهگویی و اغراق وعلاقه داشتن به بزرگ کردن رویدادها شهرت داشت و به نظر بیشترِ ماها معمولاً باید شصت تا هفتاد درصد گفتههایش را نادرست دانست.
مثلاً اگر رت میگفت که یک شب با چهار دختر بوده است، بایستی حساب میکردیم که پای یک و نیم دختر در میان بوده است. قصد فریب نداشت، برعکس فقط میخواست تنور حقیقت را داغتر کند تا مخاطب هم دقیقا همان چیزی را که خودش احساس میکرد احساس کند. فکر میکنم به نظر رت کایلی احساس به رویدادها شکل میداد و نه برعکس، و هنگامی که به یکی از داستانهای او گوش میدادی، خود را درگیر انجام دادن محاسبات ذهنی سریعی مانند کسر کردن صفات عالی از جملات، به دست آوردن مجذور امور حتمی و ادعاها و ضرب کردن یک «شاید» در همه اینها احساس میکردی.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب آنچه با خود حمل میکردند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مردها کشته میشدند و میمردند، چون خجالت میکشیدند که نمیرند.
راحله
۱
فقط کافی است بیفتی، ولی کسی نمیافتاد. چون این کار اصلاً شجاعانه نبود، ارج و قرب نداشت. برعکس، آنها وحشتزدهتر از آن بودند که ترسو باشند.
راحله
۱
داستان واقعی جنگ هرگز اخلاقی نیست. فضیلت را نمیآموزد و تشویق نمیکند، الگویی برای رفتار شایسته انسانی به دست نمیدهد، آدمها را از انجام دادن کارهایی که همیشه میکردهاند بازنمیدارد. اگر یکی از این داستانها چنین بنماید که اخلاقی است آن را باور نکنید. اگر در پایان داستان جنگ احساس والایش کردید یا حس کردید که سر سوزنی راستی و درستی از میان انبوهی از زباله بیرون کشیده شده است، بدانید که قربانی یک دروغ وحشتناک بسیار قدیمی شدهاید. هیچگونه راستی و درستی در کار نیست. فضیلتی در کار نیست. پس سادهترین کار آن است که داستان واقعیِ جنگ را با سرسپردگیِ مطلق و سازشناپذیر به شر و بددهنی روایت کنیم
راحله
۰
مردها کشته میشدند و میمردند، چون خجالت میکشیدند که نمیرند. همین نکته پیش از هرچیز دیگر آنها را به جنگ کشاند، نه چیزی سازنده و نه رؤیاهای شکوه و افتخار، فقط اجتناب از شرمندگی. میمردند تا از شرمندگی نمیرند.
راحله
۰
به نظر من ملتی که روانه جنگ میشود باید یقین معقولی به عادلانه بودن و ناگزیر بودن آن داشته باشد. اشتباه در این مورد جبرانناپذیر است. نمیتوان کشتهها را زنده کرد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتابی کاملا زیبا از جنگ ویتنام خیلی خوب بود.من که لذت بردم و تو ۲ روز خوندمش.ممنون
ترجمه ی بد که نثر شاعرانه و در عین حال ساده و جوندارکتاب رو از بین برده اما کتاب بقدری درخشانه که هنوز می شه از خوندنش لذت برد.