معرفی و دانلود کتاب اجتناب عالیجناب + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب اجتناب عالیجنابsubscriptionAvailable

کتاب اجتناب عالیجناب

مجموعه داستان

نوع کتاب
۲.۹ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیدمهدی شجاعی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب اجتناب عالیجناب

مجموعه داستان اجتناب عالیجناب نوشته سید مهدی شجاعی است که داستان‌هایی جذاب با درون‌مایه‌ای طنز روایت کرده است.

درباره کتاب اجتناب عالیجناب

این کتاب مجموعه هفت داستان با نام‌های آگهی فروش خودرو،‌ اجتناب عالیجناب،‌ آرامش در حضور دیگران،‌ خاطرنشان، یک بازی، دو بازیگر، سه بازنده، لباس عاریتی و کجا باید بخوابم است.

قلم سید مهدی شجاعی در این کتاب روان است و از زبان طنز برای داستان‌هایش استفاده کرده است. او از زبان لطیف و شاعرانه‌ای که در اکثر داستان‌هایش استفاده می‌کند فاصله گرفته است و با بیانی شیوا و جذاب به جامعه پرداخته است. کتاب نقد اجتماعی است و هم‌زمان با دیالوگ‌های جذاب ما را با خود همراه می‌کند تا شخصیت‌ها را بشناسیم و از همراهی با آن‌ها لذت ببریم.

خواندن کتاب اجتناب عالیجناب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم.

درباره سید مهدی شجاعی

سید مهدی شجاعی نویسنده و روزنامه‌نگار در سال ۱۳۳۹ در تهران متولد شد، وقتی جوان بود تحصیلاتش را در رشته‌‌های ادبیات نمایشی و حقوق همزمان شروع کرد و به دلیل علاقه‌اش به نوشتن تحصیلاتش را ناتمام گذاشت. او در روزنامه‌‌های مختلف و مطبوعات مثل صفحات هنری و فرهنگی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی، ماه‌نامه‌ی صحیفه و مجله‌ی رشد جوانان فعالیتش را دنبال کرد و مدتی هم سرپرست انتشارات برگ را برعهده داشت، پس از نقد‌های اجتماعی او که در مجله منتشر کرد، مجبور به متوقف کردن فعالیت این ماه‌نامه شد و بعد از تعطیلی این نشریه انتشارات نیستان را تاسیس کرد.

او علاوه بر فعالیت در نشریه‌های متفاوت چند فیلم‌نامه هم نیز نوشته است و با کارگردانانی چون مجید مجیدی، بهزاد بهزاد‌پور همکاری داشته و فیلم‌نامه‌هایی از جمله: پدر، چشم خفاش، دیروز بارانی و .. نیز از فعالیت‌های سینمایی او است. او به عنوان داور در جشنواره فیلم فجر، جشنوار تئاتر فجر، جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان و جشنواره مطبوعات هم حضور داشته است. او در کتاب‌های کودک و نوجوان نیز پرکار بوده، از جمله پهلوان و فیل، قصه‌ی پلنگ سفید و ...

بخشی از کتاب اجتناب عالیجناب

برای کرداحمدی سفارش چای داد و چند دقیقه‌ای را هم به رسم ادب با او به حال و احوال گذراند و بحث را به آگهی کشاند که زودتر ملاقات تمام شود و به‌کارش برسد.

مجید کرداحمدی شروع کرد به معرفی و تعریف از یک نماینده مجلس که رفیق قدیمی‌اش بود و شهرت زیادی داشت و تعجب کرد از اینکه صحّت او را به‌جا نمی‌آورد و توضیح داد که می‌خواهد برای فروش ماشینش آگهی بدهد و کرداحمدی به او گفته که رفیق قدیمی‌اش مسئول آگهی‌های یک روزنامه پر تیراژ است و قول داده که کار را به بهترین نحو برایش به انجام برساند و حالا درخواستش این بود که صحّت تمام تجربه و نفوذ و امکاناتش را به کار بگیرد تا ماشین طرف به بالاترین قیمت فروخته شود.

محمّد صحّت برای کرداحمدی توضیح داد که بهترین موفقیت برای یک آگهی این است که بیشترین زنگ‌خور را پیدا کند و برای رسیدن به این موقعیت، شرط اوّل این است که آگهی در جایی که بیشتر به چشم می‌آید چاپ شود، نه در میان صدها آگهی فروش ماشین و قول داد که آگهی را در نیم تای دوّم صفحه اوّل، در جای خوب و با حروف خوب چاپ کند و برای هزینه‌اش هم تخفیف ویژه بگیرد.

مشخص نکردن نوع خودرو، فروش از دم قسط و باقی مطالب مندرج در آگهی، همگی پیشنهاد صحّت بود و هر کدام با ارائه دلایل و بیان توضیحات برای شیرفهم شدن کرداحمدی.

- اگر نوع ماشین را ذکر کنی، فقط کسانی زنگ می‌زنند که طالب آن نوع ماشین هستند، ولی اگر نوع ماشین را ذکر نکنی، گستره مخاطب را به خواستاران همه نوع ماشین، وسعت داده‌ای.

اگر طرف، نیاز فوری به پول ندارد، اعلام فروش قسطی، هم جاذبه بیشتری ایجاد می‌کند و هم پول بیشتری گیر فروشنده می‌آید و...

محمّد صحّت بعد از ارائه توضیحات مفصل و مبسوط که عمدتاً از علاقه‌اش به یادگرفتن و یاددادن نشئت می‌گرفت، کاغذ و قلمی پیش روی کرداحمدی گذاشت و گفت:

- خب. به‌نظرم حالا دستت اومد که آگهی رو چه جوری باید تنظیم کنی.

تا تو این چهار خط رو بنویسی منم دو تا کار بچه‌ها رو راه بندازم که سر و صداشون در نیاد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب اجتناب عالیجناب و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباجتناب عالیجناب
عنوان دیگرمجموعه داستان
موضوعداستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسندهسیدمهدی شجاعی
انتشاراتانتشارات نیستان هنر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۰۶/۰۸
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۴۲ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۰۸-۸۰۹-۵
تعداد صفحه‌ها۱۲۲ صفحه
قیمت کتاب۲۷۴۵۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مه گل
۱۴۰۱/۰۲/۰۴

داستان هایی که خواننده رو به فکر وامیداره

۰
یا زینب سلام الله علیها
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۷

این کتاب راجع به مشکلات اجتماعی هست ک در قالب چند داستان بیان شده. طنز بودنش رو درک نکردم ینی طنزی ندیدم.

۰
dashti
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۱۴

کتاب جالبی است

۰
Parisa
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۰۲

خیلی خوب می‌شد یه طوری این ماجراهای مختلف رو بهم ربط می‌داد. الان خیلی گسسته و جدا از همن. ولی خب هم‌چنان هر داستان به تنهایی جذابه👌🏻

۰
کاربر ۲۰۷۸۴۳۰
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۷

به نظر من داستان کوتاه داستانی است که کامل نیست و خواننده می تواند اول و آخر داستان رو برای خودش ترسیم کند. داستانهای نویسنده به گونه ای است که خواننده را مجبور به داستان سرائی کند و در بعضی...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

مهدی
۲
ـ اجتناب به معنی انجام ندادن کاره، نه انجام دادن کار. ـ هیچ هم این‌طور نیست. کی همچی حرفی زده؟! ـ عجیبه واقعاً! رئیس از جا بلند می‌شود و کاملاً عجولانه و عصبی، کتاب فرهنگ عمید را از کتابخانه بیرون می‌کشد و همچنان که حرف می‌زند، دنبال صفحۀ مورد نظرش می‌گردد: ـ چرا روی اشتباه خودت پافشاری می‌کنی؟ خداروشکر که... فرهنگ دم دسته و... می‌تونه تکلیف رو... معاون با تعجب می‌پرسد. ـ شما دنبال چی می‌گردین؟ ـ خب. معلومه. می‌خوام بهت ثابت کنم که... ـ آخه فرهنگ لغت که ملاک نیست. ـ این دیگه از اون حرف‌هاست. اگر فرهنگ لغت ملاک نیست، پس چی ملاکه؟ ـ خب معلومه. ملاک دستور بالاست. معنی لغات رو بالا تعیین می‌کنه نه فرهنگ لغت.
مهدی
۰
معاون ذوق‌زده دستش را بلند می‌کند: ـ پس بزن به قدّش! رئیس هم خواه و ناخواه دستش را بالا می‌آورد و با لحن اصلاح و تصحیح: ـ بزن قدش! معاون سرخوشانه می‌خندد: ـ حالا هرچی! بزن به هر جا که بالایی دستور می‌ده.
Tamim Nazari
۰
گاهی با آدم‌ها، حوادث یا صحنه‌هایی مواجه می‌شوی که جز سکوت و ترک صحنه، هیچ راهی برایت باقی نمی‌ماند. رسماً کم می‌آوری و ترجیح می‌دهی که میدان را به حریف وا بگذاری. نه به این دلیل که طرف از توان فوق‌العاده‌ای برخوردار است یا تو امکان مقابله یا مقاومت نداری، به این دلیل که او با شرافت بیگانه است و بویی از شرم و حیا نبرده است. و هر حرفی، حرکتی و کلاً هر عکس‌العملی از سوی تو جز ضایع و تحقیر شدن خودت، هیچ نتیجه‌ای به دنبال ندارد.
Tamim Nazari
۰
- با وجود استخوان در گلو و خار در چشم چطور می‌شود نوشت؟ چطور می‌توان تلخی آن را بر روی کاغذ ریخت و خالی شد؟