
کتاب شنود
معرفی کتاب شنود
کتاب شنود نوشتهی علی موذنی و توسط نشر نیستان هنر منتشر شده است. این اثر داستان بلندی است که در بستر یک خانوادهی شهری معاصر، به روابط پیچیده و پنهان میان اعضای خانواده میپردازد. محوریت روایت حول شخصیتهای نسرین، مازیار و پسرشان پرهام شکل میگیرد و با نگاهی موشکافانه، دغدغهها، تنشها و رازهای کوچک و بزرگ زندگی روزمره را به تصویر میکشد. نویسنده با زبانی صمیمی و طنزآمیز، فضای خانهای را ترسیم کرده که در آن هرکس به نوعی درگیر شنیدن و شنودشدن است؛ چه در معنای واقعی و چه در لایههای عمیقتر عاطفی و روانی. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب شنود
کتاب شنود اثر علی موذنی، داستانی خانوادگی را روایت میکند که در دل آن، روابط میان والدین و فرزندشان با ظرافت و جزئینگری بررسی شده است. این کتاب با تمرکز بر زندگی نسرین و مازیار و پسرشان پرهام، به موضوعاتی چون تنهایی، عشق کودکانه، حسادت، تربیت فرزند و چالشهای زندگی مشترک میپردازد. روایت در فضایی شهری و معاصر جریان دارد و نویسنده با استفاده از دیالوگهای زنده و موقعیتهای طنزآمیز، فضای خانهای را به تصویر میکشد که در آن هرکس به نوعی درگیر شنیدن و شنودشدن است؛ چه در معنای واقعی و چه در لایههای عمیقتر عاطفی و روانی. ساختار کتاب مبتنی بر گفتوگوهای پرکشش و موقعیتهای روزمره است که به تدریج لایههای پنهان شخصیتها و روابطشان را آشکار میکند. شنود نهتنها به معنای فنی و تکنولوژیک آن، بلکه به عنوان استعارهای از کنجکاوی، مراقبت و حتی کنترل در روابط خانوادگی مطرح شده است. علی موذنی در این کتاب با نگاهی دقیق و گاه انتقادی، دغدغههای والدین امروزی، چالشهای تربیت فرزند و تأثیر فناوری بر روابط انسانی را به تصویر کشیده است.
خلاصه داستان شنود
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان شنود با یک مهمانی خانوادگی آغاز میشود که در آن پرهام، پسر خانواده، به شکل کودکانه و با هیجانی خاص، عاشق مهرسا میشود؛ دختری که چندین سال از او بزرگتر است. این علاقهی ناگهانی، بهانهای میشود تا روابط میان اعضای خانواده و بهویژه تعاملات نسرین (مادر) و مازیار (پدر) با پرهام، زیر ذرهبین قرار گیرد. پرهام با رفتارهایی مثل ضبط صدا، گرفتن عکسهای پنهانی و تلاش برای جلب توجه مهرسا، مرزهای خصوصی خانواده را جابهجا میکند و والدین را با چالشهایی تازه روبهرو میسازد. نسرین که همزمان دغدغهی کار و مسائل مالی را دارد، درگیر کشمکشهای تربیتی و عاطفی با پرهام میشود و مازیار نیز با رویکردی متفاوت، سعی میکند میان اقتدار پدرانه و همدلی با فرزندش تعادل برقرار کند. داستان با طنز و تلخی، به موضوعاتی چون تنهایی کودک، نیاز به توجه، رقابت والدین، نقش فناوری در زندگی خانوادگی و بحرانهای کوچک و بزرگ روزمره میپردازد. در طول روایت، پرهام با رفتارهایش بارها والدین را به مرز عصبانیت و نگرانی میرساند و حتی با تهدید به پرورشگاه رفتن، فضای خانه را متشنج میکند. در نهایت، داستان با تأکید بر اهمیت گفتوگو، درک متقابل و پذیرش ضعفها و نیازهای اعضای خانواده، تصویری واقعگرایانه و چندلایه از زندگی شهری معاصر ارائه میدهد.
چرا باید کتاب شنود را بخوانیم؟
شنود با نگاهی دقیق و بیپرده، روابط خانوادگی را در بستر زندگی شهری معاصر به تصویر کشیده است. این کتاب با روایت صمیمی و طنزآمیز، به دغدغههایی چون تربیت فرزند، تنهایی کودکان، نقش فناوری در خانه و چالشهای زن و شوهر میپردازد. ویژگی شاخص این اثر، پرداختن به جزئیات زندگی روزمره و نمایش فرازونشیبهای عاطفی اعضای خانواده است؛ جایی که هرکس به نوعی شنونده و شنودشونده است. خواندن این کتاب فرصتی برای بازاندیشی در روابط خانوادگی، شناخت بهتر نیازهای عاطفی کودکان و درک پیچیدگیهای تربیت در دنیای امروز فراهم میکند. همچنین، طنز و موقعیتهای آشنا، فضای کتاب را برای طیف وسیعی از مخاطبان جذاب کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به والدینی که دغدغهی تربیت فرزند دارند، افرادی که با چالشهای ارتباطی در خانواده روبهرو هستند، و کسانی که به موضوعات روابط انسانی، تنهایی کودک و تأثیر فناوری بر زندگی روزمره علاقهمندند، پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که به دنبال داستانی واقعگرایانه و معاصر درباره زندگی شهری هستند، مناسب است.
بخشی از کتاب شنود
«نسرین وقتی دید که یک دفعه سر و کلهٔ پرهام که یک ساعتی خبری ازش نبود، پیدا شد و دوان دوان عرض پذیرایی را با وجود میزی که رویش چند تا فنجان چای داغ و قهوه بود، طی کرد و پشت سر هم داد میزد «مامان، مامان.»، ترسان گفت: «یواشتر.»، و وقتی پرهام رسید و خودش را انداخت توی بغل او، گفت: «اینجا که جای دوییدن نیس. یادت نرفته که چه قولی به من دادهٔ!» هیجان پرهام بیشتر از آن بود که بخواهد گوش به حرف بدهد. دهانش را چسباند به گوش او و آهسته گفت: من دیوونهٔ این جذابم! چهرهٔ نسرین از بی حوصلگی درهم شد. گفت: وای. نه. پرهام گفت: این یکی دیگه راستکیه. نسرین آنچه را شنیده بود، تکرار کرد: «دیوونهٔ این جذاب!» و پرسید: «کیو میگی؟» و نگاه پرهام را دنبال کرد و به مهرسا رسید و دهانش از تعجب باز ماند. پرهام لبهاش را چسباند دم گوش او. گفت: برام جورش میکنی؟ نسرین جلوی خندهاش را گرفت و دهانش را برد دم گوش پرهام. گفت: مگه همین تو نبودی که دو روز پیش عاشق خانم هاشمی شدی؟ پرهام گفت: اونو ولش کن. اینو بچسب. این... این پدّسوختهٔ جذاب. نسرین دستش را گرفت جلوی دهانش و شروع کرد به خندیدن.»
حجم
۷۱٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۹۲ صفحه
حجم
۷۱٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۹۲ صفحه