معرفی و دانلود کتاب کمی دیرتر + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب کمی دیرترsubscriptionAvailable

کتاب کمی دیرتر

نوع کتاب
۴.۶(از ۲۷۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سیدمهدی شجاعی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کمی دیرتر

کمی دیرتر نوشتهٔ سیدمهدی شجاعی در انتشارات کتاب نیستان به چاپ رسیده است. رمان با یک اتفاق غیرمنتظره شروع می شود، جشن نیمه شعبان است و مجلسی پرشور و همگی فریاد «آقا بیا» سرداده اند که ناگهان در این میان جوانی فریاد می‌زند: «آقا نیا...» . این اثر که از چهار فصل زمستان، پاییز، تابستان و بهار تشکیل شده، نگاهی نقادانه به فضای انتظار جامعه امروز دارد.

درباره کتاب کمی دیرتر

 در این رمان ما با شخصیت هایی آشنا می‌شویم که همه مدعی انتظارند اما وقتی هنگام عمل می رسد و فراتر رفتن از شعارها می رسد، گفتار و کردارشان متفاوت می‌شود.

 رمان در فضایی مکاشفه گونه و بی زمان پیش می رود و مواجههٔ بسیاری را با مفهوم انتظار و ظهور می‌بینیم. در این رمان همه اقشار و همه آدم ها را با بهانه هایشان برای نخواستن امر ظهور، دقیق و ظریف معرفی می‌شود. تا آنجا که حتی خودش را هم در معرض این امتحان می گذارد. نویسنده در «کمی دیرتر» آفت های انتظار را تنها روایت نمی کند، بلکه به تصویر می کشد و نشان می دهد.

این شخصیت‌های مدعی انتظار و منتظر ظهور غریبه نیستند؛ خودمان هستیم.

سید مهدی شجاعی در کمی دیرتر و در پایان همه موشکافی هایش در نقد منتظران به دنبال آن است که مخاطب منتظر واقعی را بشناسد و ببیند که انتظار به فریادهای بلند «آقا بیا» نیست؛ به دلی است که برای حضرت می‌تپد و به اخلاصی است که میان زندگی جاری است و آقایی که خودش به دیدار منتظرانش می آید.

درباره سید مهدی شجاعی

سید مهدی شجاعی نویسنده نام آشنای معاصر کشورمان است که در سال ۱۳۳۹ به دنیا آمد. وی تحصیل در رشته‌های ادبیات نمایشی و رشته‌ی حقوق را آغاز کرد اما به‌دلیل مهارت و علاقه‌ به نوشتن، تحصیلات دانشگاهی‌ را رها کرد و به نوشتن در روزنامه‌ها و مطبوعات مشغول شد. سیدمهدی شجاعی علاوه بر فعالیت در صفحه‌های هنری و فرهنگی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی، سردبیر ماهنامه‌ی صحیفه، مجله‌ی رشد جوان و مدیر انتشارات برگ نیز بود. وی در ادامه مجله نیستان را تاسیس کرد اما این مجله تعطیل شد و شجاعی «انتشارات نیستان» را تاسیس کرد. ازجمله آثار منتشر شده از سید مهدی شجاعی عبارت هستند از: کشتی پهلو گرفته، پدر عشق و پسر، کمی دیرتر...، دموکراسی یا دموقراضه؟ و....

کتاب کمی دیرتر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

کسانی که به داستان‌هایی با مضمون انتظار علاقه دارند، مطالعهٔ این کتاب متفاوت را از دست ندهند.

بخشی از کتاب کمی دیرتر

 خدا که باطن آدم‌ها را بهتر می‌شناسد و از نیت قلبی همگان خبر دارد، خودش شاهد است که من در مجلس شرکت نکردم که سوژه‌ای برای نوشتن پیدا کنم یا اصلاً به فکر داستان و رمان و این حرف‌ها باشم.

من اگر چه شغل و حرفه‌ام نویسندگی است ولی این‌طور نیست که همه آدم‌ها و حوادث اطرافم را با این نگاه ببینم یا همه برنامه‌های زندگی‌ام را بر اساس شغل و حرفه‌ام طرّاحی کنم.

پس اگر شب نیمهٔ شعبان در جشن سالروز ولادت امام زمان شرکت کردم صرفاً به دلیل اعتقادات و باورهای شخصی‌ام بوده نه برای یافتن سوژه و نوشتن قصّه و داستان.

ولی بعضی از حوادث و وقایع و اتّفاقات هستند که ذهن یک آدم عادی - یعنی غیر نویسنده - را هم ناخودآگاه درگیر می‌کنند، به‌نحوی‌که انگار اگر آنها را به‌طور تمام و کمال برای کسی نقل نکند، دلش آرام نمی‌گیرد.

شب نیمهٔ شعبان، در مجلس امام زمان، درست زمانی‌که همهٔ عاشقان و شیفتگانش، یک‌صدا و با شور و حرارت فریاد می‌زنند: آقا بیا! آقا بیا!

اگر یک نفر از میان جمعیت، با همان شور و حرارت و حتّی با شدّت و حدّت بیشتری فریاد بزند: آقا نیا! آقا نیا! تعجّب‌آور و غیرمنتظره نیست؟

شما فکر می‌کنید که صدای آن یک‌نفر در میان جمعیت گم می‌شود یا شنیده نمی‌شود. ولی این‌طور نیست. یعنی این‌طور نبود. یا به تعبیر دقیق‌تر، این‌طور نشد. چرا؟

صدای شعار یا فریاد: آقا نیا! آقا نیا! را ابتدا اطرافیان جوان شنیدند، یعنی کسانی‌که نفس به نفس با او سینه می‌زدند مثل حاج احمد و حاج عباس و ....

البتّه بعدها حاج اصغر مدّاح ادعا کرد که او این جملهٔ آقا نیا! را حتّی از آن‌ها هم زودتر شنیده و ماجرا دستش آمده و سعی هم کرده که با تجربه و ترفندهای خاصّ خودش، سر و ته کار را هم بیاورد امّا خامی و بی‌تجربگی اطرافیان باعث شده که مجلس به‌هم بخورد و ماجراهای بعدی پیش بیاید. کارهایی مثل تهدید با ایماء و اشاره و چشم و ابرو و چسباندنِ بلندگو به دهن و بالابردن بیش از حدّ صدا و تشدید شور و حال ملّت و ...

و اگر همین دوستان نزدیک و اطرافیان وانمی‌دادند و از سینه‌زدن و دم‌گرفتن و جواب‌دادن دست نمی‌کشیدند، یقیناً حاج اصغر مجلس را با آبرومندی جمع می‌کرده و آب از آب تکان نمی‌خورده. ولی مدّاح بی‌همراه، به فرماندهٔ بی‌سپاه می‌ماند. چاره‌ای ندارد جز این‌که صحنه را خالی کند و میدان را در اختیار رقیب بگذارد. البتّه دوستان و اطرافیان هم مقصّر نبودند. آن‌ها از کجا می‌توانستند بفهمند که حاج اصغر چه فکر و نقشه و برنامه‌ای در سر دارد و اصلاً حفظ مجلس با چه شیوه‌ای عملی‌تر می‌شود. 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کمی دیرتر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:کمی دیرتر
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:سیدمهدی شجاعی
انتشارات:انتشارات نیستان هنر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۰/۰۷/۱۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۱ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۳۳۷-۶۸۶-۴
تعداد صفحه‌ها:۲۰۲ صفحه
قیمت کتاب:۱۳۲۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

gh.hanieh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۴

عده ای جمع شده اند و دعا میکنند امام زمان بیاد و میگن «آقا بیا» در حالی که یه نفر اون وسط میگه «آقا نیا» و همه متعجب میشن!!!! اما داستان زندگی تک تک اونها رو بررسی میکنه و نشون...بیشتر

۰
سیّد جواد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۲

* مطالعه نسخه چاپی * این کتاب عالی است و بسیار تکان دهنده. یک نمایش رادیویی هم بر اساس این کتاب کار شده که حتما آن را گوش کنید، فوق العاده زیباست.

۰
مامان نقّاش
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۴

یکی از رمان هایی که دوست داشتم تموم نشه صفحه به صفحه اش تلنگری بود... مخاطب کتاب همه اقشار جامعه هستند چه مذهبی چه غیرمذهبی حتما یه جایی از زندگی تون سعی کنید این کتاب رو بخونید چند سال پیش نسخه چاپی اش رو خونده...بیشتر

۶
مـاهـوࢪ حـبیبـی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۹

کتابی تاثیرگذار برای تلنگر به ما...👌 کتابی که تک تک لحظاتش انسان را به تفکر و تدبر وا میدارد.این کتاب به ما یاد میدهد که ما صاحب داریم و کسی هست که به حال ما اگاه است کتابی که میگوید اگر میخواهید...بیشتر

۰
MAYF
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۲۶

کتاب فوق‌العادست مخصوصا برای آسیب‌شناسی خودمان و ادعاهای «گوش فلک کَرکُن‌ِمان»... کتابی برای محک زدن اخلاصمان در پیشگاه خدا، چند صباحی زودتر از قیامت...

۰
آشیخ دکتر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۲

به نام خدا سلام؛ بنده کتاب را به صورت چاپی تهیه و مطالعه کردم. کتاب نثری روان و جذاب دارد و مانند سایر آثار سید مهدی شجاعی از داستان پردازی خوبی بهره می برد. در حقیقت در جریان داستان واقعیت جامعه ی...بیشتر

۰
SARA
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۵

موضوع خوبی داشت ولی داستان پردازی و نگارش کتاب جذاب نبود و یک جاهایی خسته کننده بود.

۰
سید مجید موسوی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۱۰

چند روایت نسبتا کوتاه و مرتبط و البته تلنگرانه از زبان نویسنده است، تا حصار توهمات ذهنمان را در هم بشکند. تا بفهماند چقدر روی حرفمان هستیم. و چه بسا مخاطب خود را، تا چند روز تحت تأثیر قرار می‌دهد...بیشتر

۰
zahra Arbabian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۸

واقعا برای خواندن کتابهای سید مهدی شجاعی، نیاز به دونستن نظر دیگران هست؟؟؟!!! برید بخونید و هر تغییر مثبتی که تو زندگیتون در قبال حضرت صاحب الزمان ایجاد کردید، برای ما هم دعا کنید♥️

۰
کاربر ۳۷۷۵۷۰۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۹

عالیه خیلی...امام زمانی بودن خیلی ساده هست...این ماییم که پیچیده اش می کنیم...

۰
علمدار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۲۸

شاید باید در این زمانه این کتاب را میخواندم . تعجب میکنم که اصلا نمی دانستم سید مهدی شجاعی همچین کتابی دارد . یک دلتنگی عمیق برای تنها آقای دنیا .

۰
رها
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۵

کتاب برام خیلی خسته کننده بود و فقط فصل اول و آخرش رو دوست داشتم و به نظرم روی بحث خاصی تمرکز نداشت و چندین بحث به هم مربوط شده بودن و به همین خاطر سطحی بود و خوب خواننده رو...بیشتر

۰
نوا
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۹/۲۴

فصل اول و دومش خیلی خیلی قشنگ و جذابه. اما یه چیزی توی کتاب گفته شده بود که واقعا خیلی الکی بود. اینکه اسد میگه : من ازدواج نکردم برای اینکه به امام زمان کمک کنم. خب؟! این همه آدم خوب داریم...بیشتر

۳
rezaie
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۸

یه کتاب فوق العاده و بسیار بسیار جذاب

۰
MSTF
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۱۳

فصل اول شاید چندان دلچسب نباشد و صحبت هایی کلیشه ای را روایت کند اما در فصل های بعدی به جذابیت ماجرا اضافه شده و مخاطب را دنبال خود می کشد و در فصل اخر به اوج کتاب می رسیم....بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

فانوس
۶۴
حرفی که بوی یأس می‌ده، نزن!
مهدی نادریان
۳۸
آه از این یوسف که من در پیرهن گم کرده‌ام
زهرا جاویدی
۳۸
مشکل ما، مشکل مشترک همهٔ این‌ما که دیدی، اینه که: حضرت رو برای خودمون می‌خواهیم، نه خودمون رو برای حضرت. امام رو خرج خودمون می‌کنیم، نه خودمون رو خرج امام. به‌جای این‌که از خودمون برای امام مایه بگذاریم، پیوسته از حضرت مایه می‌گذاریم
مهدی نادریان
۳۱
یه‌عمره که دارم ناله‌شو سرمی‌دم. یه‌عمره که دارم تلواسه می‌زنم؛ یا حجّه‌ابن‌الحسن! عجّل علی ظهورک. ولی خداییش تعجیل در این حد رو هم دیگه پیش‌بینی نمی‌کردم.
زهرا جاویدی
۲۲
پرنده‌ای که بال پرواز ندارد یا به پای خودش یا همّتش، بند و زنجیر دارد، از انهدام قفس، استقبال نمی‌کند. چرا که ناتوانی‌اش به چشم می‌آید و درماندگی‌اش آشکار می‌شود. تا وقتی‌که میله‌های قفس هست، هر کس می‌تواند ادّعا کند که اهل پروازهای بلند است. تا وقتی‌که میله‌های قفس هست، بندهای مرئی و نامرئی، خواسته و نخواسته و دانسته و ندانستهٔ آدم‌ها، مغفول یا مکتوم یا مستتر می‌ماند؛ حتّی برای خودشان.
زهرا جاویدی
۲۱
وقتی که تشنه نیستیم، چه لزومی دارد که فریاد العطش سر بدهیم!؟ این چه منّتی است که بر سر آب می‌گذاریم!؟
محمد جواد
۱۷
این یک فرمول، یا قاعده یا سنّت الهیه که استمرار در ارتکاب گناه، عموماً توفیق توبه رو از انسان سلب می‌کنه.
عاطفه سادات
۱۵
آنچه به‌کار تو می‌آید، مشاهده‌کردن است، نه مشاهده‌شدن.
نگار
۱۴
هر چه نباشه لااقل من دو رکعت نماز که برای رضای خدا خونده‌ام، یعنی نمازها هم ... گفت: - فارغ از بحث پرونده و این‌ها، تو خودت روت می‌شه که بر آنچه خونده‌ای اسم نماز بگذاری؟
علی حقیقی
۱۱
خب! حالا باورت شد که: ای خواجه درد نیست، وگرنه طبیب هست؟