معرفی و دانلود کتاب این روزها + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب این روزهاsubscriptionAvailable

کتاب این روزها

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۶۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
معصومه بهارلویی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب این روزها

کتاب این روزها نوشته معصومه بهارلویی است. کتاب این روزها داستان خانواده‌ای گرم با مشکلاتی شبیه به خیلی از خانواده‌ها است که درگیر اتفاقات متفاوتی می‌شوند. 

درباره کتاب این روزها

داستان درباره یک خانواده است. الهه و الهام و امید با پدر و مادرشان زندگی می‌کنند. الهام دانشگاه آزاد می‌رود و روان‌شناسی می‌خواند، امید برادر دوقلویش یک سال پشت کنکور مانده و با هزینه زیاد پدر دانشگاه سراسری تبریز قبول شده است و الهه چون می‌داند پدرش از پس هزینه‌ها برنمی‌آیند تصمیم گرفته است بعد از دبیرستان ادامه تحصیل ندهد. می‌خواهد کلاس کامپیوتر برود و کار کند.

در خانه همیشه بین امید و دخترها درگیری وجود دارد چون برادر به شدت مردسالار و کنترلگر است. اما پدر دخترها را دوست دارد و حمایت‌شان می‌کند. در همین زمان در مسیر خانه به سر کار الهام دچار یک مزاحت می‌شود. پدر از پسر یکی از دوستانش می‌خواهد الهام را سرکار برساند و الهه هم در این مسیر همراهشان می‌شود و همین موضوع آغاز ماجرایی جذاب است. 

خواندن کتاب این روزها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم. 

بخشی از کتاب این روزها

به همراه ترانه و الهام به مهمانی که به مناسبت بردن جهاز در خانه زهره برپا بود رفتیم؛ باور نمی‌کردم که بالاخره ترانه را در گوشه‌ای تنها گیر بیاورم و دل توی دلم بند نبود. بالاخره دستش را گرفته و به گوشهٔ خلوتی کشاندم و گفتم:

ــ خب چه کار کردی؟

خندید و گفت: کلی سرکارش گذاشتم.

با خنده گفتم: دیشب که زنگ زدی تلفن رو برداشت و رفت پایین، حالا چی بهش گفتی؟

ــ گفتم که یکی از هم‌دانشگاهی‌هاش هستم اسمم شیرینه، کلی درددل کردم، داشت باورش می‌شد که خدا یکی اون هم یکی.

بی‌تاب گفتم: خب بعدش.

ادامه داد: الان حتمآ سر فلکه منتظر شیرین خانمه که بره سر قرار.

خندیدم و گفتم: خدا منو بیامرزه، اگه بفهمه همه‌اش نقشه من بوده زنده نمی‌مونم، دیدم چه‌طور داشت شیک و پیک می‌کرد.

ــ همین که رسیدم خونه باز براش زنگ می‌زنم و معذرت خواهی می‌کنم که نتونستم سر قرار برم و یه وقت دیگه تعیین می‌کنم.

ــ یه وقت خر نشی بری سر قرار، امید ما به این راحتی دل به دختری نمی‌بنده زبون‌بازه و حرفه‌ای.

ــ حرف‌ها می‌زنی‌ها، مگه مغز خر خوردم با تعریف‌هایی که از داداشت می‌کنی من جرأت نگاه کردن هم بهش ندارم چه برسه به اینکه...

زهره مثل همیشه نخود هر آش شد و سر رسید و گفت:

ــ باز شما دوتا خلوت کردید؟

گفتم: اگه اون‌قدر که بپای مایی عباس رو می‌پاییدی خوب می‌شد، خودم دیروز با یه دختره دیدمش.

خندید می‌دانست چرند می‌گویم. گفت: خودم بهش رخصت داده بودم.

ساعت شش بود که با اشاره الهام آهنگ رفتن کردیم. ترانه باز هم مثل کنه به ما چسبیده بود. در میان راه الهام یادش آمد قرار بود برای مادر خرید کند پرسید همراهش می‌رویم یا نه که با جواب منفی ما روبه‌رو شد و خود به تنهایی رفت.

با رفتن الهام رو به ترانه کرده و پرسیدم: راستی جواب امتحانات رو کی می‌دن؟

گفت: می‌خوام هیچ وقت ندن، من که قبول‌بشو نیستم.

ــ عقلت پاره‌سنگ بر می‌داره، فقط به خاطر این‌که بابات بهت گفت اگه امسال هم قبول بشی پول نداره برات تا سال بعد ماشین بگیره امتحان رو جدی نگرفتی.

ــ آره می‌بینی چه پدر و مادرهای بی‌ملاحظه‌ای پیدا می‌شن، درست دو هفته قبل از امتحان انگیزهٔ درس خوندن رو از فرزندشون می‌گیرن.


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب این روزها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباین روزها
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهمعصومه بهارلویی
انتشاراتانتشارات ذهن آویز
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۵/۰۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۰۳ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۱۱۸۳۵۳۹
تعداد صفحه‌ها۷۷۶ صفحه
قیمت کتاب۱۲۸۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Farzan
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۸

بسیار کتاب کشدار با موضوع لوس و مسخره با شخصیت های لوس تر و مسخره تر. چرا نویسنده ها فکر میکنن ۸۵۰ صفحه لوسبازی اسمش محتوای ادبی و عاشقانه ست؟

۰
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۰۷

سطح کتاب خیلی پایین بود توصیه نمیکنم

۰
کاربر 4140816
۱۴۰۳/۱۱/۰۲

شخصیت دختر خیلی لوس، بچه ، خودخواه و غیر منطقی بود‌ دوست صمیمیش از خودش بدتر ‌.در مقایسه با کارهای دیگه خانم بهارلویی خیلی ضعیف بود.

۰
بیتا
۱۴۰۴/۱۱/۰۳

کتاب فوق العاده آبکی و کشداری بود دختر داستان به شدت لوس و ننر بود حیف وقتم که برای این کتاب گذاشتم😒😒

۰
فهیمه نیکوگفتار
۱۴۰۴/۰۱/۲۹

الهه وسیاوش که هم پسرعمو ودختر عمو وهم پسر خاله ودختر خاله هستند نامزدی ناموفق الهه وحضور سیاوش پسر عمو بعد از چندسال قهر پدرهایشان وعقد اجباری به نقشه دومادرها برای تداوم خانواده اتفاقا داستان قشنگی بود ولی الهه بی تجربه وشک های زیادی ولجبازی...بیشتر

۰
NilGooN
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۱۰/۳۰

خیلی اطناب داشت.توقع بیشتری داشتم

۰
کاربر 5114702
۱۴۰۱/۰۷/۰۷

بسیار بی محتوا!!

۰
helia🍀
۱۴۰۵/۰۲/۳۱

چقد شخصیت الهه بی عرضه و فکری و داغون بود

۰
کاربر 6493952
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۳۱

داستان تکراری و سطحی و با دختر لوس و بی منطق و خیلی کشدار .حیفه وقتی که گذاشتم

۰
پری
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

نویسنده سعی کرده بود که مشکلات اخلاقی افراد و مثل غرور، شک، بی اعتمادی، حسادت، هوس بازی و … را بین رابطه های نزدیک و کمی دور خانوادگی مطرح کنه. برای همین کمی شخصییت ها حرصی بودن یعنی از دستشون...بیشتر

۰
jesi 9057
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۴

این کتاب خیلی زیبا و گیراست مخصوصا که نویسنده اش خانم بهارلویی که نویسنده بسیار توانایی هستند .

۰
کاربر 9666129
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۲۷

قشنگ بود نویسنده خوب وپخته نوشته بود ممنون از خانم بهارلویی

۰
کاربر 8988564
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۵

رمان بیشتر به رمان های اینترنتی میخوره تا چاپی و خیلی تناقض گویی برای کش دار کردن بیشتر رمان بود

۰
کاربر ۱۱۸۵۲۴۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۰۶

عالی خیلی لذت بردم مخصوصا از طنز گویی دو شخصیت داستان

۰
کاربر ۴۵۶۸۴۴۲
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۰۲

قشنگ بوووود

۰

بریده‌هایی از کتاب

helia🍀
۱
آن شعر که محرم صد شرف دارد از این عیدی که ما داریم.