معرفی و دانلود کتاب من گاهی دروغ می گویم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب من گاهی دروغ می گویم
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب من گاهی دروغ می گویم

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۳۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
آلیس فینی، شقایق قندهاری
انتشارات: 
نشر قطره

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب من گاهی دروغ می گویم

کتاب من گاهی دروغ می گویم نوشتهٔ آلیس فینی و ترجمهٔ شقایق قندهاری است. نشر قطره این کتاب را منتشر کرده است. این رمان خارجی نامزد دریافت جایزهٔ بهترین رمان معمایی «گودریدز» در سال ۲۰۱۸ و از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز است.

درباره کتاب من گاهی دروغ می گویم

آلیس فینی کتاب من گاهی دروغ می گویم را نخستین‌بار در سال ۲۰۱۷ منتشر کرد. شخصیت اصلی این رمان «امبر رینولدز» نام دارد. او مجری یک برنامهٔ رادیویی است که یک روز پس از کریسمس در بیمارستانی در لندن به کما رفته است. بدن او واکنشی به اتفاقات اطرافش نشان نمی‌دهد، اما ذهنش همچنان هوشیار است و برای این که بفهمد چه اتفاقی برایش افتاده است، تلاش می‌کند. آیا این اتفاق ارتباطی با همسرش «پال» یا خواهر کوچکترش «کلر» دارد؟ مرد مرموزی که مخفیانه به اتاق امبر رینولدز در بیمارستان می‌رود، چه کسی است؟ هم‌زمان با گذر زمان امبر رینولدز، هم خاطرات چند هفتهٔ اخیر و هم خاطرات دورانی عجیب در ۱۱سالگی‌اش را به‌ خاطر می‌آورد. از دل این خاطرات چه چیزهایی برای امبر رینولدز روشن می‌شود؟ بخوانید تا بدانید.

خواندن کتاب من گاهی دروغ می گویم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران داستان‌های خارجی معمایی و علاقه‌مندان به قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب من گاهی دروغ می گویم

«پس از مرگ مامان‌بزرگ،‌ مامان گفت که ما دکور خانه را عوض می‌کنیم؛‌ ولی این کار را انجام نداده‌ایم. من در اتاق مامان‌بزرگ می‌خوابم،‌ روی همان تختی که یک روز خوابید و دیگر هیچ‌وقت بیدار نشد. مامان گفت که می‌توانم تخت نویی داشته باشم،‌ ولی من دلم نمی‌خواهد؛‌ هنوز که نه. بعضی وقت‌ها خیال می‌کنم که هنوز بویش به مشامم می‌خورد؛‌ که ابلهانه است چون ملافه‌ها بارها و بارها شسته شده‌اند و دیگر حتی همان ملافه‌ها هم نیستند. در اتاقم دو تا تخت هست. تخت دیگر برای بابابزرگ بود؛ اما او آن‌جا نمرد؛‌ او در خانه‌ای از دنیا رفت که خانهٔ خودش نبود.

هیچ صدایی نمی‌شنوم؛‌ معنی‌اش این است که فعلاً دیگر دعوا نمی‌کنند. چیزی که بعدش اتفاق می‌افتد،‌ این است که بابا در بطری نوشیدنی را باز می‌کند تا برای خودش یک گیلاس بریزد. در همین فاصله مامان برای شام چیزی از داخل فریزر بیرون می‌آورد و برای خودش نوشیدنی‌ای درست می‌کند که شبیه آب است،‌ ولی نیست. وقتی بزرگ شوم،‌ هرگز به نوشیدنی الکلی لب نمی‌زنم،‌ از اثری که روی آدم‌ها می‌گذارد و کاری که با آن‌ها می‌کند،‌ خوشم نمی‌آید. ما تا مدتی در سکوت لازانیای گرم شده در مایکروفر را می‌خوریم، پیش از آن‌که بالاخره یکی‌شان یادش بیاید در مورد روز اول من در مدرسه چیزی بپرسد. به آن‌ها می‌گویم که خوب بود،‌ کمی دربارهٔ معلم‌ها و کلاس‌هایم حرف می‌زنم و آن‌ها هم به ظاهر گوش می‌دهند. همین که غذای بابا تمام شود،‌ به اتاق مطالعه‌اش می‌رود. آن‌جا قبلاً اتاق خیاطی مامان‌بزرگ بود. بابا از نو رویش اسم گذاشت،‌ اما او اصلاً آن‌جا مطالعه نمی‌کند و از تلویزیون نقلی برنامه‌ای تماشا می‌کند. مامان ظرف‌ها را جمع و جور کرده و می‌شوید و من تنها در سالن می‌نشینم و از تلویزیون بزرگ برنامه می‌بینم؛ تا زمانی که وقت خواب بشود. آن‌وقت،‌ سر ساعت نه مامان به من می‌گوید که به طبقهٔ بالا بروم. او برای خودش ساعت می‌گذارد تا به او یادآوری کند این کار را انجام بدهد. همین که به بستر می‌روم و آن‌ها خیال می‌کنند من خوابیده‌ام،‌ دوباره شروع می‌کنند به مشاجره. وقتی کوچولو بودم، مامان‌بزرگ برایم ترانه‌ای می‌خواند تا راحت‌تر خوابم ببرد. "چرخ‌های اتوبوس می‌گردند و می‌چرخند". قبلاً از آن خوشم نمی‌آمد، اما حالا گاهی آن را زیر لب برای خودم زمزمه می‌کنم تا صدای داد و فریاد بابا و گریه و زاری مامان فروکش کند. زندگی من تا حد خیلی زیادی همین‌طوری است. برای‌تان که گفتم؛ به جالبی زندگی آن فرانک نیست.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب من گاهی دروغ می گویم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمن گاهی دروغ می گویم
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهآلیس فینی
مترجمشقایق قندهاری
انتشاراتنشر قطره
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۱/۱۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۴ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۲۰۱۰۳۹۳
تعداد صفحه‌ها۳۸۶ صفحه
قیمت کتاب۲۷۹۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ماتیلدا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۵

داستان در سه زمان و توسط دو شخص یعنی امبر و کلر روایت میشه؛ دو دختری که مثل سیبی میمونن که از وسط نصف کرده باشید. باید اعتراف کنم اوایل کتاب خیلی کند پیش میرفتم چون برام جذاب نبود اما نیمه...بیشتر

۰
reyhaneh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۲۰

کتاب کشش خوبی داره فقط کمی گنگ بود اولش به نظرم راوی یک نفر بود و بعضی چیزا جور در نمی‌آمد ولی آخراش متوجه شدم دو نفر بوده آخر کتاب هم که یه جوری تو ذوق میزنه و جواب بعضی سوالها داده نمیشه

۰
نوشین ت
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۸

داستان پردازی خوب بود ولی احساس میکنم خود نویسنده هم دونفر اصلی رو گاهی قاطی میکرد.کشش کافی رو داشت ولی بعضی اتفاق ها توضیحش قانع کننده نبود بخصوص علت تصادف

۰
*Eli*
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۱۶

خواندن کتاب برای بار اول کاملا سرگرم کننده هست.

۰
ققنوس
۱۴۰۳/۰۹/۱۴

داستان جذاب و نسبتا متفاوتی داشت که پیچیدگی های جالبی پیش روی شما میذاره، فقط پایان باز کتاب زیاد مورد پسندم نبود وگرنه ۵ امتیاز میدادم

۰
کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۰۶

بسیارعالی. داستان پردازی و شخصیت پردازی عالی است و خواننده را به بهترین وجه به بازی میگیره

۰
mohammad sem
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۷

با اینکه این ژانر بسیار مورد علاقه منه ولی در مجموع خوشم نیومد از کتاب خیلی جاهاش هم گنگ میشد هم الکی اضافه گویی داشت پایانبندی خیلی معمولی و قابل حدس یه جورایی از اولسط کتاب به بعد فقط خوندم کع تمومش کرده...بیشتر

۰
آرام
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۰۵

خوب بود یکم کش داده بود نوسنده ولی درکل می ارزید خوندنش

۰
فرناز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۲۱

غافلگیر کننده و جالب بود.

۰
بهارک🌿
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۹

کتاب ضعیفی در این ژانر بود.

۰
میم شین
۱۴۰۵/۰۳/۰۸

از دیروز نه کتابها‌یی که خریدیم و نه کتابهای بی‌نهایت‌هام باز نمیشه که نمیشه، میخوام به پیشتیبانی پیام بدم اون هم صفحه باز نمیشه، دقیقا چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بی قرار و کلافه شدم

۰
ro..jin
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۴

اسپویل .... ازش خیلی خوشم اومد و هر لحظه منو به هیجان آورد بجز سه سطر آخر که گنگ بود برام ، البته نویسنده از همون اول هشدار می‌دهد که راوی گاهی دروغ میگوید ، آخرش معلوم نشد که واقعا تو کماست...بیشتر

۰
zahrajafarian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۹

داستان به شکل مبهمی روایت میشه، ایده عالیه ولی باید بهتر نوشته می‌شد. من تا صفحه 200 خوندم و ولش کردم، بعدا وقتی نتونستم کتاب خوبی توی بی نهایت پیدا کنم ناچار همینو ادامه دادم. از صفحه 500 به بعد...بیشتر

۰
کاربر 9794832
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۱

عالی

۰
هانیه
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۰

به نظرم اگر وقت اضافه هم داشتید این کتاب رو نخونید واقعا بی هدف و نامشخص بود با یه پایان نا معلوم....

۰

بریده‌هایی از کتاب

raha
۱۸
در هر صورت کتاب‌ها، در مقایسه با مردم، دوست‌های بهتری هستند.
کاربر ۸۸۲۶۵۱۷
۷
جهان پیوسته می‌گردد،‌ مدام خودش را تکرار می‌کند تا این‌که چیزی تغییر کند،‌ که تغییر هم نمی‌کند چون ما تغییر نمی‌کنیم. با حساب و کتاب ساده‌ای می‌فهمم که مردگان به من لبخند زده‌اند و رو برمی‌گردانم.
raha
۴
روراستی با خود مهم‌تر از روراستی با دیگران است.
Hanrash
۴
مردم می‌گویند که هیچ چیز مثل عشق مادر نمی‌شود،‌ اگر آن عشق را از دختری دریغ کنی،‌ چیزی به جز کینه و نفرت دختر نصیبت نمی‌شود.
Zohreh
۴
همهٔ ما صرفاً تصویری از سایهٔ افرادی هستیم که امیدوار بودیم باشیم و نمونهٔ جعلی از افرادی که می‌خواستیم باشیم.
کاربر ۸۸۲۶۵۱۷
۳
او سال‌ها پیش مرا گم کرد و حالا من پیدا نمی‌شوم.
میم ___ لام
۳
همیشه سکوت هم مرا انتخاب می‌کند چون اول خودم انتخابش کردم.
raha
۳
ستاره‌ها نمی‌توانند بدون تاریکی بدرخشند.
Zohreh
۳
مردم تصور می‌کنند خوب و بد نقطهٔ مقابل یکدیگر هستند؛‌ ولی اشتباه می‌کنند، آن‌ها صرفاً تصویر آیینه‌وار هم در شیشه‌ای شکسته هستند.
Zohreh
۳
من همیشه از سقوط آزاد میان خواب و بیداری لذت برده‌ام. یعنی همان چند ثانیهٔ نیمه‌هشیار مغتنم پیش از باز کردن چشم‌ها،‌ هنگامی‌که به خودت می‌آیی و باور داری که شاید رؤیاهایت بی‌چون و چرا همان واقعیت تو باشد. لحظهٔ پرشوری از عذاب یا لذت،‌ پیش از آن‌که حس‌هایت دوباره جان بگیرند و متوجهت کنند که کی، کجا و چه چیزی هستی.