جملات زیبای کتاب مرثیه ابوعتا | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرثیه ابوعتاsubscriptionAvailable

کتاب مرثیه ابوعتا

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۶۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
سعید محمدی
انتشارات: 
نشر معارف

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سلام
۱۴
«خورشید را به بند کشیده‌اند؛ اما او همچون خورشید گرما و روشنایی‌اش را از سرِ هیچ کسی، حتی آدم‌های بدی مثل من دریغ نمی‌کند!»
سلام
۹
«تحمل یک عمر تاریکی، ارزش دیدن یک لحظه روشنایی را دارد.»
سلام
۷
چسباندن هیچ‌وقت مثل همان اول نمی‌شد؛ چه دل باشد، چه سفال و کوزه. شاید این کوزه را بتوان با سریش چسباند و تکه‌هایش را کنار هم گذاشت، اما دلِ شکسته‌اش را چه باید کرد؟!
مستاصل!
۴
عشق، انسان را به دل طوفان می‌کشاند.
MaaM
۴
«به خدا جهالت مردمان، از زهرِ هارون کُشنده‌تر است! بی‌تفاوتی مردم است که عزیز خدا را به کنج زندان انداخت. ای مردمی که تمام فکر و ذکرتان گُرده‌ای نان و لباسی فاخر است! عبد صالح خدا در کنج زندان غریبانه شهید شد.»
dina
۳
منم آن عاشق خسته که از اعماق جانش به ماه حسرت می‌برد که راه به خانهٔ دلبر دارد و من بی‌نصیب و محرومم از دیدار... ای ماهِ سیمین‌پیکر! به نیابت از من، روی ماهش را ببوس آهای عاشق دل‌خسته! کجایی؟
سمیه جنگی
۲
مستیِ بهترین شراب‌های ناب هم به مستیِ یک شعر خوب نمی‌رسد.
مستاصل!
۰
منم آن عاشق خسته که از اعماق جانش به ماه حسرت می‌برد که راه به خانهٔ دلبر دارد و من بی‌نصیب و محرومم از دیدار... ای ماهِ سیمین‌پیکر! به نیابت از من، روی ماهش را ببوس
مستاصل!
۰
عشق، دلِ دریایی می‌خواهد و زهرهٔ شیر.
کاربر ۴۵۴۰۴۶۷
۰
صدای قهقههٔ بلندی در زندان پیچید. کورمال‌کورمال جلوتر رفت تا به د
مریم بانو
۰
خزان در پی بهار چنین روان نیست که من در پی بهاری چون تو روانم.
کاربر ۵۰۴۹۸۲۹
۰
«به خدا جهالت مردمان، از زهرِ هارون کُشنده‌تر است!
dina
۰
وقتی که نیست در دلِ کس این قرار عشق / دنیا خرابه‌ای‌ست بدون بهار عشق.
dina
۰
«مَن مَاتَ مِنَ العِشق فَقَد مَاتَ شَهیداً»
dina
۰
«سودای عشق یار مرا رهسپار کرد / ورنه من از کجا و آستان کوی یار.»
dina
۰
«سودای عشق یار مرا رهسپار کرد / ورنه من از کجا و آستان کوی یار.»
dina
۰
- یا مَنْ قَرُبَ عِنْدَ دُعآءِ خَلْقِهِ، یا مَنْ دَعاهُ الْمُضْطَرُّونَ وَ لَجَاَ اِلَیهِ الْخائِفُونَ، سَئَلَهُ الْمُؤْمِنُونَ وَ عَبَدَهُ الشّاکرُونَ وَ حَمِدَهُ الْمُخْلِصُونَ.
dina
۰
«عُزلت‌نشینِ گوشهٔ تنهایی‌ات شدم / جانا بگیر یک خبر از حال زار من!»
dina
۰
عبد صالح خدا در کنج زندان غریبانه شهید شد.