«کتاب یحیا» نوشته امیرحسین معتمد (-۱۳۶۶) روایتی داستانی است از روزنوشتهای «یحیا» پسر سیدضیاءالدین، طلبهای که برای تبلیغ به یکی از روستاهای شمالی ایران مسافرت کرده است.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
«اسمم را گذاشتند یحیا. تنها پسرِ سیدضیاءالدین، روحانیِ قدیمیِ مسجدالشهدا که توی پنجاهودوسالگی خدا بهش بچه داده بود. از خانجان شنیدهام که باباسید همۀ آرزویش پسری بوده که از سهسالگی برایش عبا و عرقچین سیاه بدوزد و با خودش مسجد ببردش.
خانجان میگفت: «مادرت رجائاً داده بود یک دست پیراهن عربی و عبا و عرقچین از نجف بیاورند، بلکه فرجی بشود و بچهدار شوند. همینطور که گذشت و خبری نشد، سید داد یک نگین برایش حکاکی کردند که رویش بهخط ریز نوشته بود: «رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِینَ». بازهم فرجی نشد. سیدضیا، سر و رویش که سفید شد، دیگر معلوم بود سرد شده. سراغی از دوادرمان هم نمیگرفت دیگر. فقط یک شب، دمِ سحر به مادرت گفته بود: عقیم کسی نیست که بچه ندارد، سیدخانم! عقیم کسی است که اولادش طلبه نشود...»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب کتاب یحیا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
چقدر زیبا،درعین سادگی بی نظیر بود 💕
روایتی از یک طلبه ی ساده،درمیان مردمی ساده تر،اما چنین داستان شیرین ودلنشینی را رقم میزند که سرتاسر داستان اون شیرینی وحلاوت خواننده را تا انتها مجذوب خود میکند.....بی نهایت لذت بردم..... طلبه ی...بیشتر
۱۴
سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۶/۱۸
این کتاب را در خرداد ماه ۹۶ خریدم از طاقچه و همان موقع یک نفس خواندم ، بسیار کتاب شیرین و لذت بخشی است ، حتما امسال هم برای بار دوم کتاب را خواهم خواند ان شاالله ،
چقدر ما در...بیشتر
۷
میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۳۹۶/۰۸/۰۸
"عقیم کسی نیست که بچه ندارد سیده خانم! عقیم کسی است که بچه اش طلبه نشود"
📚 کتاب یحیا/ امیرحسین معتمد
یه داستان پر از صفا و صمیمیت با یک قلم روان و دلنشین
جلدش خیلی زیبا و مفهومیه
۰
S
۱۳۹۶/۰۶/۰۴
داستانی دلچسب و زیبا که از ابتدا تا انتها خواننده را با خود همراه میکند.
روایت گوشه ای از یک زندگی ساده و بی آلایش که واقعاً به دل می نشیند.
۲
کامکار
۱۳۹۸/۰۵/۱۱
وای چقدر این کتاب عالیه😍
عجب حلوای قندی بود❤
۲
afsan
۱۳۹۸/۰۵/۱۲
دلنشین ساده وروان و از اون کتاب لقمه ای هاس که خوندنش بین کتابای طولانی میچسبه
دوس داشتم ماجراش ادامه پیدا میکرد وبیشتر از برخوردا واتفاقا و...که به عنوان روحانی براش پیش اومده بود بگه وبه این زودیا تموم نمیشد
۰
mahdi_yar
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۴
چه زیبا بود احوالات این کتاب.روان ، پر از صفا و صمیمیت و چقدر دلتنگ ماه رمضان شدم.
.
.
کو شب قدر که قرآن به سر از تنگ دلی
هی بگویم بعَلیّ بعلیٍّ بعلی
مطلعُ الفجر شب قدر، سلام تو خوش است
اُدخلوها بسلامٍ ابدیٍ...بیشتر
۰
zahra rezaee
۱۳۹۸/۰۶/۲۷
کتاب عزیزی است. به دلم نشست.
۰
فطرس
۱۳۹۶/۱۲/۱۳
جالب بودبرام.به نظرم توزندگی خیلی ازروحانی هااین جورخاطرات وجودداره که میتونه کتاب بشه.لحن کتاب شیرین ودلچسب بود.
میشه یک فیلم تلویزیونی ازش ساخت
۲
ماهی
۱۳۹۸/۰۵/۳۰
لذت بردم از خوندنش 🌱حس های قشنگی رو منتقل میکرد این کتاب😊
مثل سرسبزی شالیزار های شمال ، مثل صمیمیت مردم روستا ، مثل معاشرت با انسان های ساده دل و پاک و... ------------------------------------
🌱داستان روحانی که حسن خلق و نیت خیرش...بیشتر
۲
جیمی جیم
۱۳۹۸/۰۵/۲۳
مگه میشه این کتاب رو خوند و عاشق فضای داستان نشد!در کل بسیار عالی
۰
__mohadeseh.b__
۱۳۹۸/۰۵/۰۲
تو حرف خدا را برسان ،آن کس که آمدنی باشد خودش می آید.
(جمله قشنگ اقا یحیا)💛👌
-------------------------
داستان شیرین و دلچسبی بود از سفر یک روحانی به روستایی در رشت ، صداقت و صمیمت اهالی روستا بی نظیر بود 👌
قلم نویسنده هم...بیشتر
۰
🍃بانو🌼
۱۳۹۸/۰۵/۱۸
خوب بود..لحن کتاب ساده و صمیمی بود
۰
zahra
۱۳۹۷/۰۶/۱۸
چقدر این کتاب خوب بود...چقدحس خوب همراهش داشت...صاف وساده،جذاب ودلنشین
حتما بخونیدش
۱
F Abbasi
۱۳۹۸/۰۵/۱۰
کتابی با قلم روان و داستانی دلنشین و باصفا🌼🌼....در حال خوندن کتاب فکر می کردم این توصیفات مربوط به مردمان حداقل پنجاه سال پیش باشد اما وقتی داستان تمام شد و درانتها تاریخ سال ۹۵ شمسی را دیدم تعجب کردم.متعجب...بیشتر
تو حرف خدا را برسان، آن کس که آمدنی باشد خودش میآید.
اَمَل
۹۶
«زمینی که حتی یک شب رویش میخوابی، گردنت حق دارد. موقع جداشدن باید خداحافظی کنی.
sadeghi
۷۹
یادِ مادرم افتادم که توی دستپاچگیهایش همیشه میگفت: «یا زهر! ا» با صدایی که نه بلند بود نه درِ گوشی، گفتم: «یا زهرا!».
مادربزرگ💝
۷۰
از روزهداری حضرت زهرا؟ س؟ گفتم. بعد گفتم: «مادر ما سیدها، وقتی چیزی در خانه نبوده با نمک افطار میکرده، وقتی گندم نبوده جو آسیاب میکرده.» گفتم اولین افطار را برای همسایه میبرده و میخواسته روز اول ماه رمضان همسایه برایش دعای خیر کند. همینها را که میگفتم، دیدم که خودم بغض کردهام و مردم هم یکییکی دارند بغض میکنند. از همسایهداری حضرت زهرا؟ س؟ گفتم و بعد گفتم که روزهای آخر عمرِ مادر ما، همین همسایهها خیلی اذیتش کردند.
sadeghi
۵۲
کسی به دلم انداخت که از حضرت مشکلگشا حرف بزن، یعنی از عباس؟ ع؟
Jamal Nasiri
۴۵
سیدضیا عادت داشت هر جای جدیدی که میرفت و قرار بود مدتی آنجا بماند، اول آنجا دو رکعت نماز میخواند. من هم یاد گرفته بودم. اسماعیل سجاده را پهن کرد و چون وقت نماز ظهر نبود، گفت: «سیدآقا هنوز اذان نشده ها.» گفتم: «میدانم اسماعیلجان. این یک نماز دیگر است.»
یادم هست سیدضیا میگفت: «همانطورکه به آدمها سلام میکنی، باید به خانهها و مسجدها و درختها هم سلام کنی. سلامکردن به هر چیزی یک جور است. سلامکردن به مکانها هم همین دو رکعت نمازی است که آنجا میخوانی.»
S
۳۶
صدای موتور اسماعیل که آمد، دلم ریخت که نکند مردم نیامده باشند! این فکر که از سرم گذشت، سیدضیا آمد پیشِ نظرم: «سیدیحیا، مردم دشمن خدا نیستند ها! تو حرف خدا را میرسانی به گوششان و بس! حرف خدا خودش آنها را اهل میکند. نکند تلخی کنی اگر نماز جماعتت خلوت شد! تو برو جلو، همینکه رفتی یعنی به مردم گفتهای نماز جماعت اجرش صدتای نماز فراداست. نکند مردم را مجبور کنی به نماز جماعت! نکند مجبورشان کنی اول وقت بیایند نماز!»
علیرضا
۳۶
یادم هست سیدضیا میگفت: «همانطورکه به آدمها سلام میکنی، باید به خانهها و مسجدها و درختها هم سلام کنی. سلامکردن به هر چیزی یک جور است. سلامکردن به مکانها هم همین دو رکعت نمازی است که آنجا میخوانی.»
sadeghi
۲۸
یاد حرف سیدضیا افتادم که تو حرف خدا را برسان، آن کس که آمدنی باشد خودش میآید.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
چقدر زیبا،درعین سادگی بی نظیر بود 💕 روایتی از یک طلبه ی ساده،درمیان مردمی ساده تر،اما چنین داستان شیرین ودلنشینی را رقم میزند که سرتاسر داستان اون شیرینی وحلاوت خواننده را تا انتها مجذوب خود میکند.....بی نهایت لذت بردم..... طلبه ی...بیشتر
این کتاب را در خرداد ماه ۹۶ خریدم از طاقچه و همان موقع یک نفس خواندم ، بسیار کتاب شیرین و لذت بخشی است ، حتما امسال هم برای بار دوم کتاب را خواهم خواند ان شاالله ، چقدر ما در...بیشتر
"عقیم کسی نیست که بچه ندارد سیده خانم! عقیم کسی است که بچه اش طلبه نشود" 📚 کتاب یحیا/ امیرحسین معتمد یه داستان پر از صفا و صمیمیت با یک قلم روان و دلنشین جلدش خیلی زیبا و مفهومیه
داستانی دلچسب و زیبا که از ابتدا تا انتها خواننده را با خود همراه میکند. روایت گوشه ای از یک زندگی ساده و بی آلایش که واقعاً به دل می نشیند.
وای چقدر این کتاب عالیه😍 عجب حلوای قندی بود❤
دلنشین ساده وروان و از اون کتاب لقمه ای هاس که خوندنش بین کتابای طولانی میچسبه دوس داشتم ماجراش ادامه پیدا میکرد وبیشتر از برخوردا واتفاقا و...که به عنوان روحانی براش پیش اومده بود بگه وبه این زودیا تموم نمیشد
چه زیبا بود احوالات این کتاب.روان ، پر از صفا و صمیمیت و چقدر دلتنگ ماه رمضان شدم. . . کو شب قدر که قرآن به سر از تنگ دلی هی بگویم بعَلیّ بعلیٍّ بعلی مطلعُ الفجر شب قدر، سلام تو خوش است اُدخلوها بسلامٍ ابدیٍ...بیشتر
کتاب عزیزی است. به دلم نشست.
جالب بودبرام.به نظرم توزندگی خیلی ازروحانی هااین جورخاطرات وجودداره که میتونه کتاب بشه.لحن کتاب شیرین ودلچسب بود. میشه یک فیلم تلویزیونی ازش ساخت
لذت بردم از خوندنش 🌱حس های قشنگی رو منتقل میکرد این کتاب😊 مثل سرسبزی شالیزار های شمال ، مثل صمیمیت مردم روستا ، مثل معاشرت با انسان های ساده دل و پاک و... ------------------------------------ 🌱داستان روحانی که حسن خلق و نیت خیرش...بیشتر
مگه میشه این کتاب رو خوند و عاشق فضای داستان نشد!در کل بسیار عالی
تو حرف خدا را برسان ،آن کس که آمدنی باشد خودش می آید. (جمله قشنگ اقا یحیا)💛👌 ------------------------- داستان شیرین و دلچسبی بود از سفر یک روحانی به روستایی در رشت ، صداقت و صمیمت اهالی روستا بی نظیر بود 👌 قلم نویسنده هم...بیشتر
خوب بود..لحن کتاب ساده و صمیمی بود
چقدر این کتاب خوب بود...چقدحس خوب همراهش داشت...صاف وساده،جذاب ودلنشین حتما بخونیدش
کتابی با قلم روان و داستانی دلنشین و باصفا🌼🌼....در حال خوندن کتاب فکر می کردم این توصیفات مربوط به مردمان حداقل پنجاه سال پیش باشد اما وقتی داستان تمام شد و درانتها تاریخ سال ۹۵ شمسی را دیدم تعجب کردم.متعجب...بیشتر