ادگار ویلمز(1978-1890)، موسیقیدان بلژیکیتبار فرانسوی است.
در بخشی از کتاب، که ویژه آموزش موسیقی به کودکان است، میخوانیم:
«در ابتدای آموزش موسیقی، به هیچ وجه نباید بیش از اندازه شکوفههای تازه شکفته را مورد مراقبت و وسواس قرار داد. از نتایج به دست آمده سطحی نیز، به ویژه نتایجی که از نوازندگی ساز به دست میآیند میبایست دوری جست. در حقیقت پیشرفت در تکنیک نوازندگی بدون موزیکالیته، به مثابه گیاهی است که ریشههایش توانایی تأمین غذای گلهای خود را ندارد. بدینترتیب هنرجویان حساستر، احساس میکنند که کاری را انجام میدهند که بیشتر از حد توان آنهاست و به همین دلیل اغلب تا جزییترین موارد محتاج مربی هستند. بنابراین، در این نوع آموزش، بیشتر راست و ریس کردن مواد آموزشی مهم میگردد تا خود آموزش.
بسیار مهم است که کودک قبل از آنکه عوامل موسیقایی را به صورت آگاهانه بشناسد، با آنها زندگی کرده باشد. ما به جرئت میگوییم که بخش غمانگیز آموزش و به هر حال مشکل عظیم آن، در چگونگی گذر از زندگی غریزی و طبیعی به زندگی آگاهانه و شعوری، نهفته است. این برزخ که در تمام مراحل آموزشی وجود دارد میبایست به طور طبیعی منجر به سه مرحله تکاملی خود یعنی مرحله ناخودآگاه، سرآغاز خودآگاهی و مرحله آگاهانه بشود. یا به عبارت دیگر، بتواند فرآیند ناخودآگاهی، مرحله تجزیه و تحلیلگری و فرایند خودآگاهی را به طور کامل به سرانجام برساند».
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب بنیانهای آموزش موسیقی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
موسیقیدان بد، آنچه که مینوازد نمیتواند بشنود، موسیقیدان ضعیف، آنچه که مینوازد میتواند بشنود، اما گوش نمیدهد.
موسیقیدان متوسط، آنچه که مینوازد، میشنود، و فقط موسیقیدان خوب است که آنچه را که میخواهد بنوازد، میشنود.
کاربر ۳۱۸۵۱۴۷
۳
نخستین گامها از ارزش بیکرانی برخوردارند. اگر اولین گامها درست برداشته شوند، حرکتهای بعدی طبق قوانین سادهٔ زندگی، خود به خود طی خواهند شد.
عمل موسیقایی بر هرگونه نظریهپردازی ذهنی متقدم است. عوامل بنیانی موسیقی همچون ریتم، ملودی، هارمونی، بداههنوازی و آهنگسازی می بایست همچون عوامل حیاتی در نظر گرفته شوند.
bfs
۱
بعضی از هنرجویان به واسطهٔ تشویق معلم خود، قطعاتی را برای نواختن انتخاب میکنند که از نظر تکنیکی محتاج کار زیادی است، در حالیکه آنها وقت کمی برای تمرین دارند. در نتیجه اجرای ناقص قطعه، نیاز روانی و حس زیباییشناسی آنها را برآورده نمیسازد. این عدم تعادل، ناامیدی، سردردها و تنبلی را به همراه میآورد. با مراجعه به پزشک هم معمولاً نتیجهای عاید نمیشود. درمان بسیار ساده است، مربی وظیفهای جز سادهتر کردن قطعات ندارد.
bfs
۰
یک دانه شن میتواند در مکانیزم حرکتی یک ماشین کاملاً پیچیده، اختلال ایجاد کند. مربی میبایست توانایی کشف این دانه شن را داشته باشد. درست همین جاست که میبایست تجزیه و تحلیل عمیق جداً مورد توجه قرار گیرد، در غیر این صورت، کار مربی ممکن است عملی تزئینی و بدون معنی باشد و بشود.
bfs
۰
. معلم موسیقی نمیتواند همچون یک گل فروش فقط مواظب محصول نهایی باشد بلکه او میبایست همچون یک باغبان، از بدو بذرافشانی تا به گل نشستن از اصول رشد و روند آن با اطلاع باشد.
bfs
۰
باید به طور کلی به هنرجویان قطعاتی داد که در حد و توانایی آنها است. زیرا در قطعاتی که بالاتر از حد تکنیکی هنرجویان است مجبوریم که از جزئیات صرف نظر کنیم و حرکت کلی قطعه را در نظر بگیریم. برعکس در قطعات رایج و عادی، میبایست مسائل تکنیکی با حساسیت کامل انجام پذیرند تا روح اثر به طور کامل منتقل شود. با این همه، بارها دیدهایم که در اجراهای مختلف نه تکنیک نه روح اثر، هیچ کدام در کمال هنری نبودهاند.
bfs
۰
در بیشتر موارد هنگامی که شخص از تواناییهای درخشان تکنیکی برخوردار نیست، راهموجود نه تنها گذر از مرزهای تکنیکی است بلکه روش گذر از مرزهای موسیقایی و هنری برای رسیدن به ارتباطی انسانی با موسیقی است. هنرجویانی که از نظر فیزیکی در شرایط چندان مناسبی برای نوازندگی یک ساز قرار ندارند، میتوانند به مربیان خیلی خوبی تبدیل شوند. از طرف دیگر تعداد کمی از افرادی که موسیقی کار میکنند، نوازندگان و اجراکنندگان زبردستی خواهند شد. با استفاده از یک آموزش روانشناسانه، آنها اشتیاق و شور و شوق درس دادن را داشت. حتی کسی مثل شوپن نیز شور و شوق درس دادن را داشت.
bfs
۰
تکنیک در خدمت موسیقی است، موسیقی نیز در خدمت هنر (میتوان بدون هنرمند بودن موسیقیدان بود) و هنر به شکوفایی انسان کمک میکند (این رابطه در پایان قرن نوزدهم به شکل هنر برای هنر درآمده بود که ما هنر برای انسان را جایگزین آن میکنیم). بر اساس این رابطه، ما در هر مرحله به سطح وسیعتر و خلاقتری گذر میکنیم.
bfs
۰
در مورد بزرگسالان، این اتفاق افتاده است که هنرجو پس از یک تمرین طولانی و ژرف به استاد خود بگوید: شما ما را درمان کردید! تمرینات ریتمیک ساده، که در شرایطی طبیعی و آرام صورت پذیرفتهاند با تأثیری مثبت و سلامتزا بر سیستم عصبی، توانستهاند جایگزین داروهای آرامبخش بشوند.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
عالی . واقعا نیاز بود تو طاقچه . در مورد آموزش موسیقی بیشتر کتاب بزارید