با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب باغبان شب اثر جاناتان آکسییر

دانلود و خرید کتاب باغبان شب

۴٫۵ از ۷۹ نظر
۴٫۵ از ۷۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب باغبان شب  نوشته  جاناتان آکسییر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب باغبان شب

کتاب باغبان شب نوشته جاناتان آکسییر و ترجمه آرزو قلی‌زاده است. کتاب باغبان شب را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب باغبان شب

در طبقه‌ی دوم یک خانه‌ی عجیب و بزرگ یک اتاقی وجود دارد که همیشه در آن قفل است. ساکنان این خانه که در دل جنگل تُرش ساخته شده، رنگی پریده و چشم‌هایی سیاه و کم‌عمق دارند. گفته می‌شود درختی در آن اتاق از نظرها پنهان نگه داشته شده است. اما این درخت چه چیز عجیبی در خود دارد. چیز بزرگی باعث کابوس‌های شبانه است. کابوس‌هایی که کسی نمی‌داند از کجا شروع می‌شود.

خواندن کتاب باغبان شب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام نوجوانان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب باغبان شب

«راستش زیاد نه. البته یه‌بار که ارباب ویندزور رو دیدم، هم‌سن‌وسال تو بود. این ماجرا برمی‌گرده به سی سال پیش. درست قبل از اینکه اون بیچاره رو مجبور کنن بره پیش فامیل‌هاش و با اونا توی شهر زندگی کنه.» پیرزن با تأسف سری تکان داد و گفت: «پارسال که دوباره برگشت اینجا، خونواده‌ش... یا بهتره بگم قوم‌وخویش‌هاش، حسابی تعجب کردن.»

مالی نمی‌توانست بفهمد چرا برگشتن یک نفر به جایی که در آن بزرگ شده، باید عجیب باشد. خودش چند هفته بعد از اینکه از خانه‌اش در شهر دانیگول ایرلند آمده بود اینجا، حاضر بود همه‌چیزش را بدهد و برگردد خانه؛ حتی برایش مهم هم نبود آنجا خشکسالی شده یا نه. پیرزن را نگاه کرد و گفت: «فکر کنم ما خوب راه رو بلد نیستیم. از چندتا کشاورز پرسیدیم، ولی جواب درستی ندادن.»

هِستِر کِتِل سرش را تکان داد و به جنگلِ پشت سرش نگاهی انداخت؛ «شاید مردمِ اینجا با نشون ندادن مسیر، خواستن بهتون لطف کنن. درسته که شما غریبه‌این، ولی هیش‌کی نمی‌خواد دوتا بچهٔ بی‌گناه رو بفرسته جنگل تُرش.»

مالی پرسید: «مگه جنگل تُرش چه‌شه؟»

«همهٔ مردم سِلار هالو می‌دونن نباید به اون جنگل نزدیک بشن. پدر و مادرها بچه‌هاشون رو از اون‌جا می‌ترسونن و خودشون هم این هشدارو از زبون پدر و مادرشون شنیدن. این موضوع، نسل‌به‌نسل و دهن‌به‌دهن چرخیده.»

مالی گفت: «شما از اون چی می‌دونین؟» 

«هیش‌کی بااطمینان حرف نمی‌زنه، ولی بعضی‌ها می‌گن آدم‌های احمقی رو دیدن که از رودخونه رد شدن و رفتن توی اون جنگل.» پیرزن مکث طولانی‌ای کرد و انگشت‌هایش را کشید روی شنلی که پر از وصله‌پینه بود؛ «می‌گن جنگل تُرش آدم‌ها رو عوض می‌کنه... و حس وحشتناکی توی اونا به وجود میاره. یه چیز ترسناک دیگه هم هست...»

کیپ خم شد جلو و پرسید: «چ... چ... چی؟»

مالی دندان‌هایش را روی هم فشار داد. اصلاً دلش نمی‌خواست این پیرزن دیوانه، مغز برادرش را با چرندیات ترسناک پر کند. نگاهش را به چشم‌های هِستِر دوخت. به نظر می‌آمد پیرزن سنگینی نگاه دخترک را حس کرده، چون به کیپ لبخندی زد و گفت: «اینا شایعات و چرندیاته، عزیزم. نصفش داستان‌هائیه که من واسه یه لقمه غذا سرهم می‌کنم. واسه شما مشکلی پیش نمیاد.»

مالی سرش را به نشانهٔ تشکر تکان داد. شایعاتی که دربارهٔ جنگل تُرش می‌گفتند، برایش مهم نبود. این شغل تنها شانسشان بود برای اینکه با برادرش کنار هم بمانند و سرپناهی داشته باشند. چه کسی حاضر می‌شد دوتا بچهٔ ایرلندی را بدون سرپرست یا معرف قبول کند؟! تازه اگر آن خانه این‌قدر بد بود، چرا ارباب ویندزور حاضر شده بود خانواده‌اش را ببرد آنجا؟ مالی پرسید: «پس راه رو نشونمون می‌دین؟»

هِستِر دستی به چانه‌اش کشید و متفکرانه گفت: «بله، ولی درعوض یه چیزی ازتون می‌خوام.»

مالی جواب داد: «ما هیچ پولی نداریم.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶۳)
Hana
۱۴۰۰/۰۲/۰۱

درمورد کتاب باغبان شب هیچ کلمه‌ای رو نمی‌شناسم که بتونه توصیف دقیقی از زیبایی این کتاب رو برسونه. داستان هیجان‌انگیز بود و متنش وادارت می‌کرد که بری صفحه بعد، و بعد صفحه بعد و همینجوری ادامه داشت.. من از خلاقیت نویسنده

- بیشتر
🍫𝕜𝕖𝕣𝕞 𝕜𝕖𝕥𝕒𝕓🍫
۱۴۰۰/۰۷/۰۴

عالیهههههه🔥🌊 واقعا چیزی نمیتونم در وصفش بگم✨✏️ در همین حد بگم که حتما باید این کتاب رو بخونید🌗🌈 کاش جلد دوم هم داشت😢💔

ns
۱۳۹۹/۰۹/۱۵

کتاب جذابی بود،از اون هایی که تا تموم نشه نمیتونی زمین بذاریش

نیلوفر🍀
۱۴۰۰/۰۳/۰۵

زندگی دو تا بچه که پدر و مادرشون رو از دست دادن و حاضرن به هر قیمتی نشونه ای از اونا ببینن:) کتاب قشنگیه تا حدی هم غم انگیزه بنظرم ژانر وحشت نیست در هر صورت جالبه و مخاطب رو جذب میکنه تا

- بیشتر
シ︎دختر کتابخونシ︎
۱۳۹۹/۱۲/۲۱

خیلی قشنگ و جذاب بود🍀💚 من واقعا خوشم اومد👌🏻🎀 از اون کتاب های قابل خوندن بود🌈🎈 من راضی بودم🔮💐 در کل جالب بود🙂💕 حتما پیشنهاد میکنم🙏🏻⚘

anali
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

خیلی خوبه من خیلی دوستش دارم

rasool jafarjani
۱۳۹۹/۱۰/۱۵

من نسخه فیزیکی کتاب رو از انتشارات پرتقال خریدم و تا تمومش نکردم کتابو نذاشتم زمین.. قیمتش یکم بالاست ولی می ارزه به خودنش داستانش پر از لحظه های ترسناک و پر استرس و غم انگیز و شلوغ و... داره و

- بیشتر
m_army_7
۱۴۰۰/۰۱/۰۶

کتاب خیلی هیجان انگیزی بود اما زیاد نترسیدم:)

Zahra Darvishi
۱۳۹۹/۱۲/۱۸

این کتاب بی نظیر است ، داستان زیبایی دارد و بسیار مفهومی است ارزش چندبار خواندن را دارد .عالیییهههه .

Roghaye A
۱۳۹۹/۰۹/۱۶

انقدر خوب و جذاب بود که قادر به توصیفش نیستم بی نظیر بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۸)
تقویم، بهار را نشان می‌داد، ولی هوا بوی پاییز داشت
seta
فقط چون نمی‌خوای یه چیزی رو باور کنی، دلیل نمی‌شه حقیقت نداشته باشه
vania
«آتیش شاید نور داشته باشه، ولی دنیا رو سیاه‌تر می‌کنه
vania
حرف زدن با آدمی که ذهنش بسته است، فایده‌ای ندارد؛
Jolan...
احساساتش را پشت لبخندها و داستان‌هایش پنهان می‌کرد
arezo
واقعیت را می‌دانست؛ آدم‌ها بعضی‌وقت‌ها باید تنهایی سفر کنند.
Jolan...
«فکر کنم متوجه یه چیزی شدم. هِستِر از من پرسید فرق داستان و دروغ چیه. اون‌موقع من بهش گفتم داستان‌ها به آدم‌ها کمک می‌کنن و اون پرسید کمک واسه چه کاری. خُب فکر کنم حالا جوابش رو می‌دونم. داستان‌ها به آدم‌ها کمک می‌کنن با دنیای واقعی روبه‌رو بشن؛ حتی اگه داستان ترسناکی باشن... ولی دروغ برعکسه؛ باعث می‌شه خودت رو پنهون کنی.»
vania
ما اغلب از برآورده شدن آرزوهایمان پشیمان می‌شویم.
الهام
متنفر بودن از چیزی که قابل تغییر نیست، هیچ فایده‌ای ندارد.
Jolan...
«عزیزم! چیزی که هستی، ربطی به کاری که می‌کنی نداره. درضمن، کار که عار نیست. خود اِزوپ، شاه قصه‌گوها، توی کل عمرش بَرده بود و یه نفس آزاد هم نکشید؛ ولی دنیا رو با دو کلمه تغییر داد: روزی روزگاری! و فکر می‌کنی ارباب‌های بزرگش الان کجان؟ اگه خیلی خوش‌شانس باشن، توی قبرهاشونن! ولی اِزوپ تاحالا زنده مونده و اسمش روی زبون هرکی که داستانی تعریف کرده، چرخیده.»
mehrsa

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۲۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۳,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۶۷۵-۷۷-۸
تعداد صفحات۳۲۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۳,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۶۷۵-۷۷-۸