با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب آخرین قایق اثر لورل اسنایدر

دانلود و خرید کتاب آخرین قایق

۴٫۳ از ۱۲ نظر
۴٫۳ از ۱۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آخرین قایق  نوشته  لورل اسنایدر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب آخرین قایق

آخرین قایق داستانی برای کودکان و نوجوانان نوشته لورن اسنادر است که با ترجمه راضیه خوشنود در انتشارات پرتقال به چاپ رسیده است.

 درباره کتاب آخرین قایق

جینی ساکن یک جزیزه اسرارآمیز است. یک روز زنگ جزیره به صدا درمی‌آید و جینی می‌فهمد که دوست صمیمی‌اش، دین قرار است جزیره را ترک کند چون او دیگر بزرگ شده است. قایقی دین را از جزیره جالب قصه می‌برد و اس را تحویل می‌دهد. کسی که قرار است از جینی راه و رسم زندگی را بیاموزد.  اس بعد از مدتی به جینی وابسته می‌شود و تصمیم می‌گیرد قوانین جزیره را به خاطر او زیر پا بگذراد. اس با آخرین قایق از جزیره نمی‌رود اما این کار او پیامدهای عجیبی برای ساکنان و اوضاع جزیره دارد.

 خواندن کتاب آخرین قایق را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

بچه‌هایی که داستان‌های عجیب و هیجان‌انگیز دوست دارند، از خواندن این کتاب لذت خواهند برد.

 بخشی از کتاب آخرین قایق

جینی دست‌هایش را انداخت. خداحافظی‌اش با دین، بدترین خداحافظی ممکن بود. بدترین لحظات آخری که می‌توانست تصور کند. هرگز این‌قدر احساس گیجی یا خستگی نکرده بود.

تازه یاد تودهٔ روی ماسه‌ها افتاد. دختر تازه‌وارد. نگاهش کرد. بچه تمام مدت، ساکت نشسته بود و با آن چشم‌های قهوه‌ای درشت تماشا می‌کرد. جینی نشست کنارش. «خب، به نظرم این مراسم استقبال از تو بود.»

دختر جواب نداد. چانه‌اش را گذاشته بود وسط زانوهایش. جینی هم بدون این‌که بداند چرا، دلش خواست مثل او بنشیند. زانوهایش را بغل کرد و استخوان چانه‌اش را گذاشت وسط زانوهایش. حس خوبی داشت، تیز بود. خودش را محکم بغل کرد و فکر کرد شاید وقتی بچه بوده این‌طوری می‌نشسته. حس آشنایی داشت.

کنار هم نشستند. دو شکل غمگین روی ماسه‌ها. غرق شدنِ روز را پشت دریای ابری تماشا می‌کردند. ابرهای نارنجی و صورتی غروبِ خون‌آلود، تصاویر پیچ‌درپیچ همیشگی را بالای مه می‌ساختند، می‌چرخیدند و در هم می‌پیچیدند. امشب شبیه دلفین بودند، شاید هم فقط شبیه امواج... امواجی آرام و نرم. دختر تازه‌وارد سرش را بالا گرفت و با دهان نیمه‌باز خیره شد. حرف نمی‌زد، به رقص و حرکت آسمان نگاه می‌کرد، در هم آمیختن شکل‌ها و رنگ‌ها.




نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶)
💜
۱۳۹۹/۱۰/۰۶

خیلی کتاب قشنگیه من دوست دارم هرچه زود تر کتابش را بخرم.😄🤗 اگه نمونه اش را بخونید حتماً از این کتاب خوشتون میاد😉🤗😄 ممنونم از طاقچه به خاطر این کتاب قشنگ🤩🤩😍😍😊😉🙏🏻🙏🏻🌹🌷🌺

* Saba *
۱۴۰۰/۰۲/۱۱

واقعا کتاب عالیییی بود و من با این که کتاب رو از طاقچه دریافت کرده بودم دنبال چاپیش گشتم واقعا ارزششو داشت یکم غمگین بود مخصوصا آخرش ولی کلا خیلی داستان قشنگی داشت نویسنده‌ی خیلی خوبی هم داره و بعضی

- بیشتر
رضا
۱۳۹۹/۱۲/۱۰

زیاد خوشم نیومد.ما که نفهمیدیم آخرش چی شد 🤔🤔🤔🤔🤔

کاربر ۴۱۷۶۴۱۷
۱۴۰۰/۱۲/۱۰

سلام کتاب خوبی بود اما زیاد کشش می ده و آخرش نمی فهمیم چی میشه مثلا فکر می کنیم که جلد دیگه ای داره اما می بینیم که نداره به نظر من کتاب خوبیه اما ناتمام ماند

Fateme Zarepour
۱۴۰۰/۱۱/۱۱

من این کتاب رو سفارش دادم بهصورت نسخه ی چاپی قراره که به دستم برسه ولی از خلاصه این کتاب معلومه که داستان خوبی هست

Aynf
۱۴۰۰/۰۲/۲۷

کتاب خیلی خوبی بود توصیه می کنم حتما بخونید

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲)
رؤیای کودکی‌ام به حقیقت پیوست و امروز من یک نویسنده‌ام. کتاب‌هایم در قفسه‌های کتاب همه‌جای دنیا هستند، و بچه‌هایی که آن‌ها را می‌خوانند اغلب برایم پیام می‌فرستند. با این‌که هنوز سعادت نداشته‌ام ایران را ببینم، احساس خاصی دارم از این‌که می‌دانم همان‌طور که من با خواندن کتاب‌ها ایران را دیده‌ام، حالا بچه‌های ایرانی هم می‌توانند از طریق صفحات کتاب آخرین قایق، با من دیدار کنند. امیدوارم از این داستان لذت ببرید. داستانی که دربارهٔ جزیرهٔ اسرارآمیز من است، مکان خاصی که زاییدهٔ خیال من است.
Emily
دهان جینی بسته شد، چشم‌هایش را به زمین دوخت. نمی‌خواست اوضاع را برای دین سخت‌تر کند. فقط می‌خواست دین این‌قدر بی‌خیال نباشد. آهسته گفت: «معذرت می‌خوام. فقط دلم واسه‌ت... خیلی تنگ می‌شه، همین.» «خب معلومه. من هم دلم تنگ می‌شه. ولی این انتخاب خودم نیست. می‌فهمی؟» جینی لبش را گاز گرفت، سعی می‌کرد دوباره حرف اشتباهی نزند. ولی نتوانست ساکت بماند. «شاید هم باشه. منظورم اینه که، می‌تونی... بمونی.» دین چشم‌هایش را ریز کرد. «بمونم؟» جینی به دین نگاه کرد و سرش را به نشانهٔ تأیید تکان داد. دین گفت: «می‌دونی که نمی‌تونم، جینی.» «چرا؟» «چون نمی‌شه.»
Emily

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۴۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۳,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۵۲۳-۴
تعداد صفحات۲۴۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۳,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۵۲۳-۴