معرفی و دانلود کتاب بفرمایید بهشت + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب بفرمایید بهشتsubscriptionAvailable

کتاب بفرمایید بهشت

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۳۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
محدثه‌سادات طباطبایی
انتشارات: 
عهد مانا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بفرمایید بهشت

در کتاب بفرمایید بهشت، نوشته محدثه‌سادات طباطبایی در قالب داستان‌هایی با ویژگی های یک خانواده موفق آشنا می‌شوید.

طباطبایی در این کتاب، داستان‌هایی واقعی از یک خانواده پویا و موفق نقل کرده است. قصه‌هایی که به ما یادمی‌دهند چگونه به زیبایی از پس مشکلات و چالش‌های زندگی برآییم و انها را به بهترین شکل رفع کنیم.

در این کتاب، بانویی، روایت‌های مادرانه‌اش از زندگی روزمره، بچه‌ها و دغدغه‌های خانوادگی را برایتان می‌گوید. بچه‌هایی که هرکدام دنیای متفاوتی دارند و رویاهای متفاوتی را می‌جویند. مادر با کمک قصه گویی طنز از وقایع زندگی و خاطراتش می‌کوشد از پیشامدها و مشکلات زندگی گذر کند. 

خواندن کتاب بفرمایید بهشت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 همه علاقه‌مندان به کتاب‌های داستانی و داستان‌های آموزنده

 بخشی از کتاب بفرمایید بهشت

پسرم علی این روزها به‌شدت مشغول بزرگ شدن است. بچه‌ها در این سن یعنی تولد تا سه سالگی به‌سرعت رشد می‌کنند و می‌آموزند. این موضوع گاهی ما را شگفت‌زده می‌کند. حالات، حرکات و حرف‌های علی دو تا نکته را به من یادآوری می‌کند:

این روزها علی بیشتر از هر زمان به ما نشان می‌دهد کیستیم و چگونه‌ایم؛ گفتارمان،‌ رفتارمان، ادبمان. انگار آینهٔ سیاری همه‌جا روبه‌روی ماست، تعقیبمان می‌کند و رفتارمان را به رخمان می‌کشد. کافی است خطایی بکنیم یا حرف نابجایی بزنیم؛ به‌سرعت آن را به ما بازمی‌تاباند.

حضور این مأمور نامحسوس کوچولو که همه‌جا در تعقیب ماست باعث شده قبل از هر حرف و رفتار کمی فکر کنیم و جوانبش را بسنجیم. البته این در رفتار با فرزندان بزرگ‌تر هم صادق است، ولی شاید حساسیتش به اندازهٔ بچه‌های زیر سه سال نباشد که تازه دارند زندگی کردن را یاد می‌گیرند.

این دورهٔ زندگی به برکت حضور این میهمانان کوچک می‌تواند یک دوره تهذیب نفس برای ما بزرگ‌ترها باشد؛ چون هم باید مراقب رفتار و گفتارمان باشیم، هم سعی کنیم آنچه انجام می‌دهیم واقعی باشد، نه بازی کردن نقشی که ممکن است ساعتی بعد خسته‌کننده شود و بعد بچه را دچار این دوگانگی کند که کدام رفتار درست است.

نکتهٔ دوم سرعت آموختن در این کودکان نوپاست. گاهی با خودم فکر می‌کنم آیا من از این بچهٔ دو سه ساله کمترم؟ او با این جثهٔ نحیف و توان کم، بدون اینکه مجبورش کنند، دمی از آموختن نمی‌آساید. زمانی که شروع به حرف زدن کرد اولین کلماتی که یاد گرفت «این چیه؟» بود. یک روز شمردم، بیش از دویست بار پرسید این چیه. با اینکه اسم خیلی از چیزهایی که پرسیده بود یاد نمی‌گرفت، ولی باز هم دست‌بردار نبود. ماه‌ها طول کشید تا توانست کلماتی که صدها بار - اغراق نمی‌کنم؛ صدها بار - نامشان را پرسیده بود یاد بگیرد، ولی باز هم مصرانه به پرسیدن ادامه می‌داد. دنیای پیرامون او خیلی کوچک و تکراری است. دنیایی با چند اتاق و آشپزخانه و یک حیاط، ولی او از کشف و جست‌وجو لحظه‌ای دست برنمی‌دارد؛ خسته نمی‌شود؛ افسرده نمی‌شود. هر روز که بیدار می‌شود انگار زندگی‌اش از نو آغاز شده. برای هزارمین بار به جاهای تکراری سرک می‌کشد؛ می‌پرسد؛ تجربه کسب می‌کند؛ شاید این‌بار چیزی را کشف کند که هنوز نکرده.

مهربانانه از من که توی آشپزخانه سرگرمم می‌پرسد: ناهار 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بفرمایید بهشت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببفرمایید بهشت
موضوعداستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسندهمحدثه‌سادات طباطبایی
انتشاراتعهد مانا
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۵/۰۷
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۷.۷۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۷۱۴۶۳۱۸
تعداد صفحه‌ها۱۶۸ صفحه
قیمت کتاب۸۳۱۰۰ تومان
برچسبمجموعه آموزش 1400

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نورا:)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۹

با خواندن کتاب بفرمایید بهشت وارد یک دنیای جدید، تجربه های زیبا از یک خانواده موفق و اسلامی می شوید کتاب نگارشی شیرین و قلم روانی داشت. بفرمایید بهشت یک سبک زندگی کامل بدون نقص از یک زندگی اسلامی به روایت مادر خانواده است اگر...بیشتر

۱
سحر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۲۹

بسیارجذاب وآموزنده به هرمادر‌، مادربزرگ، دختر، خاله و... هرکسی که به نوعی با بچه ها درارتباطه پیشنهادمیکنم. همراه میشیم بایه مامان مهربون وبادغدغه که چهارتا وروجک شیرین با ماجراهای جالب وواکنش این مامان مهربون درمواجهه با این ماجراها.که گاهی این واکنش...بیشتر

۰
آر-طاقچه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۱۵

بسیار خوب از این تجربه نگاری ها واقعا باید زیاد شود مادران واقعا به آنها نیاز دارند

۰
ya.mahdi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۰

متن روان و دلنشین کتاب شما را با خود همراه میکند، وسط شلوغی های این زندگی مدرن و دلشوره آور شماهم بفرمایید کمی بهشت 😍

۰
Sadaf
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۰۳

بعد از مدت ها یه کتابی خوندم که منو خندوند ،منو گریوند، کلی نکته ی ریز جهان بینی یادم داد،حال دلمو خوب کرد و امید رو تو وجود زنده.الحمدلله

۰
کاربر شماره‌ی صفر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۳

مادرهایی که یک یا چند فرزند کوچک دارن توصیه می‌کنم بخونن .. تجربیات، دردها و خوشی های مشترکی باهاش پیدا می‌کنن :) قلم زیبا و شیوایی داره.

۰
کاربر ۶۸۹۰۲۲۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۳۰

واقعا کتاب خوب و آرامش بخشی هست همراه با طنز که باعث شده محتویات آموزنده خیلی بهتر خوش بیان تر بشه،واقعا دوستش داشتم 💜💜💜

۰
مائده ۱۴۰۳
۱۴۰۴/۰۶/۲۶

عالی بود ، پر از داستان های آموزنده ❤️

۰
کاربر 8677932
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۰۳

کتاب خیلی عالی و پر از حس زندگی بود. وقتی احساس کردم از کوچه پس کوچه های شهرم نجف آباد نوشته شده...واقعا شگفت زده شدم.

۰
کاربر 2062502
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۴

یک کتاب عالی برای همه مادران

۰
marzieh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۱۴

کتاب در مورد خاطرات و تجربیات شخصی نویسنده بود خیلی کتاب خوبی بود حس خیلی خوبی داشت

۰
ح.سادات
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۰۱

خواندن روایت و خاطره همیشه لذتبخش است ولی خواندن روایت های مادرانه که از قاب نگاه یک مادر شاد و امیدوار و خوشفکر متولد شده، برای مادری که خود را سخت درگیر سختی های مادری میپندارد، لذتی چندبرابر دارد و درسهایی بی...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

آر-طاقچه
۹
اینترنت مثل بازار است. باید برویم داخل آن و چیزی را که لازم داریم بخریم و بیاییم بیرون. چرخیدن بی‌هدف در این بازار هم وقتمان را تلف می‌کند هم روانمان را پریشان.
کاربر شماره‌ی صفر
۵
اصلاً نفس حضور در کتابخانه به آدم حس خاصی می‌دهد. احساس فروتنی در مقابل این دنیای علم؛ سکوتی که گرچه در ظاهر به سبب رعایت حال دیگران است، اصلش به خاطر حضور این همه دانایی است و به ما یاد می‌دهد چند ساعتی زبان به کام بگیریم و فقط به صدای بی‌صدای کتاب‌ها گوش کنیم. بودن در محضر آن همه کتاب، جز اینکه باسوادمان می‌کند، باادبمان می‌کند؛
خاتون
۴
فقط به این موضوع فکر کنیم اگر برای فرزندانمان وقت بگذاریم، با آنها حرف بزنیم، بازی کنیم، شعر بخوانیم و...، و نگذاریم از همان خردسالی وارد چنین فضاهایی شوند، در آینده چقدر از اینکه چنین کودکی‌ای را پشت سر گذاشته‌اند راضی خواهند بود. چقدر تجربه، چقدر خاطره، چقدر تفریح‌های به‌یادماندنی و دوستی‌هایی که فقط در این مقطع سنی باید ساخته شوند، ولی نمی‌شوند چون تکنولوژی فرصتی برایشان نمی‌گذارد.
🍃🌷🍃
۴
ننه‌جان که از مسجد برمی‌گشت و عروس‌ها هم یکی‌یکی از پی‌اش، دوباره تنور را می‌گیراندند و بازار پخت نان گرم می‌شد. آبگوشت روی بار غلغل می‌کرد. عموجان از باغ سبزی تازه می‌آورد. آقاجان بعد از ساعتی، آخر از همه، عصازنان از مسجد می‌آمد. ما بچه‌ها تکه‌ای خمیر از آن تغار مسی سهممان بود که از صبح تا ظهر به هزار شکل درش می‌آوردیم و هر بار می‌خواستیم بدهیم بگذارندش توی تنور نظرمان عوض می‌شد. مامان صدا می‌کرد: دخترها بیایید سبزی‌ها را پاک کنید می‌خواهیم سفره بیندازیم. سفره را که می‌انداختند اغلب کسانی را که سر آن بودند نمی‌شناختیم. برای عرض حالی آمده بودند و بوی ترشی‌های هفت‌سالهٔ ننه‌جان و نعنای سوسن‌عنبر و نان تازه و آبگوشت زمین‌گیرشان کرده بود.
کاربر شماره‌ی صفر
۳
اتفاقاً اغلب بی‌نظمی‌های بزرگ ما در درست انجام ندادن کارهای کوچک ریشه دارد.
کاربر شماره‌ی صفر
۳
در روایتی آمده اکثر اهل جهنم اهل تسویف‌اند؛ یعنی کسانی که کار امروز را برای فردا می‌گذارند.
کاربر شماره‌ی صفر
۳
گاهی به جای حرف زدن باید فقط درک کرد، همین!
سحر
۲
اینترنت مثل بازار است. باید برویم داخل آن و چیزی را که لازم داریم بخریم و بیاییم بیرون
کاربر ۲۱۲۳۹۸۷
۲
تصحیح املا که تمام شد از نمرهٔ خوبم جا خوردم و برخلاف همیشه از نمره‌ام خوشم نیامد. نگاهی به برگه‌ام انداختم و گفتم: ملیکا تو که بیشتر غلط‌های منو نگرفتی. ملیکا با تعجب گفت: کدوم غلطا؟ - ایناهاش! عظیم با ظاست نه ضاد. اصرار هم با صاده نه سین. ملیکا نگاهی به برگه انداخت و گفت: آره. همه‌شو بلدم. بعد لبخندی زد و گفت: از بس خوش‌خط نوشتید آدم فکر نمی‌کنه غلطه. جمله‌اش هشت ریشتر قدرت داشت. چه رفتارهای غلطی را مثل همین غلط‌های املایی تا امروز لای لقمهٔ محبت زیبای مادرانه پیچیده بودم و به خورد بچه‌هایم داده بودم؟
کاربر شماره‌ی صفر
۲
من کی‌ام؟ سهم چیه؟ چرا یادم رفته بود هر چی داریم از شما داریم؟ شمایی که مقابل خدا برای خودت هیچی نخواستی؛ هیچی...