با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کمی قبل از خوشبختی

دانلود و خرید کتاب کمی قبل از خوشبختی

۳٫۹ از ۸ نظر
۳٫۹ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب کمی قبل از خوشبختی  نوشته  انیس لودیگ  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب کمی قبل از خوشبختی

کمی قبل از خوشبختی رمانی نوشته انیس لودویگ است که برنده جایزه ادبیات خانه مطبوعات فرانسه در سال ۲۰۱۳ شده است. این کتاب ماجرای عاشقانه یک مادر بیست ساله به اسم ژولی را روایت می کند.

 درباره کتاب کمی قبل از خوشبختی

این اثر ساده اما جذاب درباره زن جوانی به اسم ژولی است که با پسرش لولو به تنهایی زندگی می‌کند. او روزگار سختی دارد و در یک فروشگاه کار می‌کند تا این که روزی یک مشتری ثروتمند به او ابراز علاقه می‌کند. این موضوع ماجراهای زیادی برای ژولی و پسرش به وجود می‌آورد.

 لودویگ ژولی را تا قعر ناامیدی می‌برد اما رها نمی‌سازد و شانس دوباره برای بازگشت به زندگی را همچون هدیه‌ای به او می‌بخشد.

 او در این داستان لطیف مفاهیمی مانند مهربانی، عشق، دوستی و فرزند را مطرح کرده است. این اثر یک افسانه مدرن است که شما را با زندگی آشتی می‌دهد.

خواندن کتاب کمی قبل از خوشبختی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 دوست‌داران رمان‌های عاشقانه و داستان‌هایی درباره زندگی را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.

 بخشی از کتاب کمی قبل از خوشبختی

پانزده روز بود که ژولی خودش را از روبه‌رو شدن با همهٔ کارهای مربوط به کریسمس و ویترین‌های درخشان مغازه‌ها دور نگه می‌داشت. بلندگوهایی در گوشهٔ هر خیابان، آهنگ‌های مربوط به عید را پشت‌سرهم پخش می‌کردند. آن‌ها یکی از یکی ابلهانه‌تر بودند و می‌خواستند ساکنان محله را دیوانه کنند. از چند سال پیش، ژولی فهمیده بود که این چیزها سال به سال بیش‌تر می‌شدند؛ تزئینات بیش‌تر در خیابان‌ها و بابانوئل‌های بیش‌تر در پنجره‌ها. کاتالوگ‌های اسباب‌بازی روزبه‌روز قطورتر و قفسه‌های فروشگاه‌ها زودتر و زودتر خالی و اجناس‌شان فروخته می‌شدند. این‌ها برای ژولی معنی خاصی داشت: افزایش شرم‌آور یک نظام مصرف‌گرایی که بیماری خرید کردن داشت. امسال دیگر این چیزها به‌نظر ژولی زیادی بود. او یاد مادربزرگش افتاد که برایش تعریف کرده بود در زمان قدیم، شب عید به بچه‌ها یک پرتقال هدیه می‌دادند. چون پرتقال محصول نادر و گرانی بود. یک پرتقال! امروزه هر موقع از سال می‌شود با دو یورو یک کیلو پرتقال خرید!

خیابان‌ها در شب عید مملو از افرادی‌ست که دست‌شان پر از نایلون‌های خرید است و خوشحالند که به‌زودی خریدهای‌شان را پای درخت کاج می‌گذارند و با دیدن آن‌ها این‌طور به‌نظر می‌آید که سال نو یک شادی مسلم برای همهٔ مردم است. روز جشن است و باید در آن شاد بود. این سنت است. کریسمس، بهترین شکل جشن خانوادگی‌ست. اما این شادی‌ها که از همه‌جا می‌بارید به‌نظر ژولی غلط می‌آمد. چون فکر این‌که امسال پای درخت کریسمس کادویی برای لولو نبود قلبش را پاره‌پاره می‌کرد. اگر می‌توانست دوست داشت امسال حتی یک پرتقال به او هدیه دهد. به‌جای آن، او یک آدم‌برفی سفالی پیدا کرده بود و می‌خواست آن را روی قبر لودویک بگذارد. چه عالی! او به این سمبول‌ها علاقه داشت. کسی چه می‌دانست، شاید لودویک آن را می‌دید. چنین موقعیتی، دل انسان را به درد می‌آورد.


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
mohammadrz003
۱۳۹۹/۰۹/۱۱

در کل این رمان داستان تلخی رو روایت میکنه ولی به چیز های خیلی کوچکی اشاره میکنه که با اون ها میشه شاد بود و زندگی رو جور دیگری دید و اینکه پس از هر اتفاق ناخوشایندی گلایه نکنیم چون

- بیشتر
AnaHitA
۱۳۹۹/۰۷/۱۷

داستان غمگینی بود. هر چند نویسنده سعی کرده بود الگویی برای رویارویی با مشکلات و رنج ها ارائه بدهد و مسیر درست را برای زندگی پس از اتفاقات سخت و تلخ نشان بدهد و خیلی هم دقیق و با جزییات

- بیشتر
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۹۷ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۶/۲۶
شابک۹۷۸-۹۶۴-۱۹۱-۳۶۹-۶
تعداد صفحات۲۹۷صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۶/۲۶
شابک۹۷۸-۹۶۴-۱۹۱-۳۶۹-۶