
بریدههایی از کتاب بفرمایید بهشت
۴٫۵
(۲۵)
فقط به این موضوع فکر کنیم اگر برای فرزندانمان وقت بگذاریم، با آنها حرف بزنیم، بازی کنیم، شعر بخوانیم و...، و نگذاریم از همان خردسالی وارد چنین فضاهایی شوند، در آینده چقدر از اینکه چنین کودکیای را پشت سر گذاشتهاند راضی خواهند بود. چقدر تجربه، چقدر خاطره، چقدر تفریحهای بهیادماندنی و دوستیهایی که فقط در این مقطع سنی باید ساخته شوند، ولی نمیشوند چون تکنولوژی فرصتی برایشان نمیگذارد.
خاتون
ننهجان که از مسجد برمیگشت و عروسها هم یکییکی از پیاش، دوباره تنور را میگیراندند و بازار پخت نان گرم میشد. آبگوشت روی بار غلغل میکرد. عموجان از باغ سبزی تازه میآورد. آقاجان بعد از ساعتی، آخر از همه، عصازنان از مسجد میآمد. ما بچهها تکهای خمیر از آن تغار مسی سهممان بود که از صبح تا ظهر به هزار شکل درش میآوردیم و هر بار میخواستیم بدهیم بگذارندش توی تنور نظرمان عوض میشد.
مامان صدا میکرد: دخترها بیایید سبزیها را پاک کنید میخواهیم سفره بیندازیم. سفره را که میانداختند اغلب کسانی را که سر آن بودند نمیشناختیم. برای عرض حالی آمده بودند و بوی ترشیهای هفتسالهٔ ننهجان و نعنای سوسنعنبر و نان تازه و آبگوشت زمینگیرشان کرده بود.
🍃🌷🍃
اینترنت مثل بازار است. باید برویم داخل آن و چیزی را که لازم داریم بخریم و بیاییم بیرون. چرخیدن بیهدف در این بازار هم وقتمان را تلف میکند هم روانمان را پریشان.
آر-طاقچه
اینترنت مثل بازار است. باید برویم داخل آن و چیزی را که لازم داریم بخریم و بیاییم بیرون
سحر
بهشت ریزهخوارها جداست. اگه تو بهشت آدم حسابیها راهمون ندادند امید داریم که توی بهشت ریزهخوارها راهمون بدند.
سحر
مراقب نباشیم، زمانی بیش از آنکه در گذشته باید صرف یافتن اطلاعات میکردیم، امروز با سرک کشیدنهای بیبرنامه از دست خواهیم داد. ضمن آنکه اینترنت برهنگیهایی دارد که حتی گاه خود غربیها را هم دست به دامان فیلترینگ کرده.
آر-طاقچه
دوستیهایی که فقط در این مقطع سنی باید ساخته شوند، ولی نمیشوند چون تکنولوژی فرصتی برایشان نمیگذارد.
آر-طاقچه
حالا چرا فکر میکنی خوشبختی همون مزهای رو میده که تو فکر میکنی؟
سحر
ادب ملکهای در درون آدمی است که او را از هر کار ناسزایی بازمیدارد.
📚☕
خودم را مثل یک کشتی طوفانزده میدیدم که امواج کارها و وظایفم مرا به این طرف و آن طرف پرتاب میکرد و نمیدانم چرا همهاش فکر میکردم ساحل نظم است که مرا به آرامش میرساند.
سادات
یکبار با خودم گفتم: من باااااید زبالههای خشک را توی سطل بازیافت بیندازم. کوچک و بزرگ هم ندارد. همین اراده کافی بود تا این کار برایم به سرعت عادی شود. اتفاقاً اغلب بینظمیهای بزرگ ما در درست انجام ندادن کارهای کوچک ریشه دارد.
سادات
به نظرم بچهها، به خصوص آنها که فاصلهٔ سنی کمتری دارند، رقابت آشکاری برای جلب توجه پدر و مادر دارند. همهٔ ما شنیدهایم که باید در روز وقت جداگانهای برای هر کدام از بچهها بگذاریم و با آنها دربارهٔ علایقشان و نیازهایشان حرف بزنیم. این نسخهٔ شفابخش بسیاری از مشکلات بچههاست، ولی اغلب آن را فراموش میکنیم. در قدم اول به نظرم رسید باید به هر قیمتی این راهکار را بین برنامههایم بگنجانم.
سادات
حجم
۱۱۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه
حجم
۱۱۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه
قیمت:
۳۷,۸۰۰
۱۱,۳۴۰۷۰%
تومان