با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
فریاد

دانلود و خرید کتاب فریاد

بدون نظر
بدون نظر

برای خرید و دانلود  کتاب فریاد  نوشته  زهرا اوتادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب فریاد

کتاب فریاد، رمانی زیبا و خواندنی از زهرا اوتادی است. فریاد داستان زندگی دخترکی به نام سولماز است که در خانواده‌ای به شدت مردسالار زندگی می‌کند و تنهای حامی‌اش را هم از دست می‌دهد.

درباره‌ی کتاب فریاد

فریاد نام زندگی تمام زنان و دخترانی است که مورد بی‌مهری خانواده و همسرانشان قرار گرفته‌اند. فریاد از زندگی سولماز می‌گوید. سولماز کوچک و نگران که در فکر مادرش است. مادرش دختری زیبا با چشمانی آبی به دنیا آورده است اما سولماز که بارها از پدرش شنیده بود، دختر نمی‌خواهد نگران است که آینده‌ی آن‌ها چه می‌شود. سولماز به مادرش فکر می‌کند که در اتاقی دیگر از درد به خودش می‌پیچد و به پدرش فکر می‌کند که در فکر طلاق دادن مادرش است. اگر مادر و پدر از هم جدا شوند، سولماز هم باید همراه مادرش برود...

کتاب فریاد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر از خواندن رمان‌های فارسی لذت می‌برید، کتاب فریاد یک گزینه‌ی عالی برای شما است.

بخشی از کتاب فریاد

هر کس چیزی می‌گفت. یکی می‌گفت: «وضعیت مادر و بچّه خطرناکه.» و دیگری می‌گفت: «ممکنه مادر بمیره و بچّه سالم به دنیا بیاد.» شنیدن این حرف‌ها نگرانی سولماز را بیشتر می‌کرد، وای اگر مادر می‌مرد و او را تنها می‌گذاشت؛ نه دلش نمی‌خواست در اینباره فکر کند. با وجود اینکه پنج سال بیشتر نداشت به‌خوبی می‌دانست جز مادرش حامی دیگری ندارد و پدر نسبت به او بی‌تفاوت است.

کنار حیاط نشست و مشغول خاک‌بازی شد تما اما م فکر و ذهنش پیش مادرش بود؛ فقط مادر بود که از صمیم قلب او را به آغوش می‌گرفت و با موهایش بازی می‌کرد. پدر هیچگاه سخن محبت‌آمیزی به او نگفته بود تازه این اواخر که هنوز برای کار به تهران نرفته بود دائما لابه‌لای حرف‌هایش به مادر می‌گفت: «شانس بیاری که این‌یکی دختر نباشه چون اگه دختر دیگه‌ای به دنیا بیاری خودت و دخترات باید از خونه برید.»

در این افکار غوطه‌ور بود که یکهو خاله معصومه از اتاق بیرون آمد و با شادی فریاد زد: «تمام شد بچّه به دنیا آمد هر  دوشون سالمن.» محمود برادر سولماز که از صحرا برمی‌گشت در حال ورود به حیاط بود که حرف‌های خاله را شنید. هراسان و نگران پرسید: «خاله جون مادر برامون خواهر آورده یا برادر؟» که ناگهان سگرمه‌های خاله در هم رفت و با ناراحتی گفت: «یه خواهر خوشگل براتون به دنیا آورده»

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۲۴ صفحه
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۵/۰۴
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۸۹-۳۵۲-۹
تعداد صفحات۲۲۴صفحه
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۵/۰۴
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۸۹-۳۵۲-۹