با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سفر سیلکا

دانلود و خرید کتاب سفر سیلکا

بر اساس داستانی واقعی از عشق و استقامت

۴٫۴ از ۶۷ نظر
۴٫۴ از ۶۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سفر سیلکا  نوشته  هدر موریس  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب سفر سیلکا

کتاب سفر سیلکا نوشته هدر موریس است که با ترجمه سارا حسینی معینی منتشر شده است. این کتاب روایتی از حقیقت عشق و جنگ است. داستانی واقعی از دختری جوان در زمان جنگ جهانی دوم.

درباره کتاب سفر سیلکا

سیلکا دخترک جوانی است که در اردوگاه کار اجباری اسیر شده است. او مسیر سختی را گذرانده است و یک روز ناگهان مامورانی به درون اردوگاه می‌آیند. به او می‌گویند بعد از مدت‌ها رنج و عذاب آزاد شده است. سیلکا باور نمی کند بالاخره همه چیز تمام شده باشد اما سرباز خوشرویی به او می‌گوید رنج تمام شده است اما ناگهان همه‌چیز تغییر می‌کند او را به جاسوسی و تن‌فروشی به دشمن متهم می‌کنند و برای او ۱۵ سال کار اجباری حکم می‌کنند حالا او باید راهی برای زندگی پیدا کند.

خواندن کتاب سفر سیلکا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان و تاریخ پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب سفر سیلکا

«من سیلکا هستم.»

شروع گفت‌وگوی آن دو انگار دل‌وجرئتی به بقیه می‌دهد و آنها هم اسم یکدیگر را می‌پرسند. خیلی زود پچ‌پچ زن‌ها در فضای اتاقک می‌پیچد. افرادی که زبان و ملیت یکسان دارند، کنار هم می‌نشینند و داستان‌هایشان را برای هم بازگو می‌کنند. یکی از زن‌ها متهم به همدستی با نازی‌ها شده است، چون در مغازهٔ نانوایی‌اش در لهستان به آنها نان می‌فروخته. یکی دیگر را برای ترجمهٔ تبلیغات آلمانی‌ها گرفته‌اند. زنی دیگر را که اسیر نازی‌ها بوده، با آنها دستگیر کرده و به او اتهام جاسوسی زده‌اند. در کمال تعجب، زن‌ها وقتی ماجرای دستگیر شدنشان را تعریف می‌کنند، همراه اشک‌هایی که می‌ریزند گاهی هم از ته دل می‌خندند. چند نفر با اطمینان می‌گویند که قطارْ آنها را به اردوگاه کار اجباری می‌برد، اما نمی‌دانند کدام اردوگاه.

جوزی به سیلکا می‌گوید که اهل کراکف است و شانزده‌ساله. تا سیلکا لب باز می‌کند که سن و محل تولدش را به جوزی بگوید، زنی در نزدیکی‌شان با صدای بلندی می‌گوید: «من می‌دونم چرا اون اینجاست.»

همان زن مسنی که پیشنهاد تقسیم نان را داده بود می‌گوید: «ولش کن.»

«اما من اون رو توی زمستون دیدم. وقتی همهٔ ما داشتیم از سرما می‌مردیم، یه پالتوی پوست تنش بود که باید می‌دیدی.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳۷)
anita
۱۳۹۹/۰۴/۱۲

سفر سیلکا... داستان دختری قوی و با اراده که بهترین سال های عمرش با سخت ترین شرایط می گذره... به دو اردوگاه در دو کشور مختلف فرستادا می شه... جاهایی که طراحی شدن تا پیش از فرستادن زندانی ها به

- بیشتر
کاربر ۱۹۰۳۵۳۹
۱۳۹۹/۰۳/۲۵

کتاب خیلی زیبا و آموزنده ست.ارزش خوندن داره.فقط توصیه میکنم برای زیباتر شدن داستان اول خالکوب آشویتس رو بخونین.

𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
۱۳۹۹/۰۴/۱۲

از اردوگاه های کار اجباری آشویتس نازی ها تا گولاگ های کار اجباری استالین داستان فوق العاده و سر شار از امید و فداکاری و عشق و احساس در بدترین شرایطی که میشه تصور کرد از همین نویسنده کتاب خالکوب

- بیشتر
رخساره اخوت
۱۳۹۹/۰۳/۲۷

واقعا عالی بود. انقدر روان بود که دو روزه تمومش کردم. قصه اش هم خیلی تکان دهنده بود. خیلی دلم واسه سیلکا سوخت. حتما پیشنهاد می دم که بخونید.

*لپی*
۱۳۹۹/۰۶/۰۱

یکی ازکتابهای خوبیه که تاحالاخوندم داستان خوبی داره واینکه آدم دلش پرازغصه میشه که بخاطرجنگ چه تعداد زیادی از آدمها سختیهایی روکشیدن که اصلا قابل تصورهم نیست😔

سمانه
۱۳۹۹/۰۸/۲۳

خیلی عالی بود اول خالکوب آشویتس رو بخونید حتما و بعد این رو

zahra
۱۳۹۹/۰۷/۲۷

بسیار زیبا بود 😍

lonelyhera
۱۳۹۹/۱۱/۰۷

دختری به اسم سیلکا ... چقدر سخت و غم انگیزه که توی یک دوره اسیر دست المانی ها باشی به جرم دشمن بودن و وقتی رها میشی دستگیر بشی به جرم سال هایی که زیر نظر المانی ها بودی ... شخصیت داستان

- بیشتر
b.shakiba
۱۴۰۰/۰۱/۱۲

روایتی غم بار از زندگی در دو اردوگاه کاراجباری برای یک زن. وقتی این جور کتابها رو میخونم از استقامت آدمهایی که این شرایط رو تونستن تحمل کنن، شگفت زده میشم.

tkh60
۱۳۹۹/۰۴/۲۸

کتابی جذاب با ترجمه ای روان.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶۳)
«هیچ‌کس نمی‌تونه ما رو قضاوت کنه. هر چی هم بگم نمی‌تونی تصور کنی ما کجا بودیم. فقط دو راه داشتیم: یا باید یه‌جوری نجات پیدا می‌کردیم، یا اینکه می‌مردیم.» هانا می‌خندد. سیلکا با خشمی دوچندان به او می‌نگرد. تا حالا باید به این شرایط عادت کرده باشد - مردم از خودشان سلسله‌مراتبی از خیر و شر درست می‌کنند و بعد تصمیم می‌گیرند که جایگاه تو کجاست.
کاربر ۱۸۰۶۰۵۷
بحث نکن. دعوا نکن. سعی کن نامرئی باشی و هر چی بهت می‌گن گوش کنی
𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
عشق باوجود بدترین ناملایمات امکان‌پذیر است.
𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
مردم از خودشان سلسله‌مراتبی از خیر و شر درست می‌کنند و بعد تصمیم می‌گیرند که جایگاه تو کجاست.
niloo_books
آدم هروقت درمانده شه، احساس خشم می‌کنه.»
نسیم رحیمی
همیشه برای رسیدن به موقعیت خوب و راحت، مشکلاتی سر راه آدم قرار می‌گیرد.
𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
مگر یک انسان چندبار می‌تواند خوار و خفیف شود، از میان برود؟
𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
«یه روز اگه خداوند بخواد تو عشق مادر رو به فرزندش بفهمی؛ می‌فهمی چقدر دوستت دارم.»
نسیم رحیمی
حس عجیبی دارد نگریستن به مردی که نه‌تنها از اسیرکننده‌هایش نیست بلکه رفتاری محترمانه با او دارد.
𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
شاید او بتواند جسم تو را از آنِ خویش کند، اما روح و ذهن و قلبت را هرگز نخواهد داشت.
𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۶۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۳/۱۴
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۳۵۴-۵
تعداد صفحات۳۶۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۳/۱۴
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۳۵۴-۵