واسیلی گریگوریویچ یان (۱۸۷۵ - ۱۹۵۴م.) نویسنده است.
واسیلییان در سال ۱۸۹۸ پس از پایان دانشگاه سنپطرزبورگ در روسیه به سیاحت پرداخت. او دو سال بعد به عنوان خبرنگار به انگلستان رفت و تمام بخش جنوبی آن کشور را با دوچرخه پیمود. در سال ۱۹۰۱ با اسب از صحرای قره قوم گذشت و از شهرهای خیوه و بخارا دیدن کرد و سپس عازم ایران شد و از راه سیستان و بلوچستان به مرزهای هندوستان (پاکستان کنونی) رسید.
ظاهراَ در یکی از همین نقاط بود که با چوپان کویر لوت که از سرنوشت غم انگیز وطن خویش با او سخن گفت ملاقات کرد. آنجا نخستین بار به فکر نوشتن کتابی درباره سایههای مهیب دوران گذشته افتاد ولی این فکر سالها بعد یعنی پس از انقلاب اکتبر تحقق پذیرفت.
واسیلییان در سال ۱۹۲۳ به تالیف رمانهای تاریخی پرداخت. یان در سال ۱۹۳۹ تالیف رمان چنگیزخان را که نخستین کتاب از رمانهای سه گانه اوست به پایان رساند. این رمان تاریخی هم از نظر حجم و هم از نظر اهمیت ادبی، مهمترین اثر وی است. رمانهای تاریخی واسیلی یان علاقه فراوان خوانندگان شوروی و کشورهای دیگر را بخود جلب کرد. "چنگیزخان" به دریافت جایزه دولتی اتحاد شوروی نائل آمد و به بسیاری از زبانهای خارجی ترجمه شد.
در سال ۱۹۶۵ مجلهی "مسائل ادبیات" چاپ مسکو، دربارهی کتاب "چنگیزخان" نوشت:
"این کتاب بدون ایجاد شیفتگی کاذب به زور و اقتدار و بدون هیچگونه گذشت در قبال کژیها و ناراستیها حق تعلق به ادبیات کلاسیک شوروی را به دست آورده است."
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب چنگیزخان مغول و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
دی بر سر مرده ای دو صد شیون بود
امروز کسی نیست که بر صد گرید
و چه تلخ است این بیت😪
۰
محمود
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۴/۱۰
به کسانی که به تاریخ علاقه مند هستند توصیه میکنم مطالعه کنند. ترجمه روان و ساده ای دارد فقط بعضی حروف کلمات پس و پیش شده و بهتر است اصلاح گردد.
۰
حسین مرادی
۱۳۹۷/۱۲/۰۱
کتاب خیلی خوبی بود ، لذت بردم....اونقدر درگیرکتاب شدم که نفهمیدم چطور اون رو به پایان رسوندم...
۰
سیدکریم وسمه گر
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۱۱/۲۹
سلام واقعا عالی بود داستان عالی ترجمه روان اما از نظر تایپ بشدت مشکل داشت . وسط خوندن که حسابی تو داستان غرق میشدی یه دفعه با یه کلمه که اشتباه تایپ شده بود از داستان فاصله میگرفتی لطفا این...بیشتر
۰
shfame
۱۳۹۷/۰۴/۲۹
فوق العاده عالیست
۰
یا محمد مصطفی
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۷/۲۰
عالی کتاب تاریخی است جالب و دردناک از کشتار و تاراج قوم مغول خدا لعنت کند چنگیز
۰
Mahdi Shaabani
توصیه میکنم.
۱۴۰۳/۱۱/۱۴
کتاب فوق العاده زیبا و با لطافت شاعرانه که در عین عینت تاریخی بودن، دلها را در خواندن میرباید؛ و بایستی از مترجم گرانقدر در تلاشها برای ترجمه دقیق نهایت تشکر داشت
در کتاب الکترونیکی غلطهای املایی بسیار وجود دارد که...بیشتر
۰
Masod
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۸
غلط املایی و نگارشی زیادی داره
۰
Fateh Khoshnazar
۱۴۰۳/۰۳/۰۶
سلام ضمن سپاس من بیشتر به کتابهای صوتی تاریخی علاقه مندم وکمنر در فهرستتون میبینم
۰
کاربر ۶۹۷۳۶۲۹
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۴
حتما کتاب را بخوانید
۰
Mahmoud nazerian
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۵/۲۹
کتابی جذاب ولی سرشار از غلط املایی بوده و از یه جایی به بعد تماما جذابیت خودشو از دست میده ولی بعد از مقداری تحمل دوباره برجای اول خود بازگشته و خواننده وفادار را باخود تا انتها همراه میکند.
۰
مانا
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۱
کتاب عالی
۱
آرش
۱۳۹۵/۰۶/۲۵
عالی
۰
Saman Panahizadeh
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۹/۲۹
این کتاب بسیار جذاب است ، اما ویرایش این نسخه پُر از اشتباه است و باعث میشود ریتم خواندن از بین برود. پیشنهاد میکنم نسخه چاپی یا نسخه دیگری تهیه کنید تا از خواندن این کتاب لذت ببرید.
«هر کس قبضه سیاه شمشیر را محکم به دست نگیرد لاجرم تیغه تیز آن به سوی خودش بر میگردد.
سیدمحمدحسین
۳
«اگر تمام خوارزمیان عزم جزم میکردند و یکدل و جان تیغ خشم از نیام بر میکشیدند و بیدریغ از جان بر دشمنان وطن میتاختند، مغولان پر کبریا و فرمانروای ریش قرمز آنان شش ماه هم در خوارزم تاب نمیآوردند و برای ابد به صحراهای دوردست خویش میگریختند... مغولان بیش از آنکه به نیروی شمشیر خویش غالب آیند، به سبب نفاق، تسلیمپذیری و رعب دشمنان خویش، به پیروزی میرسیدند...»
لیوبی11
۱
هین، هین! چند گام دیگرهم برو تا جیره کاهت را بگیری. اوهو، بکر، یار وفادار من، ببین به چه کسانی برخوردیم! جایی که شترها ایستاده باشند صاحبانشان به استراحت مشغولند و خادمان آتش افروختهاند. خوب، مگر در جایی که ده نفر دور آتش جمع باشند برای نفر یازدهم چند مشت برنج یافت نمیشود؟ آهای، اینجا کیست؟ مسلمین، جواب بدهید.
Masod
۰
میرزا یوسف پرسید:
ـ عده سپاهای ن تاتار اکنون چیست؟
ایلچی با حالت خواب آلود و با آوایی ضعیف گفت:
ـ چنگیزخان بایازده «تومان» سپاه به سوی غرب روی کرده است. هر «تومان» ده هزار سوار تاتار دارد و هر سوار علاوه بر اسب خود یک و گاه دو اسب یدک میکشد...
Masod
۰
مغولان به آنان امر کردند تا سلاح بر زمین گذارند و در عوض وعدهی سلاح مغولی به آنها دادند و گفتند حال که قبچاقان به خدمت چنگیزخان در آمدهاند رویت آنان نیز باید شبیه مغولان باشد. بدین سبب «ترکان را مویها بر شبیه مغولان از پیش سر حلق کردند «(۲۴) . قبچاقان خیمهها به پا داشتند و با خانوادههای خویش در آنها جای گرفتند. روز دیگر مغولان ناگهان بر آنان تاختند و همه را از دم تیغ گذراندند و اموالشان را به یغما بردند. سمرقندیانی که از آن فتنه جان به در برده بودند در وصف احوال قبچاقانی که به قتل رسیدند میگفتند: «آنان را نه شجاعت قرار در میدان کارزار بودو نه جسارت فرار.»
Masod
۰
پلوسکنیا خطاب به روسها بانگ برکشید:
ـ خان تاتار، سوبوتای بهادر به من فرموده است به شما پیغام دهم که بیهوده به جنگ ادامه ندهید... اگر از حضرت ایشان فرمان برید راه را از هر سو به روی شما میگشایند... اما باید هرچه دارید از پوستین و ارابه و تبر بر جای گذارید. تاتاران به همه اینها احتیاج دارند،
لیوبی11
۰
جبه نویان عقب مینشیند... لشکری از ریش درازان پیشاپیش دیگران از پی او میتازند... سرکرده آنان «ماستیسلاب بهادر» است... قبچاقان زیر فرمان یارون خان نیز با آنها میآیند... یارون سر گمیابک، امیر هزاره ما را به ترک زین بسته با خود میآورد...
لیوبی11
۰
سوبوتای روی نمد لمیده بود. استخوانهایش تیر میکشید و از یک دنده به دنده دیگر میغلتید. اجاق یورت روشن بود و دود از آن بر میخاست و زیر طاق نمدین دوده گرفته یورت میپیچید و نرم نرم از روزن آن خارج میشد. نمدهای پهلویی یورت را بالا زده بودند، ولی از دیواره مشبک چوبی آن نسیمی به درون نمیوزید. هوای هامون خشکیدهی مجاور رود کالکا بیجنبش و داغ بود.
لیوبی11
۰
چنین شتاب لشکر مغول را تعاقب میکنند؟
پیر در انتظار جواب بود. ولی سلطان محاسن سیاه خود را دست میکشید و بانگاهی هولناک ایلچی مغول را خیره خیره مینگریست و خاموش بود.
پیرگفت:
golden eagles
۰
چنگیز خان مردی است کشیده قامت و یا آن که از سنین عمرش بیش از شصت سال میگذرد، هنوز بس نیرومند است. گامهای سنگین و ناهنجارش به خرس میماند، در زیرکی چون روباه در کین توزی چون افعی، در چابکی چون یوز، در بردباری و استقامت چون شتر و در سخاوت نسبت به کسانی که خود را سزاوار پاداش او نشان دادهاند چون ماده ببری است که بچگان خود را مینوازد. پیشانیش پهن، ریشش باریک و بلند و چشمانش ازرق و ثابت بسان چشمان گربه است. همه از خرد و کبار، از خان و سیاهی ساده از او بیش از صاعقه و حریق هراس دارند. اگر به ده جنگجوی خویش فرمان هجوم بر هزار سپاهی دشمن دهد آن جنگجویان بیدرنگ بر آنان حمله میبرند، زیرا به پیروزی خود ایمان دارند ـ چنگیزخان همیشه پیروز میگردد...
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
دی بر سر مرده ای دو صد شیون بود امروز کسی نیست که بر صد گرید و چه تلخ است این بیت😪
به کسانی که به تاریخ علاقه مند هستند توصیه میکنم مطالعه کنند. ترجمه روان و ساده ای دارد فقط بعضی حروف کلمات پس و پیش شده و بهتر است اصلاح گردد.
کتاب خیلی خوبی بود ، لذت بردم....اونقدر درگیرکتاب شدم که نفهمیدم چطور اون رو به پایان رسوندم...
سلام واقعا عالی بود داستان عالی ترجمه روان اما از نظر تایپ بشدت مشکل داشت . وسط خوندن که حسابی تو داستان غرق میشدی یه دفعه با یه کلمه که اشتباه تایپ شده بود از داستان فاصله میگرفتی لطفا این...بیشتر
فوق العاده عالیست
عالی کتاب تاریخی است جالب و دردناک از کشتار و تاراج قوم مغول خدا لعنت کند چنگیز
کتاب فوق العاده زیبا و با لطافت شاعرانه که در عین عینت تاریخی بودن، دلها را در خواندن میرباید؛ و بایستی از مترجم گرانقدر در تلاشها برای ترجمه دقیق نهایت تشکر داشت در کتاب الکترونیکی غلطهای املایی بسیار وجود دارد که...بیشتر
غلط املایی و نگارشی زیادی داره
سلام ضمن سپاس من بیشتر به کتابهای صوتی تاریخی علاقه مندم وکمنر در فهرستتون میبینم
حتما کتاب را بخوانید
کتابی جذاب ولی سرشار از غلط املایی بوده و از یه جایی به بعد تماما جذابیت خودشو از دست میده ولی بعد از مقداری تحمل دوباره برجای اول خود بازگشته و خواننده وفادار را باخود تا انتها همراه میکند.
کتاب عالی
عالی
این کتاب بسیار جذاب است ، اما ویرایش این نسخه پُر از اشتباه است و باعث میشود ریتم خواندن از بین برود. پیشنهاد میکنم نسخه چاپی یا نسخه دیگری تهیه کنید تا از خواندن این کتاب لذت ببرید.
ترجمه افتضاح