سپوژمی زریاب( - ۱۹۴۹)، نویسنده نامدار افغان است.
«در کشوری دیگر» رمانی است که با محوریت مشکلات مهاجران افغان در دیگر کشورها نوشته شده است.
نویسنده در این رمان به دغدغهها و مشکلات مردم مشرقزمین در کشورهای غربی و تقابل میان دو فرهنگ میپردازد.
زریاب از نامداران عرصه داستاننویسی افغانستان است، کسی که بسیاری او را فرد بیبدیل این عرصه و بهترین داستاننویس این کشور میدانند.
او در خانوادهای نواندیش در کابل به دنیا آمد و در رشته ادبیات مدرن از فرانسه دکترا دارد و سالهاست در این کشور زندگی میکند.
در بخشهایی از «در کشوری دیگر» میخوانیم:
«بزانسون» شهر کوچکی است در شرق فرانسه. شهری است در مرز سوییس و فرانسه. مردم این شهر عادات خاص خودشان را دارند؛ و درِ خانهشان را به آسانی به روی کس باز نمیکنند. در بین خود حلقههای کوچکی ساختهاند که این حلقهها هم بسیار محکماند و هیچ تازهواردی نمیتواند به سادگی در این حلقهها داخل شود. تمام زندگی این مردم در چهاردیوار خانههایشان خلاصه میشود. و تمامی اندیشههایشان دَورِ چَوکیهایشان، پردههایشان و میزهایشان دَور میزنند. انگار بیرون از دروازههایشان جهانی وجود ندارد؛ دیگرانی وجود ندارند. در چشمان رنگه و شیشهمانندشان هیچ چیز خوانده نمیشود. آدم خیال میکند که این چشمان تنها قادرند گاهی حالت خصمانه به خود بگیرند و بس...».
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب در کشوری دیگر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
کتاب خوبی بود، خیلی روان و خوب موضوع مربوط به تفاوت های فرهنگی و همچنین تفاوت های شخصیتی و نوع زیست در کشورهای غرب و شرق رو توضیح میده.
۰
اُمِیمَه
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۹
«تجربهی یک آدم شرقی از زندگی در یک شهر غربی»
تفاوتهای جهان شرق و غرب در لابهلای یک زندگی دانشجویی "در کشوری دیگر" برای مخاطب برجستهنمایی میشود. مواجهه با این تفاوتها در حالیست که شخصیت اصلی کتاب، یک شخص کاملا سنتی...بیشتر
نگاهم باز به قمچین چسپیده بود و به این میاندیشیدم که خانهام به طور ستمگرانهای غربتم را به رخم میکشد. و یادم آمد که وقتی در کشور خودم بودم، به اشیاء طور دیگری نگاه میکردم. نگاهم در اشیا نمیخلید، رخنه نمیکرد و هر شیء را که میدیدم، پسمنظری برایم نداشت. قمچین برایم تنها قمچین بود، نی دشتهای غرق در غریو چاپاندازان. پُشتی، پُشتی بود، نی اتاقم که وقتی پنجرهاش را باز میکردم، عطر درخت زردآلو در آن میخزید. و یک دانه کشمش سبز هم یک دانه کشمش سبز بود، نی تاکستانهای آفتابخوردۀ کوهدامن. و متوجه شدم که هر چی از کشورم دورتر شدهام، به همان پیمانه رابطهام با اشیای متعلق به آن پیچیدهتر شده است
محمدحسین
۳
همیشه در روزهای بارانی اندیشههای غمانگیزی درِ دلم را میزنند.
محمدحسین
۲
زندگی هر لحظه بند تازهای به پای آدم میاندازد و آدم را به خودش محکمتر میبندد.
محمدحسین
۱
متوجه شدم که هر چی از کشورم دورتر شدهام، به همان پیمانه رابطهام با اشیای متعلق به آن پیچیدهتر شده است.
محمدحسین
۱
مادرم میدانست که تنها مالک مردی است که شامها با عجله سویش میآید و همه چیزش را با مهربانی نثارش میکند. و بعد از گذشت سالها دانسته بودم که هیچ چیزی در جهان برای یک زن، باشکوهتر از این نیست که احساس کند که تنها مالک مردی است که شامها با عجله سویش میآید و همه چیزش را با مهربانی نثارش میکند.
محمدحسین
۱
و نمیدانم چرا از شنیدن اسم کابل لذت بردم. میخواستم پاسکال این کلمه را همچنان تکرار کند و تکرار.
محمدحسین
۱
روابط و پیوندهای آدمی با سرزمینش بسیار پیچیده است که نمیتوان آنها را تنها در دوستداشتن و دوستنداشتن آن خلاصه کرد.
کاربر ۹۶۳۷۱۵۰
۰
تابستان بود. شام بود. گاهگاهی نسیم خنک و خوشایندی به رویم میخورد و سعی میکرد موهای کوتاهم را به پشت سرم ببرد و نوک موهای روی پیشانیام را به چشمانم فرو میبرد. مادرم همیشه میترسید که موهایم به چشمانم بخورند و چشمانم را خراب کنند؛ و به همین خاطر هرچند وقت بعد، یک بار موهایم را با آب تَر میکرد؛ مرا روبهرویش روی تُشکی، چهارزانو مینشاند؛ دستمال بزرگ و سفیدی را روی زانوهایم هموار میکرد؛ موهای روی پیشانیام را اول شانه میزد بعد قیچی خیاطیاش را میگرفت و غِرچغِرچ موهای روی
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب خوبی بود، خیلی روان و خوب موضوع مربوط به تفاوت های فرهنگی و همچنین تفاوت های شخصیتی و نوع زیست در کشورهای غرب و شرق رو توضیح میده.
«تجربهی یک آدم شرقی از زندگی در یک شهر غربی» تفاوتهای جهان شرق و غرب در لابهلای یک زندگی دانشجویی "در کشوری دیگر" برای مخاطب برجستهنمایی میشود. مواجهه با این تفاوتها در حالیست که شخصیت اصلی کتاب، یک شخص کاملا سنتی...بیشتر
جالب و متفاوت