با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب خانهی عروسک
۳٫۰
(۷)
خواندن نظراتمعرفی کتاب خانهی عروسک
کتاب خانهی عروسک نوشتهی لوکاس نت است که حمیده رستمی بالان آن را به فارسی ترجمه کرده است. این کتاب در ادامهی نمایشنامه خانه عروسک هنریک ایبسن نمایشنامه نویس نروژی نوشته شده است.
درباره کتاب خانهی عروسک
در نمایشنامه خانه عروسک ما داستان را تا آنجا میخوانیم که همسر نورا او را تحقیر میکند و فداکاری او را درک نمیکند و میخواهد تربیت بچهها را از او بگیرد. ناگهان نورا متوجه ظلمی که به خودش میکند میشود و تصمیم میگیرد خانه را ترک کند و به عنوان یک انسان خودش را پیدا کند حالا در این کتاب او به خانه برگشته است و دوستانش را میبیند. این دیدار باعث میشود او خود جدیدش را معرفی کند.
خواندن کتاب خانهی عروسک را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به تمام علاقهمندان به ادبیات نمایشی غرب پیشنهاد میکنیم
قصه باغ زالزالک و پهلوان کچل و اژدها![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
داوود فتحعلیبیگی
دُم دوزجواد ذوالفقاری
معرفی و نقد کاخ آشر؛ آثار کلاسیک جهان ۱۹ادگار آلنپو
قصههای درگوشی و رقص روی لیوانامیررضا کوهستانی
آسید کاظم و تیغ و ترنامحمود استاد محمد
آدم خوب، سخت گیر میادمری فلانری اوکانر
سه نمایشنامه اقتباسی از ایوب آقاخانیایوب آقاخانی
صدای انسانی و تئاتر جیبیژان کوکتو
در قاب ماه و قربانیحمیدرضا آذرنگ
دفتر تقلید ۲داوود فتحعلیبیگی
دیگریفلوریان زلر
خدای کشتار و بلا فیگورایاسمینا رضا
ترجمهی جامع ارولوژی کمپل ۲۰۱۶؛ جلد ۱۵کیوان رضوانی
صیاداناکبر رادی
هاملت با سالاد فصل (نمایشنامه)اکبر رادی
ژوکرژان پیر مارتینز
چهار دقیقه و همان چهار دقیقهنغمه ثمینی
بازی نامه (۱): نمایشنامه ملیهنگامه مفید
خوابنگاریهای دوازده سال و یک بهارافشین هاشمی
۱۳ نمایشنامه کوتاه و کم حرف! (پانتومیم)منوچهر اکبرلو
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۹۶ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۹۶ صفحه
قیمت:
۲۰,۰۰۰
تومان
نظرات کاربران
داستان پیرامون بازگشت مجدد نورا هلمر شخصیت اصلی نمایشنامه خانه عروسک به خانه ای هست که پانزده سال قبل آن جا رو ناگهان ترک کرده. داستان لوکاس نت البته در قرن بیست و یکم نوشته شده و به نظرم تا
من دوستش نداشتم!
داستان جالبی دارد،