با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
وحشی

دانلود و خرید کتاب وحشی

از گم‌شده تا پیداشده در مسیر پاسیفیک کرست

۴٫۶ از ۱۱۴ نظر
۴٫۶ از ۱۱۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب وحشی  نوشته  شرل استرید  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب وحشی

کتاب وحشی اثر شرل استرید به ۳۰ زبان دنیا ترجمه شده است و به مدت ۱۲۶ هفته در لیست پرفروش‌ترین آثار دنیا بوده است. این کتاب توسط میعاد بانکی ترجمه شده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.

درباره کتاب وحشی

این کتاب به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده است.کتاب وحشی با عنوان فرعی از گمشده تا پیدا شده در مسیر پاسفیک کرست اثر شریل استرید (زاده ۱۷ سپتامبر ۱۹۶۸) رمان‌نویس، مقاله‌نویس و مجری مقیم آمریکاست. اولین رمان وی – مشعل – در سال ۲۰۰۶ چاپ شد که نظر مثبت منتقدان را به همراه داشت. کتاب دومش یعنی کتاب وحشی که سرگذشت نامه خود اوست، در سال ۲۰۱۲ به چاپ رسید و به اثری پرفروش در سطح جهان بدل گردید و باعث شهرتش شد. کتاب وحشی در مورد زندگی واقعی خود نویسنده نوشته شده، دختری که در ۲۲ سالگی مادرش را از دست می‌دهد و در چهارسال بعدی، به دلیل غم فقدان مادرش در زندگی و ازهم پاشیدن خانواده به مسیر تجربه‌های مخاطره‌آمیز و اشتباه می‌افتد و زندگی کاری و عشقی و خانوادگی‌اش کاملا در معرض نابودی قرار می‌گیرد.

 شریل استرید با قدرت بیانی که دارد کاملا صادقانه و وفادارانه به پیش می‌رود. هیچ ترس و ابایی از نشان دادن خود واقعی‌اش ندارد. حتی در زمان‌هایی که احساس یا فکر غیر معقولی در لحظه نابه‌جا دارد بازهم بیانش می‌کند و کاملا به شما این احساس را می‌دهد که زندگی و شخصیتش (بدون هیچ اغراق یا ادبی کردن بیش از اندازه) را زیر اشعه ایکس گذاشته است! این صداقت همه جانبه به شدت خواننده را به نویسنده نزدیک می‌کند. داستان به قدری بی‌تعارف و راحت بیان می‌شود که شما فکر می‌کنید می‌تواند زندگی خود شما هم باشد! و از همه مهم‌تر چقدر شخصیت اصلی داستان شبیه به زندگی واقعی است: یک انسان کامل با تمام مزایا و معایبش.

این صداقت قلم باعث شده برخی از کاربران گودریدز از شریل استرید عصبانی شوند که چرا تا این حد خودخواه بوده یا چرا چنین تصمیماتی گرفته است! یا چرا به راحتی زندگی‌اش را در معرض چنین تجاربی قرار داده است. اما باید به خاطر داشته باشیم که واکنش‌ها و نحوه پذیرش هر انسانی کاملا متفاوت است و حتی خود نویسنده هم تمام تصمیماتی که در آن چهار سال پشت سر گذاشته را تایید نمی‌کند. اما تمام همین مشکلات باعث می‌شود او دست به نجات خودش بزند و مسیری را نتخاب کند که به جلای روحی و ذهنی‌اش منجر شود.

یکی دیگر از جنبه‌های فوق‌العاده قلم نویسنده، تشبیهات و استعاره‌های به شدت عمیقی است که در نوشتن استفاده کرده است. کتاب به شدت روان و خوش‌خوان و به نظر راحت و ساده نوشته شده اما بدون درک کردن استعاره‌هایی که شرل بکار برده بخش اعظمی از دریافت‌های روحی و تحول زندگی‌اش را از دست می‌دهید! این استعاره‌ها به شدت هوشمندانه و در عین حال به نظر سطحی نوشته شده‌اند اما نقطه قوت نویسندگی شریل استرید هستند. در تک تک لحظه‌های مطالعه باید به یاد داشته باشد که چکمه فقط یک چکمه ساده کوهنوردی نیست! یا دل کندن از یک غذا، دیدن یک بیلچه و احساس نیاز پیدا کردن به خرید کتابی که راهنمای مسیر پاسفیک کرست است، بیرون آوردن ماشین مدفون زیر برف و همزمانی تصمیم به سفر و… صرفا یک اتفاق ساده نیستند.

هر بخش کتاب با جملاتی از سایر نویسندگان شروع می‌شود، جملاتی که به شدت هوشمندانه و خوب انتخاب شده‌اند، فلسفی و انگیزشی‌اند و به واقع همان جملاتی‌اند که برای خود شرل هم کمک کننده بوده‌اند.

افتخارات کتاب وحشی

بهترین کتاب سرگذشت نامه سال ۲۰۱۲ در سایت گودریدز

برنده بهترین کتاب غیرداستانی در جشنواره پادلی

برنده بهترین کتاب غیر داستانی بزرگسالان از جشنواره کتاب هندوستان

فینالیست خالق بهترین کتاب غیر داستانی در جشنواره کتاب اورگن

قرار گرفته در فهرست باشگاه کتابخوانی اپرا وینفری

خواندن کتاب وحشی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب سفر تنهایی شخصی برای شناخت خودش است و می‌تواند به کسانی که سفر را برای شناخت هویت خود انتخاب می‌کنند کمک کند. کتاب وحشی برای خواننده یک شناخت جدید است با استفاده از تجربیات دیگران بدون قرار گرفتن در موقعیت خطر.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶۴)
لئون
۱۳۹۸/۱۰/۱۱

اگه از این کتاب خوشتون اومده ، حتما فیلم ( به سوی طبیعت وحشی )‌ یا همون into the wild رو هم ببینید. ماجرای پسری هست که از زندگی اجتماعی دست میکشه و میزنه به دل طبیعت و جنگل و

- بیشتر
محمد حسین
۱۳۹۹/۰۷/۱۰

داستان در مورد دختری هست ک توی زندگیش با مشکلات و شکستها و اتفاقات ناگواری مواجه میشه و به نوعی،برای فرار از همه اینها،احتیاج به این پیدا میکنه ک تنها باشه تا به تمام اون اتفاقها فکر کنه و یکی

- بیشتر
hananeh
۱۳۹۸/۱۰/۰۹

چقدر گریه کردم با این کتاب! من هم مادرم رو از دست دادم و شرل رو خیلی درک میکردم. عالیه عالی! چقدر یاد مادرم افتادم. قلمش فوق العاده بود. اینکه با وجود تمام مشکلات تو مسیر ادامه میداد واقعا لذت

- بیشتر
امینه
۱۳۹۸/۱۰/۰۹

این کتاب خیلی قشنگه. طوری که دوس داری کوله بندازی رو دوشت رو بزنی به جاده

کتی
۱۳۹۸/۱۱/۲۹

این کتاب ارزش داره خوندنش من فیلمش هم بنام wild دیدم و عالییی بود البته با کلی سانسوری باید دید که چیزی از فیلم دیگه نمیمونه ولی مفهومش خیلی عمیق و زیباست

فرزانه
۱۳۹۸/۱۰/۰۹

یکی از بهترین کتابهایی هست که تاحالا خوندم. واقعا لذت بردم

ستاره
۱۳۹۸/۱۰/۱۰

داستان و قلم این نویسنده خیلی خاص و خوبه. کتاب از فیلمش خیلی بهتره به نظرم، کامل تر و با احساس تره. یکی از مشکلات من با فیلمش روند شکل گیری و تغییر شخصیت زن بود که تو فیلم شتاب

- بیشتر
saman
۱۳۹۸/۱۰/۱۰

عالی بود دوروزه خوندمش. مدت‌ ها بود اینجور یه کتاب درگیرم نکرده بود. از اون کتاباست که باید به خیلی‌ ها هدیه بدم. اصلا انتظار نداشتم کتاب ۴۵۰ صفحه ای اینجور جذاب و خوش خوان باشه

Sharareh Haghgooei
۱۳۹۹/۰۴/۳۱

کتابی بسیار جذاب در مورد پیاده روی طولانی مدت دختری جوان .آنچنان محصور کننده که تا پایان کتاب آرام نخواهید گرفت.سفری که میتواند برای ما در حد آرزو باقی بماند.شهامتی ستودنی.اراده ای که در محیط اطراف ما کم یافت می

- بیشتر
کاربر ۱۱۶۶۸۱۰
۱۳۹۹/۰۱/۲۳

من اول فیلم رو دیدم ، اتفاقی ، بسیار تاثیر گذار و لذت بخش بود ، درگیر قصه و تجربه ای شدم که شخصیت اصلی فیلم از سر می گذروند ، تجربه ای که خاص ، متاثر کننده و جذاب

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۶۰)
مادرم بارها و بارها می‌گفت: «ما فقیر نیستیم، چون از عشق غنی هستیم.» او شِکَر را با آب و رنگ‌های خوراکی مخلوط و تظاهر می‌کرد که یک نوشیدنی ویژه است
آبی آسمانی
روزی پس از آن‌که متوجه شده بود در حال مُردن است، با گریه گفت: «هیچ‌وقت فرمون زندگیم دست خودم نبود. من همیشه چیزی بودم که دیگران می‌خواستن. من همیشه دختر یا مادر یا همسر کسی بودم. هیچ‌وقت خودم نبودم.»
MoonRiver
یاد گرفتم که دنیا هرگز با کسی شوخی ندارد. هرچیزی را بخواهد می‌گیرد و دیگر هیچ‌گاه آن را بازنمی‌گرداند.
behzad
گفت: «بالاخره به چیزی که می‌خواستی رسیدی.» پرسیدم: «چی می‌خواستم؟» پاسخ داد: «این‌که تنها باشی.»
محمد حسین
از پای درآمدنِ چنین ستونِ سترگی باید سروصدای بلندتری ایجاد کند. ویلیام شکسپیر (آنتونیوس و کلئوپاترا)
sumit
سبز پوشیده بودم. شلوار سبز، کُت سبز، تِلِ سر پاپیونی سبز. آن لباسی بود که مادرم برایم دوخته بود؛ او همیشه برایم لباس می‌دوخت. بعضی‌هایشان دقیقاً لباس‌هایی بودند که آرزوی داشتنشان را داشتم و باقی‌شان لباس‌هایی بودند که کمتر دوستشان داشتم. شیفتهٔ کُت‌وشلوار سبز نبودم، ولی به‌هرحال پوشیده بودمش. به اجبار، به‌عنوان یک هدیه، به‌عنوان خوش‌یمنی. تمام روزی که کت‌وشلوار سبز پوشیده بودم، درحالی‌که در کلینیک مایو مادرم و ناپدری‌ام اِدی را از طبقه‌ای به طبقه‌ای دیگر همراهی می‌کردم تا مادرم از این آزمایش به آن آزمایش برود، دعایی در ذهنم رژه می‌رفت، هرچند واژهٔ دعا برای توصیف آن رژه خیلی مناسب نیست. در مقابل خدا متواضع نبودم. حتی به خدا اعتقادی نداشتم. دعایم این نبود: خدایا، خواهشاً به ما لطف کن.
مادر بزرگ علی💝
من مادرم نبودم. فقط پس از مرگش متوجه شدم که او چه‌کسی بوده است: یک نیروی جادویی بدیهی در مرکز خانواده که به‌طور ناپیدایی همه‌مان را در مدار قدرتمند اطرافش نگه می‌داشت. بدونِ او، اِدی کم‌کم به یک غریبه تبدیل شد. لیف و کارِن و من، هرکدام سرگرم زندگی خودمان شدیم.
محمد حسین
از شغلم که پیش‌خدمتی بود استعفا دادم و طلاقم را نهایی کردم و همهٔ داروندارم را فروختم و با همهٔ دوستانم خداحافظی کرده و برای آخرین بار بر سر مزار مادرم رفتم. از مینیاپولیس تا پورتلندِ اورِگُن رانندگی کردم و چند روز بعد، با هواپیما به لُس‌آنجلس رفته و با ماشین به موهاوی رفتم و از آن‌جا با ماشینی دیگر به بزرگراهی رفتم که مسیرِ پاسیفیک کِرِست از کنارش می‌گذشت. در مقطعی، وقتی سرانجام تصمیم گرفته بودم که به‌راستی این کار را انجام دهم، به‌سرعت متوجه شده بودم که انجام دادنش یعنی چه، و در پی آن تصمیم گرفتم تا از انجام دادنش صرف‌نظر کنم، زیرا می‌دانستم که می‌تواند چه‌قدر بیهوده و احمقانه و به‌شکل مضحکی سخت‌تر از چیزی که انتظار دارم باشد، می‌دانستم عمیقاً برای انجام دادنش آماده نیستم. و سپس در عمل انجامش دادم.
مادر بزرگ علی💝
با وجود خرس‌ها و مارهای زنگی و شیرهای کوهی‌ای که هیچ‌گاه ندیده بودم؛ تاول و زخم و جراحت. خستگی و محرومیت؛ سرما و گرما؛ یک‌نواختی و رنج؛ تشنگی و گرسنگی؛ تخیل‌ها و اوهامی که در طول پیاده‌روی هزاروصد مایلی از بیابان موهاوی به ایالت واشینگتن بر من غلبه می‌کردند. و سرانجام، وقتی عملاً رفتم و انجامش دادم، وقتی در تمامی آن روزها در آن مایل‌ها پیاده‌روی کردم، متوجه شدم زمانی که تصور می‌کردم آغاز سفرم بوده عملاً آغازش نبوده است. که در حقیقت پیاده‌روی در مسیرِ پاسیفیک کِرِست از وقتی تصمیمی ناگهانی برای انجامش گرفته بودم آغاز نشده بود. آن سفر پیش‌تر از آن‌که تصور می‌کردم آغاز شده بود، دقیقاً چهارسال، هفت ماه، و سه روز پیش از شروع پیاده‌روی؛ وقتی در اتاق کوچکی در کلینیک مایو در رُچستِرِ مینه‌سوتا ایستاده بودم، و متوجه شدم که مادرم در حال مُردن است.
مادر بزرگ علی💝
مادرم بارها و بارها می‌گفت: «ما فقیر نیستیم، چون از عشق غنی هستیم.» او شِکَر را با آب و رنگ‌های خوراکی مخلوط و تظاهر می‌کرد که یک نوشیدنی ویژه است: سارساپریلا یا اورَنج کراش یا لیموناد. او با صدای پُر از افاده و با لهجهٔ بریتانیایی می‌پرسید: «یه نوشیدنی دیگه میل دارین، مادام؟» و باعث خنده و شادی ما می‌شد. او بازوهایش را باز می‌کرد و از ما می‌پرسید چه‌قدر؟ و این بازی هیچ‌گاه تمام نمی‌شد. در دنیا ما را از همه‌چیز بیشتر دوست داشت. او خوش‌بین و آرام بود، به‌جز مواقع کمی که از کوره درمی‌رفت و مارا با قاشق چوبی تنبیه می‌کرد.
مادر بزرگ علی💝

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۴۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۲/۱۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۸۸۳-۰۵-۰
تعداد صفحات۴۴۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۲/۱۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۸۸۳-۰۵-۰