
کتاب دور عزیز
معرفی کتاب دور عزیز
کتاب دور عزیز نوشتهی فاطمه معیا روایتی نامهمحور و سرشار از گفتوگوهای مجازی، یادداشتهای روزانه و دلنوشتههایی است که در دل چند هفتهی پرکار و پرهیجان از زندگی یک معلم جوان میگذرد. این کتاب که در مجموعهی «کتابهای بلوط» و توسط نشر ستاک منتشر شده است، رابطهی ظریف میان عشق، دوستی، کار، خستگی و رؤیا را از زاویهی نگاه زنی سیساله دنبال کرده است؛ زنی که میان طرحدرسها، ویراستاری، قناریها، خانهی پنجاهمتری و دلتنگیهایش برای «سردبیر» در رفتوآمد است. ساختار اثر بر پایهی نامهها، چتها و یادداشتهای شخصی شکل گرفته و فضای امروزی و شهری آن را پررنگ کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دور عزیز
کتاب دور عزیز داستان چند روز و چند هفته از زندگی گیسو، معلم و ویراستار جوانی است که در آستانهی سیسالگی، میان مدرسهی قدیم و مدرسهی جدید، طرحدرسها و کلاسهای خصوصی، ویراستاری کتابها و رسیدگی به قناریها، ناگهان با احساسی عمیق نسبت به سردبیر فصلنامهای که در آن همکاری میکند روبهرو میشود. در این کتاب، فاطمه معیا با تکیهبر فرم نامهها، چتهای مجازی و یادداشتهای روزانه، فضای درونی و بیرونی زندگی گیسو را کنار هم نشان داده است. کتاب دور عزیز از خرداد شروع میشود؛ با نامهی اول به «جان عزیز» و چتهای شوخ و جدی گیسو با دوست صمیمیاش رها. در ادامه، یادداشتهای شخصی، رفتوآمدهای روزانه به مدرسه، دغدغهی طرحدرسها، کلاسهای تابستانی، ویراستاری کتابها و دلمشغولیهای کوچک خانهی پنجاهمتری، در کنار دلتنگی و تپشهای قلبی که با هر پیام و ایمیل سردبیر شدت میگیرد، کنار هم قرار گرفته است. کتاب دور عزیز در فصلهایی مشخص نشده، بلکه با تاریخگذاری روزها، ساعتها و برچسبهایی مثل «نامه»، «چت» و «یادداشت شخصی» پیش میرود و از خلال همین تکهها، تصویر پیوستهای از یک عشق آرام، پنهان و پرهراس ساخته است. کتاب دور عزیز در عین روایت این عشق، به جزئیات کار معلمی، رابطهی معلم و شاگرد، خستگی و شوق کار، دلمشغولیهای مالی، تنهایی در شهر، وابستگی به حیوانات خانگی و دوستی عمیق گیسو و رها هم پرداخته است و نشان داده است که چگونه یک احساس تازه میتواند به کار، زمان و زندگی روزمره «جون» بدهد.
خلاصه کتاب دور عزیز
در دور عزیز، گیسو معلم دبستان و ویراستاری است که در میانهی خرداد، همزمان با فشار طرحدرسها، کلاسهای تابستانی، ویراستاری کتابها و رسیدگی به قناریها، شروع به نوشتن نامههایی برای «جان عزیز» میکند؛ مردی که همان سردبیر فصلنامه است. او در نامهها و یادداشتهایش، از دلتنگی، ترس از گفتن، لذت نوشتن، خستگی کار و شوق دیدار مینویسد و در چتهایش با رها، این احساس را مزهمزه و تحلیل میکند. کمکم پای ایمیلها و «و غیره»ی معروف گیسو به میان میآید، دستهگل بینام به دفتر فصلنامه میرسد، دیدارهای کاری رنگ دیگری میگیرند و گیسو میان احتیاط، شرم، فاصلههای حرفهای و نیاز به گفتن، در رفتوآمد است. در کنار این خط عاطفی، کتاب، روزمرگیهای او را در مدرسهی قدیم و مدرسهی جدید، رابطهاش با شاگردانی مثل نازنین، دلمشغولی نسبت به قناریها و تلاش برای سرپا نگهداشتن خانه و کار، دنبال کرده است.
چرا باید کتاب دور عزیز را بخوانیم؟
دور عزیز تصویری نزدیک و جزئینگر از زندگی یک زن معلم و ویراستار در شهر امروز ارائه کرده است؛ زنی که میان خستگی کار، فشار مالی، دلتنگی، دوستی و عشق پنهان، سعی میکند خودش را گم نکند. این کتاب برای همراهشدن با صدا، زبان و ذهن یک راوی حساس، و دیدن اینکه عشق چگونه در ریزترین لحظههای روزمره رسوخ میکند، خواندنی است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن دور عزیز به کسانی پیشنهاد میشود که به روایتهای صمیمی از زندگی شهری، روابط عاطفی آرام و تدریجی، و متنهایی مبتنیبر نامه، چت و یادداشت روزانه علاقهمندند. همچنین به معلمها، ویراستارها و کسانی که با دغدغهی کار، خستگی و دلتنگی همزمان درگیرند، نزدیک خواهد بود.
بخشی از کتاب دور عزیز
«من فکر میکنم نوشتن «دوا» ست... لااقل برای آدمهای اهل نوشتن اینطوریه... وقتی نامه مینویسم حسهای بدم میرن و جاش حسهای خوب میآن. حتی همین طرح درسهایی که دارم مینویسم، هم نظم میده به ذهنم برای تدریس، هم نگرانیم رو کم میکنه که وقتی میرم سر کلاس بیبرنامه نیستم. امشب خیلی خستهم، خواب آلودم... اما هم یه طرح درس باید بنویسم، هم «پری»، کتابش رو داده تا ویراستاری کنم. فردا میخوادش... البته تا نصفش تموم شده. خداروشکر حجم کتابش کم بود و خوب هم نوشته بود. زیاد احتیاج به اصلاح و ویرایش نداشت. امیدوارم بقیهش هم زود تموم بشه که بتونم زود بخوابم تا فردا راحت بیدار شم برای مدرسه. همین الآن که خوابم میآد... همین الآن که خستهم... میون همۀ کارهام... «دوستت دارم»... خیلی زیاد. ... من فکر میکنم نوشتن «دوا» ست... لااقل برای آدمهای اهل نوشتن اینطوریه... وقتی نامه مینویسم حسهای بدم میرن و جاش حسهای خوب میآن. حتی همین طرح درسهایی که دارم مینویسم، هم نظم میده به ذهنم برای تدریس، هم نگرانیم رو کم میکنه که وقتی میرم سر کلاس بیبرنامه نیستم. امشب خیلی خستهم، خواب آلودم... اما هم یه طرح درس باید بنویسم، هم «پری»، کتابش رو داده تا ویراستاری کنم. فردا میخوادش...»
حجم
۱۸۵٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه
حجم
۱۸۵٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه