با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
اندوه مونالیزا

دانلود و خرید کتاب اندوه مونالیزا

۴٫۲ از ۶ نظر
۴٫۲ از ۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب اندوه مونالیزا  نوشته  شاهرخ گیوا  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب اندوه مونالیزا

شاهرخ گیوا پس از پرداختن به دوران پهلوی اول در کتاب مونالیزای منتشر، در کتاب اندوه مونالیزا به دوران پهلوی دوم و سال‌های ابتدایی انقلاب رفته و درباره دوستی‌ها، رابطه‌ها، وابستگی‌ها و پایان آنها نوشته است.

خلاصه کتاب اندوه مونالیزا

بهرام که خانه دوران کودکی‌اش محل برگزاری نمایش‌های روحوضی بوده حالا به خاطراتش نقبی می‌زند و آنها را روایت می‌کند. خانواده بهرام همگی که در کار نمایش‌های روحوضی بودند به مرور زمان دچار مشکلاتی می‌شوند که در نهایت باعث از هم پاشیدگی خانواده می‌شود.

 گیوا در کنار روایت این خانواده به حال و هوا و اوضاع سیاسی آن روزهای ایران هم نظر داشته است.

 شخصیت‌پردازی و زبان روان اثر از ویژگی‌های بازر اندوه مونالیزا است.

خواندن اندوه مونالیزا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

دوست‌داران ادبیات داستانی، به ویژه داستان‌های فارسی از خواندن این اثر لذت خواهند برد. 

جملاتی از کتاب اندوه مونالیزا

کلنگ را برمی‌دارم. دستهٔ چوبی‌اش یخ است از سرما، از زمهریر. برمی‌دارم و دور می‌خورم طرف حوض. دستهٔ کلنگ به انگشت‌هام فرمان می‌دهد: «ببر بالا... بکوب.» پریسا روی دیوار حوض لی‌لی می‌کند و می‌خواند: «بپوش کپش و بیا درِ خونهٔ من، بکن کپش و بفرما روی قالی، بده دستمال دستت یادگاری، می‌شورمش برات با صابون لاری.»

پس دیگران کجا رفتند؟ خواب‌وبیدارم انگار. مُرده‌ و زنده‌ام انگار. طلبه راست می‌گفت و حالا انگار هستم و نیستم. می‌خواهم بگویم بیا پایین پریسا، می‌افتی. می‌خواهم بپرسم مادرت کو؟ دایی کجا رفت؟ دیگران کجا غیب‌شان زد؟ نمی‌پرسم. می‌فهمم خواب‌وخیال است. می‌فهمم که هذیان است. اصلاً خودم هم هذیانم. کلنگ را بالای سر می‌برم و با تمام قوا می‌کوبم... هوپ... می‌کوبم روی قرنیزهای حوض، هوپ... برقی آبی‌نارنجی از کلهٔ فولادی کلنگ شتک می‌زند و هیچ می‌شود در تاریکنای حیاط. کلنگ که فرود می‌آید خواب ماهی‌ها دریده می‌شود، تندی دُم می‌جنبانند و وحشت‌زده هر کدام طرفی می‌خزند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
moony
۱۳۹۸/۱۲/۲۰

چه نثر روون و خوبی داره. نیم ساعت پیش شروع‌ش کردم و هم‌چنان نمی‌تونم به گذاشتن کنارش فکر کنم.

akram
۱۳۹۹/۰۴/۱۱

نثری روان داشت و کاملا واقعی به نظر می آید مخصوصا قسمت های آخر داستان یاد آوری بیماری کرونایی الان است

sama65
۱۳۹۹/۱۲/۱۷

داستان جالبی بود.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۲)
مزه‌ای در جهان نمی‌بینم، دهر گویی دهان بیمار است.
Alireza
خاطره ذره‌ذره به ذهن برمی‌گردد، هیچ‌وقت هم آن شکل کاملی را که آدم دوست دارد پیدا نمی‌کند.
sama65
خاطره سفره نیست که پهن کنی روی گل‌های قالی و بگویی همین است نان و نمکش، هست و نیستش. خاطره ذره‌ذره به ذهن برمی‌گردد، هیچ‌وقت هم آن شکل کاملی را که آدم دوست دارد پیدا نمی‌کند.
من
غریزهٔ آدمیزاد ذهن است و فکر است؛ که خوره می‌شود گاهی، آرواره‌ای می‌شود که جان را می‌درد.
sama65
کلمات هر ملتی مثل آدم‌هاش هستند؛ اگر کلماتش چندلایه‌اند و چندمعنا، یعنی این‌که آدم‌هاش هم همین شکلی‌اند.
من
خاصیت زندگی همین است، برای حفظ آن حتا می‌شود امیدی دروغین دست‌وپا کرد و چنگ انداخت به آن.
من
بیدکی بود که می‌گفت خیلی عجیب هستید شما ایرانی‌ها؛ می‌گفت مثل پیاز هزارتا پوست دارید و اگر کسی پوست‌تان را بکند، چشمش را می‌سوزانید!
من
غم‌پرست! ترکیب عجیبی دارد این واژه. نمی‌دانم مردمِ سایر کشورها هم چنین واژهٔ دلگزایی دارند یا نه. واژه‌ها و ترکیب‌های این‌چنینی به فراخور حال آدم‌ها خلق می‌شوند. غم‌پرستی حال‌وروزمان بوده است؛ حال‌وروزمان است.
من
دوستی‌ها، هر چه‌قدر هم پایدار، عاقبت جایی بر سر اتفاقی کوچک یا بزرگ به انتها می‌رسد.
من
چه‌طور مغز آدمی اتفاقی کم‌اهمیت را سفت‌وسخت نگه می‌دارد کنج حافظه تا یک روز بر سر تلنگری کوچک آن اتفاق را بیرون بکشد و بنشاند مقابل دیده.
من

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۹۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۷/۲۱
تعداد صفحات۱۹۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۲,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۷/۲۱