با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
نطلبیده؛ جلد اول

دانلود و خرید کتاب نطلبیده؛ جلد اول

۳٫۳ از ۴۰ نظر
۳٫۳ از ۴۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب نطلبیده؛ جلد اول  نوشته  م. بهارلویی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب نطلبیده؛ جلد اول

«نطلبیده» داستان بلندی نوشته م. بهارلویی درباره عشق است. میم بهارلویی نویسنده جوان و خوش ذوقی است که پیش از این آثار: «انتهای سادگی»، «مجنون‌تر از فرهاد»، «این روزها»، «بهت اصلا نمی‌آد» و «می‌درخشد»‌ را نوشته است. بهارلویی در این اثر هم مثل داستان‌های دیگرش برای خانواده نقشی پررنگ قائل شده و به سوژه‌هایی با درون‌مایه خانوادگی پرداخته است. ژینا و دیبا دو خواهر دوقلو هستند که از بدو تولد از هم جدا شده‌اند. پدرو مادر آنها که از طبقات مرفه جامعه‌اند بعد از تولد دخترها از هم جدا شده ‌اند. دیبا با پدرش زندگی می‌کند، باستان‌شناس است، عاشق حیوانات است وقت فراغتش را با اسب‌هایش می‌گذراند و آزادانه تصمیم می‌گیرد. ژینا که با مادر و در انگلستان بزرگ شده، رفتارهای متفاوتی دارد. او طبق مد روز می‌پوشد، علاقه‌مند به ظرافت‌های زنانه و مدیر یک شرکت در انگلستان است. مادر و پدر این دو دختر هم هیچکدام شیوه‌های تربیتی یکدیگر را قبول ندارند. طرف دیگر داستان و در فضایی متفاوت، رضا توانا با زن باردارش منیر که دختر عمه‌اش است و عمه‌اش در یک خانه در محله‌ای فقیرنشین زندگی می‌کنند. رضا مرد پردرسر و بیکار با بدهی ‌های سنگین است که هر روز سروکارش با طلبکارها است. دیبا پس از این که می‌فهمد پدرش در تقسیم ارث و میراث او را لایق اداره شرکش ندانسته تصمیم می‌گیرد دست از کار باستان‌شناسی‌اش بکشد و با کمک فرزاد، پسر عمه‌اش یک تولیدی مبلمان راه بیاندازد که در همین گیرودار با رضا برخورد می‌کند، درگیری‌‌ای بین آنها پیش می‌آید اما در نهایت دیبا به او پیشنهاد کار در تولیدی مبلمان را می‌دهد. آشنایی او با رضا توانا و خانواده‌اش برای دیبا سرنوشت عجیبی رقم می‌زند. «نطلبیده» پر از شخصیت‌های گوناگون است و راوی دانای کل دارد. این اثر شخصیت‌محور و دیالوگ محور است و فضاسازی خوبی هم دارد به طوری که به راحتی می توانید آن را مثل یک فیلم سینمایی در ذهن خود ببینید. بهارلویی در این اثر بسیار باورپذیر با شخصیت‌های ملموسش به موضوعاتی مثل تفاوت‌های فرهنگی، مذهبی و شخصیتی پرداخته و در عین حال سعی کرده از کنار آنها بگذرد تا تغییرات تدریجی شخصیت‌هایش در انتهای قصه برای مخاطب واقعی‌تر به نظر برسند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۱)
aseman
۱۳۹۸/۰۶/۰۶

واقعا عالی خانواده نقش پررنگی تو داستان داره

baharaak
۱۳۹۹/۰۲/۱۲

من نمیدونم چرا یه عده اومدن و اینهمه این رمان رو کوبوندن.... به نظر من خیلی جذاب و دلنشین بود . خیلی حس های خوب به خواننده میداد این صفا و صمیمیت و دورهمی هایی که تو داستان بود و درکنارش کل

- بیشتر
parisa.sbr
۱۳۹۸/۰۸/۰۱

راستش فکر نمیکردم انقدر از کتاب خوشم بیاد . بسیار زیبا و دقیقا تمام صحنه ها کاملا ملموس و قابل تصور بود. امیدوارم بازم خانم بهارلویی تواین سبک رمان بنویسن.

niloofar.__.kh
۱۳۹۸/۰۵/۱۲

نطلبیده عالیه بهتر از این کتاب نیست😍😍💜

اوريا
۱۳۹۹/۰۵/۰۱

کتاب سرگرم کننده ای بود .

Negin
۱۳۹۹/۰۶/۰۹

من رمانای طولانی زیادی خوندم از 1000 صفحه به بالا ولی هیچکدوم اینطوری منو خسته نکرد موضوع خوبی داشت اما در کنارش حاشیه های فراوانی هم داشت که به نظرم حواشی اضافه ای بود

م
۱۳۹۹/۰۷/۱۳

ی قسمتهایی از داستان کش دار شده بود ولی بااین حال جذاب بود و خواندنی

کاربر ۲۴۳۰۸۱۴
۱۳۹۹/۰۹/۰۳

کتاب خوبی بود اما بسیار کشدار بود

ل.صفوی
۱۳۹۹/۰۹/۰۷

داستان جالبی بود. من دوست داشتم

کاربر ۲۸۲۸۲۹۴
۱۴۰۰/۰۳/۲۲

رمان جالبی بود سعی و تلاش یک دختر را برای رسیدن به هدفش و نشان دادن استعداد خود به پدرش را نشان میداد.فقط اگر در رمان سرنوشت قل دوم یعنی ژینا را مشخص میکرد بهتر بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳)
آدمها اندازهٔ خودشونن و نه اندازهٔ دید چشم شما!
KOSAR
اینو آویزهٔ گوش کن که آدمها اندازهٔ خودشونن و نه اندازهٔ دید چشم شما!
hannã
دل تنگ شده بود برای حفره‌های کنده شده در دل کوه‌ها که یادگار پیش از دورهٔ مادها بودند. همان حفره هایی که فرضیه‌ها برای کاربردش زیاد بود و همه هم قابل تائید و یا رد. حتی در میان عشایر سینه به سینه بود که پیرزن و پیرمردهای طائفه را با آب و غذا در آن حفره ها می گذاشتند تا ایل برود و برگردد. پیرها دست و پا گیر بودند و مانع حرکت آسان ایل به سمت ییلاق و قشلاق. عده‌ای می‌گفتند این فرضیه برای حفره‌های کوه‌های غربی فلات ایران قابل تائید است و حفره کوه‌های شمالی بیشتر کاربرد نظامی و مقبره‌ای داشته اند... در حال حاضر، دیبا خود را بیشتر همان پیرزنی می‌دانست که جا مانده و باید تا برگشتن ایل با غذا و آب کم، تاب بیاورد. تاب بیاورد تا ایل برگردد و ببینند اشتباه کرده‌اند و او هنوز آن قدرها پیر و فرتوت نشده است. باید می جنگید و بر نا امیدی پیروز می‌شد.
دردونه

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۵۹ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۲۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۴/۰۹
تعداد صفحات۶۵۹صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۲۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۴/۰۹