با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
یادداشت‌های امیراسدالله علم؛ دفتر دوم

دانلود و خرید کتاب یادداشت‌های امیراسدالله علم؛ دفتر دوم

۴٫۴ از ۱۰ نظر
۴٫۴ از ۱۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب یادداشت‌های امیراسدالله علم؛ دفتر دوم  نوشته  اسدالله علم  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب یادداشت‌های امیراسدالله علم؛ دفتر دوم

کتاب هفت جلدی «یادداشت‌های امیر اسدالله علم» در دو دفتر و به همت علینقی علیخانی و همکاری انتشارات مازیار منتشر شده است. این یادداشت‌ها یکی از مهم‌ترین آثار تاریخ معاصر ایران به شمار می‌روند و قبلا بارها تجدید چاپ شده‌اند. مجموعه‌ای که پیش روی شما است، کاملترین نسخه یادداشت‌های علم است.

اسدالله خان عَلَم امیر قاینات متولد مردادماه سال ۱۲۹۸ در بیرجند و متوفی در ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ در آمریکا، مشهور به اسدالله علم، یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی دوران محمدرضاشاه پهلوی و وزیر دربار و نخست‌وزیر ایران از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۲ بود.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶)
احسان
۱۳۹۹/۰۱/۰۷

**مطالعه نسخه چاپی** در مورد ارزش تاریخی کتاب به اندازه کافی گفته شده و من به دو نکته دیگه اشاره می کنم. اول طنز خفیفی که در کلام علم هست و خوندن متن رو جذاب می کنه و دوم شاعر مسلکی علم

- بیشتر
ebrahim
۱۳۹۸/۰۹/۱۴

بسیار جالب و عالی

ehsa
۱۳۹۷/۱۱/۱۲

خیلی جالبه دیدن نمای داخلی روابط دربار

جلیلی
۱۳۹۷/۱۱/۲۲

با سلام کتاب خوبی هست.

س م
۱۳۹۹/۰۷/۱۹

قیمت این دو جلد خیلی بالاس.تخفیف بدید.

« امید »
۱۳۹۸/۰۹/۱۳

مثلاً یکی پیدا میشد این دو جلد رو می‌خرید و به من هدیه میداد ... آخ آخ آخ آخ 😁

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۸)
باید این مملکت را به پایه بزرگترین کشورهای دنیا برسانیم، نه این که در خاورمیانه اول باشیم.
sorena
افزایش خریدهای نظامی ایران بیشتر ناشی از بازاریابی موفقیت‌آمیز اسلحه‌سازان آمریکایی و دلالان آنان است تا نیازمندی‌های راستین ارتش ایران و پاره‌ای از اقلام خریداری شده مانند هواپیمای اف ـ ۱۴ بیشتر جنبه پرستیژی دارد. وانگهی ایرانیان دانش فنی لازم برای به کار بردن این جنگ‌افزارها را ندارند و از سال ۱۹۸۰ به بعد ناچار به استخدام ۶۰ ـ ۵۰ هزار تن کارشناس آمریکایی خواهند بود.
sorena
سعودیها آمده بودند که از بس در اعلامیه‌های خودشان اسم خلیج عربی برده‌اند، عذرخواهی بکنند
sorena
چرچیل در خاطراتش می‌گوید هیچ طرز حکومتی را پر عیب‌تر از حکومت دموکراسی نیافتم و هیچ حکومت بهتری را هم از دموکراسی نتوانسته‌ام بیابم. حرف بزرگی است. در حکومت صدر اسلام هم وقتی عمر در مسجد راجع به یک امری صحبت می‌کرد یکی از اعراب به پا خاست و به او گفت: ای خلیفه مسلمین، من حیث یک نفر مسلمان به تو می‌گویم که اگر کج رفتی ما با شمشیرهای کج خود شمشیرهای عربی تو را راست خواهیم کرد یعنی به راه مستقیم خواهیم برد.
sorena
آل مکتوم، برادر مرحوم شیخ خالدالقاسمی آل مکتوم ناهار مهمان بود. این برادر شیخ سابق شارجه است که به علّت توافقی که بر سر جزیره ابوموسی با ایران کرد از طرف اعراب رادیکال به قتل رسید. جوان تحصیل‌کرده و خوبی است خیلی هم طرف مرحمت قرار گرفت.
sorena
صبح شرفیاب شدم. نامه سلطان قابوس را که استدعا کرده بود افسران تعلیماتی ارتش ایران زودتر بیایند تقدیم داشتم. سلطان قابوس سلطان عمّان است و افسران ما آن جا هستند با دو گردان موتوریزه و کوماندو و انصافا خوب می‌جنگیم. راه بین سلاله و مسقط را باز کردیم... و راه آن‌ها را به عدن در عوض ما قطع کردیم. سلطان قابوس پیش از عید به تهران آمد و خیلی شکرگزار بود، افسوس که من آن یادداشت‌ها را سوزاندم که جزئیات در آن بود.
sorena
دو ساعتی تنها سواری کردم. افکار پیچیده دور و درازی می‌کردم، ولی مطلبی که مرا بیشتر تحت تأثیر داشت مذاکراتی بود که دیشب با عبدالمجید مجیدی رئیس سازمان برنامه و بودجه داشتم، چون چند تا پروژه مورد علاقه شاهنشاه را باید با او مذاکره می‌کردم. دیشب به منزل من آمده بود و به صورت وحشتناکی از کمی پول و هدر داده شدن پول در گذشته سخن می‌گفت که بی‌نهایت ناراحتم کرد. یعنی وضع به طوری است که قاعدتاً باید به انقلاب بیانجامد.
محمد
صبح ۱۵ خرداد هم که اول با تلفن از من سوآل فرمودید حالا که انقلاب شده، چه می‌خواهی بکنی، من عرض کردم توپ و تفنگ در دست من است... آن‌ها را پاره می‌کنم. از ته دل خندیدید و فرمودید موافقم و پشت تو هستم. اگر کمی تزلزل در اعلیحضرت بود من چه غلطی می‌توانستم بکنم؟ همه چیز به باد رفته بود. فرمودند، بلی همان آخوندهای ... ما را می‌خوردند و تو نمی‌دانی که انتظام و علاء با چه وضعی پیش من آمدند. سر من داد زدند که بس است، بس است، آدم‌کشی بس است! دولت را بیندازید، با آخوندها کنار بیایید. بعد که من حرف آن‌ها را شنیدم، آن‌ها را از اتاق بیرون کردم و تو را خواستم و آن دستورات را دادم
کاربر ۲۹۶۴۷۳۹

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۰۷۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۱۰/۱۳
تعداد صفحات۱۰۷۸صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۱۰/۱۳