معرفی و دانلود کتاب بعد زلزله + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب بعد زلزلهsubscriptionAvailable

کتاب بعد زلزله

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۳۵ رأی)
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بعد زلزله

کتاب بَعدِ زلزله مجموعه شش داستان از نویسنده سرشناس ژاپنی، هاروکی موراکامی است که با ترجمه بهرنگ رجبی منتشر شده است.

درباره کتاب بعد زلزله

یازده رمان، چهار مجموعه داستان، و هفت کتابِ غیرداستانی از مجموعه آثار موراکامی است. موراکامی در داستان‌هایش وهم و واقعیت را به‌هم می‌آمیزد و شخصیت‌هایش را در دامِ دنیاهایی می‌اندازد که مناسباتش را نمی‌فهمند. با این‌که زندگی ادامه دارد و آدم‌هایش اغلب از گزندِ خطرات جانِ سالم به درمی‌بَرند، اما از گذرِ مسیری که می‌پیمایند زیروزِبَر می‌شوند و کم پیش می‌آید آخرِ قصه، همانی باشند که اولش بوده‌اند.

در سال ۱۹۹۵ زلزله‌ای سهمگین کوبه را در ژاپن لرزاند. و هزاران کُشته و بسیار ویرانی‌ها به‌جا گذاشت. موراکامی اهلِ کوبه نبود و خیلی کسی را آن‌جا نداشت، اما در نوجوانی مدتی را آن‌جا سر کرده بود و مثلِ همهٔ شخصیت‌های شش قصه‌ای که حولِ همین فاجعه نوشت، چیزی نامرئی و توضیح‌ندادنی به کوبه وصلش می‌کرد. شخصیت‌های اصلیِ این قصه‌هایش هر کدام جایی دیگر دارند روزگار می‌گذرانند اما زلزله سایهٔ سنگین‌اش را روی زندگی‌شان می‌اندازد و وادارشان می‌کند از روالِ روزمره بیرون بزنند و پا به وادی‌هایی تازه بگذارند.

خواندن کتاب بعد زلزله را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستان پیشنهاد می‌کنیم. 

درباره هاروکی موراکامی

هاروکی موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو که یکی از شهرهای ژاپن است، متولد شد. در دوران کودکی، مثل کوبوآبه، تحت تاثیر فرهنگ غربی و ادبیات روسیه بود و با خواندن آثار فرانتس کافکا، گوستاو فلوبر، چارلز دیکنز، کورت وونه‌گات، فیودور داستایوفسکی، ریچارد براتیگان و جک کرواک روزهایش را می‌گذراند. او برای رمان‌ها و داستان‌هایش که به زبان‌های بسیاری هم ترجمه شده و در سراسر دنیا خوانده می‌شوند، جوایز بسیاری مانند جایزه جهانی فانتزی، جایزه بین‌المللی داستان کوتاه فرانک اوکانر، جایزه فرانتس کافکا و جایزه اورشلیم را از آن خود کرده است.

از کتاب‌های مشهور هاروکی موراکامی که به فارسی هم ترجمه شده‌اند، می‌توان به جنگل نروژی، به آواز باد گوش بسپار، تعقیب گوسفند وحشی و کافکا در ساحل اشاره کرد.

بخشی از کتاب بعد زلزله

وقتی چند دقیقه‌ای قبلِ نیمه‌شب تلفن زنگ زد، جونکو داشت تلویزیون تماشا می‌کرد. کایسوکی گوشهٔ اتاق هدفون‌به‌گوش نشسته بود، چشمانش نیم‌بسته، و هم‌هنگام با حرکتِ انگشتان بلندش بر سیم‌های گیتاربرقی، سرش را عقب‌جلو تاب می‌داد. داشت قطعه‌ای با ریتم تند تمرین می‌کرد و اصلاً نفهمید تلفن دارد زنگ می‌زند. جونکو گوشی را برداشت.

میاکی با آن صدای خفه و لهجهٔ اوزاکایی آشنایش پرسید «بیدارت کردم؟»

جونکو گفت «نه، بیداریم هنوز.»

«من دمِ ساحلَم. باید ببینی این‌همه کُندهٔ شناور و! می‌تونیم یه آتیشِ حسابی راه بندازیم این‌دفعه. می‌آی؟»

جونکو گفت «حتماً. بذار لباس عوض کنم؛ ده دقیقهٔ دیگه اون‌جام.»

جوراب‌شلواری‌یی پوشید، رویش هم شلوارجینش را، بالاتنه پولیوری یقه‌اسکی، و بسته‌ای سیگار هم چپاند توی جیبِ کُتِ پشمی‌اش. کیف، کبریت، دسته‌کلید. با پا آهسته زد به پشتِ کایسوکی. کایسوکی هدفون را از روی گوش‌اش برداشت.

جونکو گفت «من دارم می‌رم دمِ ساحل آتیش‌بازی.»

کایسوکی با اخم پرسید «باز هم میاکی؟ شوخیت گرفته؟ می‌دونی که، فِوریه‌ست. ساعت هم دوازدهِ شبه. الان می‌خواین برین آتیش درست کنین؟»

«مشکلی نیست. تو نمی‌خواد بیای. من خودم می‌رم.»

کایسوکی آهی کشید؛ «نه، می‌آم. یه دقیقه وقت بده لباس عوض کنم.»

آمپلی‌فایرش را خاموش کرد، روی زیرشلواری‌اش شلوار پوشید، پولیور، و رویش ژاکتی کُرک‌دار که زیپش را تا دمِ چانه داد بالا. جونکو روسری‌یی پیچید دورِ گردنش و کلاهی بافتنی هم سرش گذاشت.

وقتی داشتند می‌رفتند سمتِ ساحل کایسوکی گفت «دیوونه‌این شماها، چی تو آتیش درست کردن هست که این‌قدر باهاش کِیف می‌کنین؟»

شبِ سردی بود اما هیچ بادی نمی‌آمد. کلماتی که از دهان‌شان بیرون می‌آمدند در هوا یخ می‌زدند.

جونکو گفت «چی تو پِرل‌جَم هست که تو این‌قدر باهاش کِیف می‌کنی؟ یه مقدارِ زیادی سروصدائه دیگه فقط.»

کایسوکی گفت «پِرل‌جَم تو کُلِ دنیا ده میلیون طرف‌دار داره.»

جونکو گفت «خب، آتیش درست کردن هم پنجاه هزار ساله که تو کُلِ عالم طرف‌دار داشته.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بعد زلزله و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببعد زلزله
عنوان انگلیسیAfter the quake stories
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندههاروکی موراکامی
مترجمبهرنگ رجبی
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۶/۱۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۶۹ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۳۶۲۴۹۵۸
تعداد صفحه‌ها۱۶۸ صفحه
قیمت کتاب۱۳۱۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی بعد زلزله

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۸

(۸-۲۹-[۲۰۶]) این کتاب مجموعه ای از شش داستان کوتاهه که با هم ارتباط درونی و موضوعی دارن و همشون هم در حاشیه ی زمین لرزه ای که در سال ۱۹۹۵ در کوبه ژاپن اتفاق افتاده، در جریانن؛ موراکامی در این داستان...بیشتر

۰
8787.d
۱۳۹۷/۰۷/۱۸

عااالی بود حتما بخونید یه داستان ساده که پشتش هزارتا چیز ناگفته هستش

۰
Armita
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۸

موراکامی خوندن برای من مثل مدیتیشن میمونه یهو از دنیای خودم پرت میشم توی یه دنیای دیگه که توش یه جور غم عجیب داره! انگار گرگی که وسط برف زمستون بچه هاشو از دست داده باشه و حالا نمیدونه واسه کی...بیشتر

۰
شعبده‌باز واژگان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۰۸

اولین کتابی بود که از این نویسنده میخوانم. بزرگترین دلیل تبحر داستان‌نویسی موراکامی را می‌توان نامرئی‌بودن مرز بین واقعیت و خیال در متن‌هایش دانست. این کتاب مجموعه داستان کوتاه است. من با «جون‌پِی»، شخصیت‌ اصلی داستان «شیرینی عسلی»، همذات‌پنداری کردم...بیشتر

۰
Maryam Khojaste
۱۳۹۹/۱۱/۲۶

من اصلا دوست نداشتم، همش منتظر بودم‌ اتفاقی بیفته، ارتباطی بین داستان ها باشه اما هیچ چیز جالبی نبود‌. هر داستان هم مستقلا حرف خاصی برای گفتن نداشت، من اصلا نپسندیدم

۰
کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۳۰

واقعیتش اصلا نپسندیدم،نصفشو خوندم هرچی منتظر شدم شاید یکی از داستانهاش جذاب باشه خبری نشد.

۰
سایه
۱۴۰۱/۰۸/۰۹

۶ داستان کوتاه جذاب، جملات ساده‌ای بیان میشه اما بسیار پر معنا و اغلب تامل برانگیز. صدای آقای بهرنگ رجبی کاملا مناسب موضوع بود، شخصا بسیار از حالت و لحن صدای ایشون لذت بردم.

۰
shahramazazazad
۱۳۹۸/۰۵/۲۱

یه مجموعه داستان کوتاه خیلی خوب در مورد واکنشی که مردم به یه زلزله ای میدن که شاید خود شخص مستقیما از زلزله اسیب ندیده کل مجموعه یه حالت رمان به خودش گرفته

۰
mohammad sem
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۸

من زیاد دوس نداشتم کلا داستان کوتاه زیاد دوست ندارم البته داستان کوتاهای زیبایی خوندم مثل عزا داران بیل زن زیادی سگ ولگرد و.... اینو زیاد دوس نداشتم. جز یه داستانش به نام قورباعه ای که نجات داد.. دلی شاید کسایی که داستان کوتاه رو به...بیشتر

۰
سعید مقدریان
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۷

چیزی واسه گفتن نداره

۰
میکو
۱۴۰۵/۰۱/۱۷

قلم خیلی روون و جذابی داره و در عین حال اشاراتی به مسئله های عمیق و فلسفی در سراسر کار هاش احساس میشه موراکامی دارای خلاقیت هنری خاصیه که من تو کمتر کسی دیدم

۰
زهرا
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۳/۲۱

من که اصلا نتونستم هیچ ارتباطی با کتاب بگیرم.هروقت گوش میکردم یه حس سردرگمی داشتم.

۰
sahar
۱۳۹۸/۰۲/۲۹

بهرنگ رجبی سعی کرده ترجمه روانی ارائه بده، ولی به نظرم به طرز اغراق‌آمیزی عامیانه شده. حتی جایی که لازم نبوده ساختار و ترتیب جمله رو شکسته. خود کتاب خیلی خوبه.

۰
ایران آزاد
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۹/۰۶

من کتاب چاپی رو خوندم. خیلی برای من جذابیت نداشت. پیام خاصی هم از داستان‌ها دریافت نکردم.

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mohammad
۹۱
از بین همهٔ چیزهای دیگه، دشمنِ من، منِ درونِ منه.
Mohammad
۴۱
آدم‌هایی که خودشون خدا رو ساخته بودن توسطِ همون خدا رها می‌شن.
شعبده‌باز واژگان
۱۰
«مهم نیست سفر آدم چه‌قدر طولانی باشه، آدم هیچ‌وقت نمی‌تونه از دستِ خودش فرار کنه.»
شعبده‌باز واژگان
۹
ولی آدم وقتی جوونه خوب نیست که خیلی هم معقول باشه. خوشیِ آدم رو زایل می‌کنه.
کاربر ۲۳۷۱۵۹۲
۵
«می‌دونی من چی فکر می‌کنم، این‌که تو باید زندگی رو راحت بگیری و یاد هم بگیری که یه‌خُرده بیشتر ازش لذت ببری. منظورم اینه که، فکرش رو بکن: فردا ممکنه یه زلزله‌ای بیاد؛ ممکنه یه غریبه‌هایی بدزدنت؛ ممکنه یه خرس بخوردت. هیشکی نمی‌دونه قراره چی بشه.»
کاربر ۲۳۷۱۵۹۲
۴
«مهم نیست سفر آدم چه‌قدر طولانی باشه، آدم هیچ‌وقت نمی‌تونه از دستِ خودش فرار کنه.»
مرضیه
۴
ولی آدم وقتی جوونه خوب نیست که خیلی هم معقول باشه. خوشیِ آدم رو زایل می‌کنه.
pouria_pf
۳
خیلی گذشت تا آن‌که جونکو بالاخره با صدای گرفته گفت «این تو واقعاً هیچ‌چیِ هیچ‌چی نیست. هیچ‌چی توم نمونده. خالی.»
شعبده‌باز واژگان
۳
گر این‌که خدا انسان را امتحان می‌کند درست است، چرا انسان خدا را امتحان کند خطاست؟
کاربر ۱۵۲۲۰۲۰
۲
«مهم نیست سفر آدم چه‌قدر طولانی باشه، آدم هیچ‌وقت نمی‌تونه از دستِ خودش فرار کنه.»