با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
چگونه با نوجوانم صحبت کنم که گوش کند و چگونه گوش کنم که نوجوانم صحبت کند

دانلود و خرید کتاب چگونه با نوجوانم صحبت کنم که گوش کند و چگونه گوش کنم که نوجوانم صحبت کند

۵٫۰ از ۶ نظر
۵٫۰ از ۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب چگونه با نوجوانم صحبت کنم که گوش کند و چگونه گوش کنم که نوجوانم صحبت کند  نوشته  شمس‌الدین  حسینی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب چگونه با نوجوانم صحبت کنم که گوش کند و چگونه گوش کنم که نوجوانم صحبت کند

غیر از پدر و مادر چه کسی یا کسانی در سال‌های حساس نوجوانی در کنار نوجوان خواهد بود تا کمکش کند پیام‌های گمراه‌کننده منابع مختلف را درک کند؟ چه کسی به او کمک خواهد کرد در برابر فشار همسالانش مقاومت کند؟ چه کسی یاری‌اش خواهد کرد تا در برابر گروه‌های نامناسب، بی‌رحمی‌ها، اشتیاق برای پذیرش، ترس از طردشدن، وحشت‌ها، هیجانات و سردرگمی‌های دوران نوجوانی مقاوت کند؟ «چگونه با نوجوانم صحبت کنم که گوش کند و چگونه گوش کنم که نوجوانم صحبت کند» کتابی نوشته ادل فی‌بر و الین مازلیش است که به شما کمک می‌کند موثرترین یاریگران فرزند نوجوانتان باشید. زندگی با نوجوان سخت است و همه ما این را می‌دانیم چون زمانی نوجوان بوده‌ایم. اما حالا وقت آن است تا مهارت‌هایی را که در آنزمان آموخته‌ایم به نوجوانمان انتقال دهیم و از نسل این دوره به خوبی مراقبت کنیم. مطالبی که در این کتاب می‌خوانید حاصل یک دوره کارگاه آموزشی نویسندگان برای والدین نوجوانان یک مدرسه است. برخورد درست با احساسات؛ هنوز می‌خواهیم «مطمئن شویم»؛ تنبیه کردن یا تنبیه نکردن؛ با هم مشکل را برطرف کنید؛ جلسه با نوجوانان؛ دربارهٔ احساسات، دوستان و خانواده؛ والدین و نوجوانان در کنار یکدیگر. نام جلساتی هستند که در این کتاب مشروح آن و دستاوردهایشان را می‌خوانید. خواندن این کتاب به منزله شرکت در این کارگاه آموزشی است پس از این فرصت استفاده کنید.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
nadali
۱۳۹۹/۰۵/۲۸

کتاب خیلی خوب و کاربردی می باشد اگر بتوانیم مداوم توصیه و راهکارهایش را در یاد داشته باشیم و عمل کنیم حتما زندگی خوب و سالمتر و با آرامش بیشتری خواهیم داشت انشاالله

Paria
۱۳۹۹/۰۵/۳۱

همه ی کتابهای آدل فابر عالی هستند...

عشق کتاااااب
۱۳۹۹/۰۲/۳۰

عااااااااآااآآااااالی واقعا به درد روابط بزرگسال هم میخوره فقط نجوان نیست حتی به درد روابط زناشویی هم میخوره

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۷)
تونی گفت: «نمی‌دانم. به نظر من، برای تنبیه زمان و مکان وجود دارد. به عنوان مثال، مرا در نظر بگیرید. من بچهٔ بدی بودم. گروهی که من عضو آن بودم، همیشه دردسرساز بود. ما یک مشت وحشی بودیم. یکی از اعضا در نهایت به زندان افتاد. قسم می‌خورم اگر برای کارهایی که انجام می‌دادم پدرم مرا تنبیه نکرده بود، نمی‌دانم حالا در چه وضعیتی بودم.» جوآن گفت: «و من هم اگر پیش روان درمانگر نرفته بودم که تأثیرات ناشی از تنبیه را برطرف کنم، نمی‌دانم در چه وضعیتی قرار داشتم.»
مادر بزرگ علی💝
وقتی والدین انتظاراتشان را بیان می‌کنند، واضح و محترمانه، احتمال بیشتری هست که نوجوانان گوش بدهند و مطابق انتظارات والدین زندگی کنند.
مادر بزرگ علی💝
نوجوانان نیاز دارند که بتوانند تردیدهایشان را بیان کنند، ترس‌هایشان را با اطمینان مطرح کنند، و همراه با بزرگسالانی که بدون قضاوت به آن‌ها گوش می‌سپارند و کمکشان می‌کنند تصمیمات مسؤولانه بگیرند، انتخاب‌های خودشان را جستجو کنند. به غیر از پدر یا مادر، چه کسی در این سال‌های بحرانی در کنار آن‌ها خواهد بود تا کمکشان کند
مادر بزرگ علی💝
بیشتر اوقات کلمات نوشته شده ممکن است از کلمات بیان شده مؤثرتر باشند.
مادر بزرگ علی💝
کارن به گونه‌ای عصبی خندید و گفت: «خوب، حالا که ما می‌دانیم مشکلات چه هستند، خیلی سریع به جواب نیاز داریم!» من گفتم: «جواب سریع وجود ندارد، به خصوص دربارهٔ نوجوانان. شما نمی‌توانید از آن‌ها در مقابل همهٔ خطرات در دنیای امروز محافظت کنید، یا آن‌ها را از اضطراب هیجانی سال‌های نوجوانی‌شان برهانید، یا از فرهنگی که آن‌ها را با پیام‌های نامناسب بمباران می‌کنند، دور نگهشان دارید. اما اگر بتوانید فضایی در خانه‌تان ایجاد کنید که بچه‌ها به راحتی احساساتشان را بیان کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که نسبت به احساسات شما پذیراتر باشند و تمایل بیشتری داشته باشند که دیدگاه بزرگسالانشان را مورد توجه قرار دهند. در این صورت بیشتر می‌توانند محدودیت‌هایتان را بپذیرند و احتمال بیشتری هست که با ارزش‌های شما حمایت شوند.»
مادر بزرگ علی💝
کارن اولین نفری بود که پاسخ داد. «تنبیه مرا غیرمسؤول‌تر کرد. وقتی سیزده ساله بودم، مادرم مرا در حال سیگار کشیدن دید و پس از آن اجازه نداد از تلفن استفاده کنم. اما من بیشتر سیگار کشیدم. من به حیاط پشتی خانه می‌رفتم که هیچ کس نمی‌توانست مرا ببیند. سپس به خانه می‌آمدم و دندان‌هایم را مسواک می‌زدم و با لبخندی به مادرم سلام می‌کردم. سال‌ها کسی از سیگار کشیدنم باخبر نبود. متأسفانه الان هم سیگار می‌کشم.»
مادر بزرگ علی💝
«والدینم اصرار داشتند من انواع مهارت‌های مختلف را بیاموزم – چطور حساب‌های بانکی را تنظیم کنم، لاستیک ماشین را عوض کنم. آن‌ها حتی مرا مجبور می‌کردند روزی پنج صفحه اسپانیایی بخوانم. از این کار خوشم نمی‌آمد، اما به علت تسلط بر زبان اسپانیایی، شغل خوبی به دست آوردم.» «من می‌دانم نباید این حرف را اینجا بگویم، چون به احتمال قوی مادران شاغل زیادی در اینجا هستند، از جمله خود من، اما من به راستی دوست داشتم وقتی از مدرسه به خانه می‌آیم، مادرم در خانه باشد تا اگر مورد ناراحت‌کننده‌ای در طول روز برایم رخ داده بود، بتوانم دربارهٔ آن با او صحبت کنم.»
مادر بزرگ علی💝
جوآن گفت: «پدر و مادرم هر دو بر این باور بودند که اگر بچه‌ای عمل اشتباهی انجام دهد و او را تنبیه نکنند، والدین مسؤولی نیستند. آن‌ها همیشه می‌گفتند که تنبیه کردن من به نفع خودم است. اما به نفع من نبود. من نوجوانی خشمگین و افسرده شدم که حتی به خودش هم اعتماد نداشت. و در خانه هیچ کس نبود که بتوانم با او صحبت کنم. من خیلی احساس تنهایی می‌کردم.» آهی کشیدم. آنچه این اشخاص توصیف کرده بودند، نتایج مخرب تنبیه بود. بله، بعضی بچه‌ها در اثر تنبیه جرأت‌شان را از دست می‌دهند و آن قدر احساس ناتوانی می‌کنند که باور داشتن به خودشان را هم از دست می‌دهند. و بله، بعضی بچه‌ها مانند تونی، نتیجه می‌گیرند که به‌راستی «بد» هستند و برای اینکه خوب شوند، به تنبیه نیاز دارند. و بله، بعضی هم مثل کارن، آن‌قدر آزرده و عصبانی می‌شوند که به رفتارشان ادامه می‌دهند و راه‌هایی هم پیدا می‌کنند که گیر نیفتند. آن‌ها صادق‌تر نمی‌شوند بلکه محتاط‌تر، مرموزتر و حیله‌گرتر می‌شوند.
مادر بزرگ علی💝
«پدر و مادرم پیوسته در من احساس گناه ایجاد می‌کردند: تو تنها پسرمان هستی... ما توقع بیشتری از تو داریم... تو متناسب با توانایی بالقوه‌ات عمل نمی‌کنی.» «نیازهای والدینم همیشه بر نیازهای من اولویت داشتند. آن‌ها مشکلاتشان را مشکلات من می‌کردند. من بزرگ‌ترین فرزند میان شش فرزند بودم و از من توقع می‌رفت که آشپزی کنم، نظافت کنم و مواظب برادر و خواهرهایم باشم. من هیچ فرصتی نداشتم که نوجوان باشم.»
مادر بزرگ علی💝
سخت نگیر. با او جر و بحث نکن. حتی سعی نکن برایش دلیل بیاوری. این بار فقط گوش کن. بگذار حرف‌هایش را بزند
عشق کتاب

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۰۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۷/۱۱/۱۷
تعداد صفحات۲۰۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۷/۱۱/۱۷