«خاطرات سگ عراقی» رمانی از «عبدالهادی سعدون» نویسندهی عرب که داستانهایش به چندین زبان ترجمه شده و جوایز ادبی زیادی مانند جایزه، آنتونیو ماچادو، کتارا و جایزهی ادبی امارت را دریافت کردهاست. «عبدالهادی سعدون» نویسنده، شاعر و مترجم مطرح عرب است که سال ۱۹۶۸ در شهر بغداد متولد شد.
داستان در زمان حکومت صدام و از زبان یک سگ روایت میشود. «خاطرات سگ عراقی» رمانی سیاسی است و از عقبرفتهای کشور عراق بعد از سقوط صدام میگوید، آن هم از زبان سگی که به علت این عقبرفتها کشورش را به مقصدی نامعلوم ترک میکند.
«عبدالهادی سعدون» از مردمی میگوید که خشم خود را نسبت به حکومت و اوضاع نابسامان کشور با کوچکترین رفتارهای بی اثر تخلیه میکنند، او از عراق قبل و بعد از حکومت صدام میگوید.
سعدون علاوه بر ۱۵ جلد رمان، شعر و داستان کوتاه، بیش از چهل جلد کتاب را از بزرگان ادبیات اسپانیایی و عربی از جمله لورکا، آنتونیو ماچادو، خوان رامون خیمنس، رافائل آلبرتی، ماریاس ترجمه کرده است.
بخشی از کتاب: «خراب شدن خانه و خاطرهی مرگ پدرم و مادرم، خیلی اذیتم میکرد. مثل باری بود که کمر را خم کرده و باید تا آخر عمر آن را حمل کنم. معلم گفت میداند این اتفاقات کار آن مرد مهم است، او مردانش را فرستاده بود تا تهدیدهایی را که در آن روز نحس انجام داده بودند، عملی کند. بعد از آخرین سفر و فراق ابدیمان، عملاً به گوشه و کنار خیابانها و محلههای متروکه میرفتیم. درهای ماشین را میبستیم و تا پیش از طلوع آفتاب و حرکت مردم، میخوابیدیم تا به نزدیکترین رستوران برویم، چیزی بنوشیم و سریع غذایی بخوریم.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب خاطرات سگ عراقی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
یک کتاب فوق العاده که شما ماهرانه را با خود به یک بازه بسیار هولناک از تاریخ عراق می برد . و می آموزد که در بد ترین شرایط هم میتوان زیبا به جهان نظاره کرد .
مطالعه این کتاب را...بیشتر
۰
UNKNOWN.........
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۱/۱۰
این کتاب طنز دارد.
سیاست دارد.
اخلاق دارد.
تاریخ عراق دارد.
شدیدا پیشنهاد می شود.
۰
مهدی
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۳/۱۱
کم پیش میاد که رمان و داستان بخونم. این یکی رو از ولگردی بین کتاب های طاقچه پیدا کردم. باید بگم که از خوندن اش خیلی لذت بردم.
نویسنده اتفاقات رو از زبان یک سگ به نام «لیدر» بازگو می کنه....بیشتر
۰
s.Alireza.s
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۸
داستانی که با شادی شروع و رنج همیشگی تموم میشه.زندگی بسیاری از ما آدمها
۰
sfz
۱۴۰۰/۰۹/۱۷
زیبا ودردناک!
۰
سیمرغ
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۹
با توصیف دقیق و درست نویسنده،هر آنچه نوشته شده بود مانند تصویری شفاف مقابلم ظاهر میشد. داستانی پر پیچ و خم و تلخ.
۰
محمد مهدی بابلی
توصیه میکنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۸
من کتاب رو با این انتظار شروع کردم که یه روایت تلخ از تجربهی جنگ و آوارگی بخونم، اما چیزی که گرفتم فراتر از یک داستان صرف بود...
یک نگاه بود به کسانی که زیر فشار سیاست و خشونت، آرامآرام از...بیشتر
۰
zeinab niazmand
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۴
کتاب نثر دلنشین و ترجمه روانی داره.خوندنش خسته کننده نیست. به خوبی بازتاب کننده بخشی از تاریخ معاصر عراقه. روایت داستانی خوبی داره و نویسنده واقعا ذهن خوبی داشته. بعنوان کسی که به تاریخ علاقه داره ازش خوشم اومد. و...بیشتر
۰
سمر
۱۳۹۷/۰۵/۰۱
کاش مترجمان دقت کنندوازواژه ی واق واق کردن بجای پارس کردن استفاده کنندتاتوهین به مارس وپارسی نشود
جملهای را بهیاد میآورم که زمانی آن را شنیدم: «هرچه از وطنمان دورتر شویم، بیشتر آن را میشناسیم.» من اکنون آن جمله را کاملاً درک میکنم.
مهدی
۵
. جملهای را بهیاد میآورم که زمانی آن را شنیدم: «هرچه از وطنمان دورتر شویم، بیشتر آن را میشناسیم.» من اکنون آن جمله را کاملاً درک میکنم.
محمد مهدی بابلی
۴
«اگر سگی دُم تکان داد به تکان دادن دمش اعتماد کن، اما به سر و دُم تکان دادن مردم اعتماد نکن. شاید نان به نرخ روزخور خیانتپیشهای باشد.»
k.hashemzade
۲
وای چقدر دردناک است اگر هر کسی بدون تفکر و اندیشه، فقط یک چهارپا باشد... خشم و کینه دو محرکی هستند که در این دنیا وجود دارند... این چه دنیایی است!؟ جهنم واقعی که نشانی از مهر و محبت در آن نیست، جهنم واقعی همین جاست... جهنمی که ما زندگیاش میکنیم... جهنمی که ما... ما آن را ساختهایم، ما همزمان جلادان و قربانیانش هستیم.
k.hashemzade
۲
به یاد دارم معلم داشت حکمتی از مردی به نام احنفبنقیس را برایم بازگو میکرد: «اگر سگی دُم تکان داد به تکان دادن دمش اعتماد کن، اما به سر و دُم تکان دادن مردم اعتماد نکن. شاید نان به نرخ روزخور خیانتپیشهای باشد.»
k.hashemzade
۲
لحظهای را به یاد آوردم که معلم مطلبی را از یک رمان برایم خواند، البته نام رمان یادم نمیآید، میگفت: «امیدی نداریم. در سختیها و مصیبتها، شرارت پنهانشده در درونمان را بازمیگردانیم و با کمترین تکان از آن بهره میگیریم، مثل اینکه هرگز آن را رد نکرده بودیم. این همان حسی است که در روزهایی که بر من گذشتند دقیقاً به آن فکر کردم، حتی سایهام را هم از خودم دور میکردم.»
k.hashemzade
۱
میگفت: «هر کسی فرزند وطن خود است، اما بعضیها مثل من، فرزند بیش از یک وطن هستند، ولی هنوز هم دلم برای خانوادهام تنگ میشود.
k.hashemzade
۱
از موجوداتی ساده به مخلوقاتی وحشی، شرور و زشت تبدیل شدهایم.
ویرانی، خونریزی و...را میبینیم بدون اینکه کَکمان بگزد، به مرگ و قتل اصرار داریم، مثل اینکه مرگ واقعیت هر چیزی است...
محمد مهدی بابلی
۱
وای چقدر دردناک است اگر هر کسی بدون تفکر و اندیشه، فقط یک چهارپا باشد... خشم و کینه دو محرکی هستند که در این دنیا وجود دارند... این چه دنیایی است!؟ جهنم واقعی که نشانی از مهر و محبت در آن نیست، جهنم واقعی همین جاست... جهنمی که ما زندگیاش میکنیم... جهنمی که ما... ما آن را ساختهایم، ما همزمان جلادان و قربانیانش هستیم.
محمد مهدی بابلی
۱
«فرار کن.»، «فرار کن.» برادرم این حرف را زد، اما یادم رفت از او بپرسم چطور فرار کنم برادر؟ چطور فرار کنیم از حافظه و خاطرههای پراکندهمان؟
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
یک کتاب فوق العاده که شما ماهرانه را با خود به یک بازه بسیار هولناک از تاریخ عراق می برد . و می آموزد که در بد ترین شرایط هم میتوان زیبا به جهان نظاره کرد . مطالعه این کتاب را...بیشتر
این کتاب طنز دارد. سیاست دارد. اخلاق دارد. تاریخ عراق دارد. شدیدا پیشنهاد می شود.
کم پیش میاد که رمان و داستان بخونم. این یکی رو از ولگردی بین کتاب های طاقچه پیدا کردم. باید بگم که از خوندن اش خیلی لذت بردم. نویسنده اتفاقات رو از زبان یک سگ به نام «لیدر» بازگو می کنه....بیشتر
داستانی که با شادی شروع و رنج همیشگی تموم میشه.زندگی بسیاری از ما آدمها
زیبا ودردناک!
با توصیف دقیق و درست نویسنده،هر آنچه نوشته شده بود مانند تصویری شفاف مقابلم ظاهر میشد. داستانی پر پیچ و خم و تلخ.
من کتاب رو با این انتظار شروع کردم که یه روایت تلخ از تجربهی جنگ و آوارگی بخونم، اما چیزی که گرفتم فراتر از یک داستان صرف بود... یک نگاه بود به کسانی که زیر فشار سیاست و خشونت، آرامآرام از...بیشتر
کتاب نثر دلنشین و ترجمه روانی داره.خوندنش خسته کننده نیست. به خوبی بازتاب کننده بخشی از تاریخ معاصر عراقه. روایت داستانی خوبی داره و نویسنده واقعا ذهن خوبی داشته. بعنوان کسی که به تاریخ علاقه داره ازش خوشم اومد. و...بیشتر
کاش مترجمان دقت کنندوازواژه ی واق واق کردن بجای پارس کردن استفاده کنندتاتوهین به مارس وپارسی نشود