با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
رؤیای کاغذی

دانلود و خرید کتاب رؤیای کاغذی

۳٫۰ از ۱ نظر
۳٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب رؤیای کاغذی  نوشته  ایمان آزمون  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب رؤیای کاغذی

«رویای کاغذی» نوشته ایمان آزمون (-۱۳۶۶) روایتگر ۱۸ عاشقانه است که در قالب هفت بخش هم‌نام با هفت وادی (شهر) عشق عطار نیشابوری به رشته تحریر درآمده‌است. در این تجربه اشعار و و نثرهای عاشقانه و آرام با سبکی امروزی و متفاوت نگاشته شده‌است. دل آشوب؛ کتاب مقدسش را در برگرفته بود و واژه‌های یتیم - این پیامبران عشق- را نوازش و تک به تک غسل تعمید می‌کرد با یاد آن دستان نوازشگر، طره پریشان و آن همه ناز.... و آرامشی را طلب می‌کرد؛ چه آرامشی" خواندن آخرین صفحه که تموم شد با عجله تقویمو بست. قلبش تند می‌زد.کف دستش عرق کرده بود. به دستبندش خیره شده بود. با خودش فکر کرد: این دیوونه کی بود؟ از کجا پیداش شد؟ حتی درباره‌ی دستبند من هم نوشته! بعد سعی کرد اون پسر رو بخاطر بیاره ولی هر چه سعی کرد چیزی به خاطرش نیومد. تنها چیزی که به یادش اومد چهره‌ی بی حالت و صورت بی روح پسر بود.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۳/۳۰

کتاب سیزدهم برنامه مطالعه از طرح جذاب کتابخانه همگانی برای نویسنده کتاب آرزوی موفقیت دارم ان شاالله کتاب های بیشتر و بهتری از ایشون در طاقچه ببینیم در آینده ۱۳ بریده از کتاب به اشتراک گذاشتم برای دوستان

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۵)
بزرگ‌ترین یأس‌ها از دل امیدهای بزرگ متولد می‌شوند.
سیّد جواد
منظره‌ی ویرانی آدم‌ها غم انگیزترین منظره‌ی دنیاست...
سیّد جواد
من عاشقم. عاشق کسی که خودش -حتی روحش هم- خبرنداره. من دارم می‌سوزم. همه‌ی وجودم گُر گرفته. چی کار کنم؟ کاش مانتوش بودم که اونو در بر می‌گرفتم و با عطر وجودش سرمست می‌شدم یا کیفش که همیشه منو بغل می‌کرد. کاش اصلاً دستبندش بودم که همیشه دور مچش بودم و از اون بالا به انگشتای ظریف و کشیده‌اش نگاه می‌کردم. آخ کاش دستبندش بودم.
سیّد جواد
قصه دستانت، لالایی شبانه‌ی شب‌های پر تبِ من است
سیّد جواد
گرچه خیالم هیچ گاه خالی از تو نبوده و نیست؛ اما ندانمت که کجایی؟!
سیّد جواد
من خوشبختم. خیلی خوشبخت. ولی لیاقت این همه خوشبختی را ندارم. تو خودِ دنیایی. توای فرشته‌ی هستی بخش. تو؛ -خود- یک دنیایی. چشمان تو دریایی است پر تلاطم که مرا در خود غرق می‌کند. نگاهت چون جنگلی پر رمز و راز و صدایت سمفونی رویاهاست. دستانت سرشار از اسرار دنیاست و انگشتانت همه نور است. من، طاقتِ این همه خوشبختی؛ این همه عشق را ندارم.
سیّد جواد
هر شب جلوی آینه می‌ایستم و بیهوده به خود، به معجزه‌ی هستی می‌نگرم! اما مردمکانم هم از دیدن من شرم دارند.
سیّد جواد
تا به کی باید تنها بود. آیا قادر خواهیم بود با این واقعیت که زندگی کوتاه است، کنار بیاییم.
سیّد جواد
دنیایی دارم، بی رنگ نمی‌دانم-خاکستری شاید- می‌خواهم رنگش کنم: صورتی! نقاش رویاهای بی رنگ من خواهی شد؟
سیّد جواد
این است معجزه‌ی دستانت جادو می‌کنند آن انگشتان آخر به که بگویم به که بگویم که دستان تو مرا آتش زده است به که بگویم دارم می‌سوزم گویی دچار سوختنی ابدی شده‌ام به کدامین گناه دنیای من این چنین هاویه شده است؟
سیّد جواد

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۸۵ صفحه
قیمت نسخه چاپی۸,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۱۲/۰۷
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۷۱۸-۰۲-۴
تعداد صفحات۸۵صفحه
قیمت نسخه چاپی۸,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۱۲/۰۷
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۷۱۸-۰۲-۴