
کتاب درباری از خار و رز (کتاب دوم، درباری از مه و خشم)
معرفی کتاب درباری از خار و رز (کتاب دوم، درباری از مه و خشم)
کتاب درباری از خار و رز (کتاب دوم، درباری از مه و خشم) نوشتهی سارا جی. ماس و با ترجمهی سیران شریفی ادامهی ماجراهای فیرا در سرزمین پریان است. انتشارات آذرباد آن را منتشر کرده است و این جلد، بخش دوم از کتاب دوم مجموعهی درباری از خار و رز بهشمار میآید که ماجراهای پس از شکست آمارانتا و شکستن نفرین را دنبال میکند. در این جلد، فیرا با بدن نامیرا، کابوسهای مداوم و معاملهای که با ریسند بسته است، درگیر میشود و رابطهاش با تاملین وارد مرحلهای تازه و پرتنش میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب درباری از خار و رز (کتاب دوم، درباری از مه و خشم)
کتاب درباری از خار و رز (کتاب دوم، درباری از مه و خشم) داستان را درست از جایی ادامه میدهد که جلد قبل متوقف شده بود؛ جایی که فیرا پس از کشتن دو پری بیگناه و شکست دادن آمارانتا، با بدنی نامیرا و روحی زخمی به اسپرینگ کورت برمیگردد. سارا جی. ماس در این کتاب، فضای تیره و پراضطراب پس از نجات ظاهری سرزمین را نشان داده است؛ نجاتی که برای فیرا بهای سنگینی داشته و حالا در قالب کابوسها، تهوعهای شبانه و احساس گناه مدام خودش را نشان میدهد. کتاب درباری از خار و رز (کتاب دوم، درباری از مه و خشم) در چند بخش و فصلهای پیدرپی، همزمان دو خط اصلی را پیش میبرد: از یکسو آمادهسازی برای عروسی فیرا و تاملین، بازسازی روستاها، برگزاری جشنها و آیینهایی مثل عشریه و جشن زمستانه در اسپرینگ کورت؛ و از سوی دیگر، تشدید تنشهای درونی فیرا، محدودیتهایی که تاملین برای او ایجاد کرده و سایهی معاملهی ناتمام با ریسند. حضور ایانتی بهعنوان کاهنهی بزرگ، نقش مهمی در شکل دادن به فضای سیاسی و آیینی دربار دارد و از دل گفتوگوهای او با فیرا، ساختار قدرت، سنتها و حساسیتهای دربار اسپرینگ کورت روشن میشود. در کتاب درباری از خار و رز (کتاب دوم، درباری از مه و خشم) بهتدریج تصویر تازهای از پریتیان و دربارهای مختلف شکل میگیرد. ماجرا از فضای بستهی عمارت و باغهای همیشهبهاری شروع میشود، به روستاهای در حال بازسازی و خاطرات سیاهچالهای زیر کوهستان سر میزند و در نقطهای حساس، با ورود ناگهانی ریسند در مراسم عروسی و بردن فیرا به نایت کورت، مسیر داستان را بهسوی قلمرویی کاملاً متفاوت و ناشناخته منحرف میکند.
خلاصه داستان درباری از خار و رز (کتاب دوم، درباری از مه و خشم)
در این جلد، فیرا پس از شکستن نفرین و کشتن آمارانتا، به اسپرینگ کورت برمیگردد؛ اما آرامشی که وعدهاش داده شده بود، برای او فقط ظاهری است. او با کابوسهای مکرر، تهوعهای شبانه و احساس گناه بابت خون پریانی که کشته، دستوپنجه نرم میکند و در عین حال باید نقش «عروس لرد بزرگ» را بازی کند؛ لباسی بپوشد که دوست ندارد، در جشنها حاضر شود و نماد امید و مقاومت برای دیگران باشد. در کتاب درباری از خار و رز (کتاب دوم، درباری از مه و خشم) رابطهی فیرا و تاملین زیر فشار ترس و کنترل فرومیپاشد؛ تاملین برای محافظت، او را در عمارت نگه میدارد و از هر خطری دور میکند، درحالیکه فیرا خود را زندانی میبیند. ایانتی، کاهنهی بزرگ، در تدارک عروسی و آیینهاست و همزمان از سیاست دربار و سنتهایی مثل عشریه پرده برمیدارد. اوج تنش زمانی است که فیرا در میانهی مراسم عروسی، زیر نگاه صدها پری، از پیش رفتن ناتوان میشود و درست در همان لحظه، ریسند با شکستن فضا ظاهر میشود و با استناد به معاملهی قبلی، او را به نایت کورت میبرد تا فصل تازهای از سرنوشتش آغاز شود.
چرا باید کتاب درباری از خار و رز (کتاب دوم، درباری از مه و خشم) را بخوانیم؟
این جلد، لایهی روانی و عاطفی عمیقتری به ماجرای فیرا میدهد؛ از تروما و احساس گناه تا مسئلهی آزادی در برابر محافظت افراطی. درباری از خار و رز (کتاب دوم، درباری از مه و خشم) همزمان که جهان پریتیان و ساختار دربارها را گسترش میدهد، رابطهها را پیچیدهتر و خاکستریتر نشان میدهد و تضاد میان ظاهر جشنها و درون ویران شخصیت اصلی را برجسته میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به دوستداران فانتزی تیره، داستانهای پرشخصیت با روابط پیچیده و کسانی که در جلد اول با فیرا همراه شدهاند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به روایتهایی دربارهی تروما، احساس گناه و کشمکش میان عشق، قدرت و آزادی علاقهمند هستند.
بخشی از کتاب درباری از خار و رز (کتاب دوم، درباری از مه و خشم)
«دو طرف سنگ خنک توالت را گرفته بودم و بالا میآوردم. در بین عُق زدنها، نور مهتاب نشسته بر کف مرمری حمام، تنها تصویری بود که در چشمانم نقش میبست. بار دیگر کابوس شبهای بیپایان سیاهچالهای آمارانتا، آن سلول تاریک و عرق سرد روی تنوبدنم که حس خون سرد شدهٔ آن پریان را به من میداد، مرا باعجله راهی حمام کرده و مجالی برای صحبت از آن با تاملینِ همچنان خوابیده، نداده بود. ولی این تنها یک کابوس بود، یکی از همانهایی که این روزها مرا دربند خود کشیده و هر بار از خواب بیدار میکردند. یک رؤیای تب آلود از سیاهچالهای آمارانتا و برگشتنم به همان سلول و... هرچند سه ماه از زمان بازگشتمان از کاخ زیر کوهستان میگذشت؛ ولی به لطف آمارانتا از آن موقع تاکنون همچنان در حال کنار آمدن با بدن نامیرا شدهام بودم... با همان دنیایی که پس از مرگم ذرهذره در کنار هم جمع شده بود. پس از برگشتنم تا سه روز پیاپی هر ظرف نقرهای را که به دست میگرفتم، خم میشد. ناخواسته و اتفاقی، نه یکی دو بار بلکه پنج بار، موقع بستن درهای شیشهای آنها را شکسته بودم. پاهایم بلند و فرز شده بودند و اغلب در هم گره میخوردند تا جایی که پس از شکستن گلدان هشتصد سالهٔ روی میز اتاقم، آلیس بهناچار تمام اشیاء قیمتی و باارزش را ازآنجا خارج کرد. بالاخره پس از پانزده دقیقه انتظار برای پایان گرفتن حالت تهوع و لرزهایی که همچون موجهای آب استخر بر بدنم وارد میشدند، همانطور سر بر کاسه خم کرده، با تمرکز بر نفسهای بریدهبریدهام چندین بار پشت سرهم با بینی نفس کشیدم و با دهان بیرون دادم. حالم که بهتر شد، همانجا کنار کاسهٔ توالت نشستم و تکیه به دیوار نزدیک پنجرهٔ باز، به آسمان تاریک خیره شدم. نسیم خنکی به داخل وزید و صورت بیمارم را نوازش کرد. دستانم را بر کف مرمری خنک گذاشتم و انگشتانم را از هم گشودم. واقعی بود. این واقعی بود. من زنده مانده و آنرا پشت سر گذاشته بودم.»
حجم
۶۲۴٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۷۱ صفحه
حجم
۶۲۴٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۷۱ صفحه