
کتاب درباری از خار و رز (کتاب سه و نیم، درباری از یخبندان و نور ستاره)
معرفی کتاب درباری از خار و رز (کتاب سه و نیم، درباری از یخبندان و نور ستاره)
کتاب درباری از خار و رز (کتاب سه و نیم، درباری از یخبندان و نور ستاره) نوشتهی سارا جی. ماس و با ترجمهی سیران شریفی داستانی از مجموعهی درباری از خار و رز را ادامه میدهد که اینبار بر پیامدهای جنگ، بازسازی و روابط عاطفی قهرمانان تمرکز دارد. روایت در ولاریس و سرزمین نایت کورت میگذرد و زندگی فیرا، ریس و همراهانشان را در آستانهی جشن انقلاب زمستانی دنبال میکند؛ جایی که هم زخمهای جنگ و هم امید به آینده در کنار هم دیده میشود. نشر آذرباد آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب درباری از خار و رز (کتاب سه و نیم، درباری از یخبندان و نور ستاره)
کتاب درباری از خار و رز (کتاب سه و نیم، درباری از یخبندان و نور ستاره) ادامهای فرعی اما مهم بر خط اصلی ماجراهای مجموعهی درباری از خار و رز است که سارا جی. ماس در آن بهجای نبردهای بزرگ، بر روزهای بعد از جنگ تمرکز کرده است. داستان در فصلهای متناوب از زاویهدید چند شخصیت روایت میشود: فیرا، ریسند و کاسین هرکدام بخشی از تصویر دنیایی را میسازند که تازه از ویرانی هیبرن بیرون آمده و باید با خاطرهی مرگ، گناه و بازسازی کنار بیاید. در کتاب درباری از خار و رز (کتاب سه و نیم، درباری از یخبندان و نور ستاره) جشن انقلاب زمستانی و طولانیترین شب سال بهانهای است برای گردهمآوردن خانوادهی جدید فیرا در ولاریس؛ خانوادهای که حالا شامل جنگجویان ایلیری، خواهران فیرا، آمرن و حلقهی نزدیک ریس است. در کنار آمادهسازی برای جشن، خواننده با جزئیات زندگی روزمرهی این شخصیتها روبهرو میشود: از کارهای اداری فیرا بهعنوان بانوی بزرگ نایت کورت و تلاشش برای کمک به بازسازی شهر، تا درگیریهای کاسین با فرماندهان ایلیری و نارضایتیهای پنهان در اردوگاهها. کتاب درباری از خار و رز (کتاب سه و نیم، درباری از یخبندان و نور ستاره) در عین پرداختن به فضای جشن و هدیه و برف، لایهای پررنگ از سوگ و تروما را نیز دنبال میکند؛ از کابوسهای فیرا و ریس دربارهی مرگ و بازگشت، تا خشم فروخوردهی نستا و فاصلهگرفتنش از جمع. در این میان، ولاریس و رینبو بهعنوان قلب هنری و عاطفی نایت کورت، صحنهی شکلگیری دوستیهای تازه و بازگشت فیرا به نقاشی میشود.
خلاصه داستان درباری از خار و رز (کتاب سه و نیم، درباری از یخبندان و نور ستاره)
در این کتاب، ماجرا پس از شکست هیبرن و فروپاشی دیوار ادامه پیدا میکند. فیرا اکنون بانوی بزرگ نایت کورت است و همراه ریس در ولاریس زندگی میکند. نخستین برف زمستان و نزدیکی جشن انقلاب، زمینهای میشود برای نشاندادن زندگی تازهی آنها: بازسازی شهر، رسیدگی به آوارگان، ساماندادن به روابط با دیگر دربارها و تلاش برای حفظ صلح. ریس به اردوگاههای ایلیری سر میزند تا با فرماندهان سرسختی مثل دولن دربارهی آموزش دختران و نقش زنان چانه بزند و درعینحال با احساس گناهش نسبت به جنگ و تلفات آن دستوپنجه نرم کند. کاسین بین وفاداری به مردمش و خشم از سنتهای ظالمانهی ایلیری گرفتار است و به گذشتهی خونین خودش و مادرش برمیگردد. فیرا در ولاریس، میان کارهای رسمی، کمک به انجمنهای خیریه و بازگشت به نقاشی، با هنرمندانی مثل رزینا آشنا میشود و در آستانهی طولانیترین شب سال، بهدنبال هدیه و معنایی تازه برای خانوادهی انتخابیاش میگردد.
چرا باید کتاب درباری از خار و رز (کتاب سه و نیم، درباری از یخبندان و نور ستاره) را بخوانیم؟
این کتاب تصویری نزدیک از «بعدِ قهرمانی» ارائه میدهد؛ جایی که شخصیتها دیگر در میانهی نبرد نیستند، بلکه باید با خاطرات جنگ، احساس گناه، سوگ و بازسازی زندگی کنار بیایند. تمرکز بر روابط، گفتوگوها، شهر ولاریس و جزئیات روزمره باعث شده فضای جهان درباری از خار و رز عمیقتر و ملموستر شود و خواننده پیوند عاطفی قویتری با فیرا، ریس و همراهانشان برقرار کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به دوستداران مجموعهی درباری از خار و رز پیشنهاد میشود که میخواهند فراتر از نبرد اصلی، زندگی شخصیتها را در دوران صلح و بازسازی دنبال کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهایی دربارهی پیامدهای جنگ، روابط پیچیدهی خانوادگی و رمانتیک و فضای فانتزی پرجزئیات علاقهمند هستند.
بخشی از کتاب درباری از خار و رز (کتاب سه و نیم، درباری از یخبندان و نور ستاره)
«روزگاری، با بارش اولین برف به وحشت میافتادم و بهخاطر زمستانهای بیرحم طولانیمدت ترس وجودم را احاطه میکرد. اما از آن روز زمستانی خشن طولانیمدت که به دل جنگل زدم، تقریباً دو سالی میگذرد. همان زمستان بلند سختی که از فرط ناامیدی دست به کشتن یک گرگ زدم، همانی که درنهایت مرا به اینجا کشاند؛ به این زندگی، این... سعادت. دانههای درشت برف بر چمن خشک حیاط کوچک جلویی مینشست و روی گلمیخها و قوسهای نردهٔ تزیینی پشت آنرا میپوشاند. با هر چرخش دانهٔ برف، قدرتی خشک و جوشان در اعماق وجودم برمیخاست. هرچند من بانوی بزرگ نایت کورت بودم؛ اما کسی بودم که هدیهٔ تمام دربارها شامل حالش شده بود. انگار زمستان قصد داشت بازی راه بیندازد. بالاخره افکارم را متمرکز کردم و سپر سفت مشکی محافظ ذهنم را پایین آوردم و از طریق پل روحی بین خود و ریس پیامی برایش ارسال کردم. "صبح به این زودی کجا پرواز کردی؟" محو شدن پرسشم در دل تاریکی نشانهای قطعی از عدم حضور ریس در ولاریس بود. احتمالاً در مرزهای نایت کورت هم نبود. البته چیز غیرمعمولی هم نبود _ او بهخاطر استحکام روابط با متحدان جنگیمان، تجارت کردن و زیر نظر گرفتن اهدافشان پس از فروریختن دیوار در طول این ماهها نشستهایی با آنها داشت. حتی من هم پس از اتمام کارهایم به آنها میپیوستم. بشقابم را برداشتم، چاییام را تا ته سر کشیدم و سمت آشپزخانه رفتم. بازی با برف و یخ را میتوانستم بهوقت دیگری موکول کنم.»
حجم
۲۰۰٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه
حجم
۲۰۰٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه