
کتاب جنگ تریاک (کتاب دوم، جمهوری اژدها)
معرفی کتاب جنگ تریاک (کتاب دوم، جمهوری اژدها)
کتاب جنگ تریاک (کتاب دوم، جمهوری اژدها) نوشتهی آر. اف. کوآنگ و با ترجمهی سحر کاوه ادامهی ماجراهای رین و گروه سایک پس از پایان جنگ تریاک سوم است. داستان در امپراتوری نیکان و شهرها و بندرهای ویرانشدهای میگذرد که هنوز زیر سایهی جنگ، تریاک و خیانت نفس میکشند. رین که میان خماری تریاک، صدای ققنوس و عطش انتقام از ملکه داجی گرفتار شده، همراه سایک وارد سلسلهای از ترورها، شورشها و معاملهها با دزدان دریایی میشود. انتشارات آذرباد آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جنگ تریاک (کتاب دوم، جمهوری اژدها)
کتاب جنگ تریاک (کتاب دوم، جمهوری اژدها) رمان بلندی است که خواننده را از یک فاجعهی خانوادگی در کودکی نیجا، مستقیماً به قلب آشوبهای سیاسی و نظامی امپراتوری نیکان پرتاب میکند. آر. اف. کوآنگ در این کتاب، جهان ساختهشده در جلد اول را گسترش داده است؛ از قصر آرلانگ و رودخانهی نُه قوس تا شهر بندری نیمهویران آدلاگا و شهر شناور آنخیلون که بر روی لاشهی کشتیها بنا شده است. در این فضا، تریاک همزمان هم ابزار فراموشی است و هم سلاح کنترل، و جنگ تازهای زیر پوست صلح ظاهری جریان دارد. در کتاب جنگ تریاک (کتاب دوم، جمهوری اژدها) ماجرا در چند بخش و فصل پیدرپی دنبال میشود؛ از «بخش اول» و فصلهای آغازین که با مأموریت ترور یانگ یوآن فو در آدلاگا شروع میشود تا فصلهایی که به بازگشت سایک به آنخیلون و معامله با موگ، عروس دزدان دریایی، میپردازد. کوآنگ در این کتاب، همزمان با روایت عملیاتهای سایک، به گذشتهی شخصیتها، ساختار قدرت در نیکان، نقش اتحادیه و هسپریا و شبکهی قاچاق تریاک نیز پرداخته است. کتاب جنگ تریاک (کتاب دوم، جمهوری اژدها) بیش از آنکه فقط دنبالهی نبردهای جلد اول باشد، روی پیامدهای روانی و اخلاقی جنگ تمرکز کرده است؛ خماری و اعتیاد رین، کشمکش او با ققنوس، بحران رهبری در سایک، جدایی آنگن و انکی از گروه و وفاداری تلخ باقیماندهها، همگی در دل صحنههایی پر از تعقیب، ترور، جشنهای پیروزی و شهرهای سوخته روایت شدهاند.
خلاصه داستان جنگ تریاک (کتاب دوم، جمهوری اژدها)
در جنگ تریاک (کتاب دوم، جمهوری اژدها) محور اصلی داستان، رین و گروه سایک است که پس از فرار از اسپیر و خیانت ملکه داجی، جایی برای بازگشت ندارند. آنها برای تأمین کشتی، پول و نیرو، به خدمت موگ، عروس دزدان دریایی و ملکهی تریاک آنخیلون درمیآیند و در ازای ترور سی هدف، حمایت او را میگیرند. مأموریتها آنها را به شهرهای ویرانشدهای مثل آدلاگا میکشاند؛ جایی که باید دادستان سختگیر، یانگ یوآن فو، را در میان مراسم بزرگداشت جنگی بربایند. در دل این عملیاتها، رین با خماری تریاک، هجوم خاطرات اسپیر، صدای ققنوس و عطش انتقام از داجی دستوپنجه نرم میکند. کنترلناپذیری قدرت آتش، جان آنگن را تا مرز مرگ میبرد و سایک را از هم میپاشد؛ اما با وجود جدایی برخی اعضا، بقیه برای کشتن داجی و پاسخگویی به خیانت او کنار رین میمانند.
چرا باید کتاب جنگ تریاک (کتاب دوم، جمهوری اژدها) را بخوانیم؟
جنگ تریاک (کتاب دوم، جمهوری اژدها) ترکیبی از فانتزی تیره، سیاست، جنگ و اعتیاد است که در آن نبردهای بیرونی با جنگهای درونی شخصیتها گره خورده. این کتاب تصویری پرجزئیات از امپراتوریای میدهد که زیر فشار تریاک، خیانت و مداخلهی قدرتهای خارجی در حال فروپاشی است و همزمان، سقوط و مقاومت شخصیتی مثل رین را در برابر خدایی ویرانگر دنبال میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان فانتزی تیره و حماسی، کسانی که جلد اول مجموعهی جنگ تریاک را خواندهاند، دوستداران داستانهای جنگی همراه با سیاست و توطئه و همچنین کسانی که به شخصیتهای خاکستری و درگیر اعتیاد، تروما و انتقام علاقهمندند پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب جنگ تریاک (کتاب دوم، جمهوری اژدها)
«سپیدهدم بود که کشتی پترل از میان مه و غبار دریا خود را به شهر بندری آدلاگا رساند. شهر در یورش سربازان اتحادیه طی جنگ تریاک سوم، درهمشکسته بود. بخش امنیت اسکله هنوز سرپا نشده و تقریباً بودونبودش فرقی نمیکرد. بهخصوص برای یک کشتی حمل تدارکات که پرچم ارتش را برافراشته بود. کشتی بهآرامی و بیدردسر از کنار مأموران گشت بندر گذشت و در نزدیکترین فاصله از دیوارهای شهر پهلو گرفت. رین خودش را بالا کشید، روی عرشه ایستاد و سعی کرد نسبت به عضلات دردناک و تیر کشیدن شقیقههایش بیاعتنا باشد. در اشتیاق تریاک میسوخت؛ اما نمیتوانست از آن استفاده کند. میبایست آن روز ذهنش را فعال و هوشیار نگه میداشت تا بتواند درست فکر کند. پترل با یک تکان ناگهانی به اسکله خورد و ایستاد. اعضای سایک روی عرشه جمع شده و با اضطراب و هیجان چشم به آسمان خاکستری دوخته بودند. هر ثانیه انتظار بهقدر یکعمر میگذشت. رمسا با پنجهٔ پایش کف کشتی ضرب گرفته بود. «یه ساعت شد.» چاگان گفت: «صبور باش.» باجی : «شاید آنگن فرار کرده.» رین: «فرار نکرده...گفت تا ظهر وقت میخواد.» باجی: «اصلاً ازش بعید نیست بخواد از این فرصت واسه خلاص شدن از دست ما استفاده کنه.» حق با او بود. آنگن که در حال حاضر چموش و غیرقابلپیشبینیترین عضو گروه بود، چند روزی میشد که دربارهٔ مأموریت قریبالوقوعشان ناله و شکایت میکرد. رین او را جلوتر، از طریق خشکی راهی کرده بود تا هدف موردنظر را در آدلاگا شناسایی کند؛ اما حالا آخرین دقایق وعده ملاقاتشان سپری میشد و هنوز از او خبری نبود.»
حجم
۶۴۷٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۶۹۵ صفحه
حجم
۶۴۷٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۶۹۵ صفحه