
کتاب خوشبختی در راه است
معرفی کتاب خوشبختی در راه است
کتاب خوشبختی در راه است نوشتهی آلیس مانرو با ترجمهی مهری شرفی مجموعهای از داستانهای بلند و کوتاه دربارهی زندگیهای معمولی است که زیر سطح آرامشان حادثهای تکاندهنده جریان دارد. مانرو در این مجموعه به روابط زناشویی، والدین و فرزندان، گناه، فقدان و امکان ادامهدادن زندگی پس از فاجعه پرداخته است. شخصیتها اغلب زنانی هستند که در شهرها و روستاهای کوچک زندگی میکنند و در میانهی کار روزمره، سفر با اتوبوس، مهمانی خانوادگی یا یک تصادف جادهای با لحظهای تعیینکننده روبهرو میشوند. ترجمهی فارسی این اثر را مهری شرفی انجام داده و گروه انتشاراتی ققنوس آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خوشبختی در راه است
کتاب خوشبختی در راه است مجموعهای از چند داستان است که آلیس مانرو در آنها به زندگی شخصیتهایی میپردازد که در ظاهر عادی و کمحاشیهاند اما در گذشته یا حالشان زخمی عمیق وجود دارد. در داستانی که با دُری و لوید آغاز میشود، خواننده با زنی روبهرو میشود که سه فرزندش را در قتلعامی خانوادگی از دست داده و حالا در شهری دیگر، با نام خانوادگی تازه و شغلی ساده در یک متل، سعی میکند تعادلی نسبی پیدا کند. کتاب خوشبختی در راه است در فصلها و داستانهای جداگانه، موقعیتهای مشابهی را در شکلهای متفاوت دنبال میکند؛ از سفر طولانی دُری با سه اتوبوس برای دیدن شوهرش در آسایشگاه روانی تا زندگی جویس، معلم موسیقی، که شوهرش او را برای شاگرد نجارش ترک کرده و سالها بعد در مهمانی خانوادگی دیگری ظاهر میشود. در هر داستان کتاب خوشبختی در راه است، مانرو با جزئیات دقیق کار روزمره، گفتوگوهای معمولی و اشیای سادهای مثل قوطی اسپاگتی، درِ پاسیو یا یک تاب قدیمی، لایههای پنهان روابط انسانی را آشکار کرده است. ساختار کتاب بر پایهی داستانهای مستقل است که از دل آنها گذشتهی شخصیتها بهتدریج روشن میشود و خواننده کمکم میفهمد هر کدام چه چیزی را از دست دادهاند و چگونه با آن کنار آمدهاند یا نتوانستهاند کنار بیایند.
خلاصه داستان خوشبختی در راه است
در خوشبختی در راه است محور اصلی، مواجههی آدمها با فاجعه و امکان ادامهدادن زندگی است. در داستان دُری، زنی که شوهرش لوید سه فرزندشان را کشته، پس از دورهای بستری و درمان، در شهری تازه بهعنوان نظافتچی متل کار میکند و زیر نظر خانم سندز، مددکار اجتماعی، آرامآرام به تعادلی شکننده میرسد. او چند بار با اتوبوس راهی آسایشگاه میشود تا لوید را ببیند؛ مردی که حالا «از لحاظ کیفری دیوانه» شناخته شده و در نامههای طولانیاش از شناخت شرارت خود، آرامش، و ادعای دیدن بچهها در «گسترهای دیگر» مینویسد. در داستانهای دیگر، مانند روایت جویس و جان، خیانت، جدایی، شروعهای تازه و مهمانیهای شلوغ خانوادگی، صحنههایی میسازند که در آنها گذشتهی دردناک و اکنونِ پرهیاهو در هم تنیده میشود.
چرا باید کتاب خوشبختی در راه است را بخوانیم؟
خواندن خوشبختی در راه است فرصتی است برای دیدن این که خشونت، خیانت یا فقدان چگونه در جزئیات روزمره رسوب میکند و در عین حال امکان نوعی ادامهدادن را بهجا میگذارد. مانرو در این کتاب نشان داده است که تصمیمهای ظاهراً کوچک، مثل سوار شدن به یک اتوبوس یا بازکردن یک نامه، چگونه میتواند معنای زندگی شخصیتها را عوض کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خوشبختی در راه است به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهایی دربارهی روابط خانوادگی، زخمهای عاطفی، و زندگی در شهرها و روستاهای کوچک علاقهمندند. همچنین برای خوانندگانی مناسب است که دوست دارند از خلال جزئیات روزمره، به لایههای عمیقتری از روان و انتخابهای انسان دست پیدا کنند.
بخشی از کتاب خوشبختی در راه است
«سومین باری بود که به این سفر میرفت. دو بارِ اول مرد حاضر نشده بود ببیندش. اگر این بار هم همان کار را میکرد، زن دیگر دست از تلاش برمیداشت. حتی اگر هم حاضر میشد ببیندش، ممکن بود زن تا مدتی دیگر سراغش نرود. خیال نداشت بیقراری کند. در حقیقت واقعا نمیدانست میخواهد چه کار کند. در اتوبوس ِ اول خیلی پریشان نبود. فقط نشسته بود و مناظر را نگاه میکرد. دُری کنار دریا بزرگ شده بود، یعنی جایی که بهار هم داشتند، ولی در اینجا زمستان بلافاصله به تابستان منتهی میشد. یک ماه پیش برف باریده بود و حالا هوا آنقدر گرم بود که میشد لباس بیآستین پوشید. در قسمتهایی از مزارع، آب میدرخشید و آفتاب از میان شاخههای برهنه میتابید. در اتوبوس ِ دوم کمکم احساس ترس کرد و ناخواسته سعی میکرد حدس بزند کدام یک از زنان دور و برش ممکن است به همان جایی بروند که او داشت میرفت. زنانی تنها که غالبا در لباس پوشیدن خود دقت به خرج داده بودند، شاید میخواستند چنین به نظر آید که به کلیسا میروند... در اتوبوس ِ سوم جایی کنار پنجره گیرش آمد و سعی کرد با خواندن علائم تبلیغاتی و نام خیابانها خودش را آرام کند. راه خاصی برای مشغول کردن ذهنش پیدا کرده بود: حروف هر کلمهای را که به چشمش میخورد، بر میداشت و سعی میکرد ببیند با این حروف چند کلمه جدید میتواند بسازد. مثلاً از کلمه «مسافر» کلمات «سفر»، «مار»، «اسف»، «رام»، «رف»، «امر» و «فِر» در میآید...»
حجم
۲۷۹٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه
حجم
۲۷۹٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه