«باغ ملی» نوشته کورش اسدی (۱۳۹۶-۱۳۴۳)، مجموعهای از ۸ داستان کوتاه برجسته داستاننویسی معاصر است. این کتاب توانسته در چهارمین دوره جایزه ادبی هوشنگ گلشیری، برنده بهترین مجموعه داستان شده است. فضاسازی داستانی و توجه به دغدغههای اجتماعی از ویژگیهای متمایزکننده داستانهای این کتاب به شمار میرود.
در بخشی از داستان «سان شاین» از این مجموعه میخوانیم:
گفتم بگیرم؟ گفت اصل را ول کردهای چسبیدهای به عکس، عکسبرداری ممنوع. گفتم آماده! سه... دو... پشت کرد به دوربین. گفتم تو اصلاً جنست خردهشیشه دارد. گفت حالا که اینجور شد، پس خوب نگاه کن. چرخید و بوی کاج و شمیزیهی زرشکیش و چی و چی پخش شدند توی هوا. نشست و به حالت تسلیم گفت اگر راست میگویی، حالا بگیر. بهعلاوهی دوربین درست روی ابروی چپش بود. دستش تندی رفت طرف پیشانی. هِدبندش را پایین کشیده نکشیده گرفتم.
پس اگر تمام عکس را میدیدی چه میگفتی؟ تنش را گشتیها بردند. ولی من نمیخواستم از تنش بگیرم. دستم لرزید. چی قشنگ است؟ سیم خاردار و تابلو عکسبرداری ممنوع چه قشنگیای دارد؟ حالا باران را بگویی یک چیزی. ولی آن سربازی که دارد روی برجک مدام کبریت روشن میکند بیشتر مالیخولیایی است تا قشنگ. گفت مالیخولیایی و همان شد که شد. همانی که نباید میشد. رفت. رفت و من پای پنجره منگ مانده بودم خیرهی پارچهی رنگی روبهروم ــ آن طرفِ خیابان. بانگ دنگ و ددنگی آمد و آسمان روشن شد و به خودم که آمدم دیدم غروب است و باران است و جشن است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب باغ ملی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
گاهی وقت ها فکر میکردم نویسنده آن قدر خودش را دست بالا گرفته که انتظار دارد خواننده وقتش را برای حدس زدن ابهامات بی شمار و نمادهای نه چندان پرداخته شده و حلقه های مفقود پرشمار تلف کند و به...بیشتر
۱
farnoosh
۱۳۹۷/۰۳/۰۸
داستان سان شاین عالی بود عالی
۰
مانا
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۱
جزء برترین داستان کوتاه های ایران
۰
کاربر ۲۶۰۳۵۶۷
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۸
سراسر ابهام، هذیان گویی ، جملات بی ربط به هم. یا شاید خیلی سطح بالاست و من سر در نیاوردم.
۰
مناریا
۱۴۰۵/۰۲/۲۰
کوچه ابرهای گمشده رو خوندم و لذت بردم. این مجموعه رو به همین دلیل انتخاب کردم. به نظرم نویسنده در نوشتن داستان های بلند موفقتر بوده.
بدترین کار توی دنیا این است که هر چیز را تا خود یای خداحافظی کش بدهی.
hediii
۲
ماه هم انگار چیزیش شده بود و بیرون نمیاومد.
باغ زود خالی شد. اما فردا، فرداش همه جا پیچید که تموم اونها که شب از دست مهتاب لیوان پر کرده بودن مُردن. حتی خود مهتاب. همه از سَم مرده بودن. بعد از همون شب بود که درِ اینجا رو تخته کردن و دیگه هیچکی این طرفها پیداش نشد. یک شبه همهچی دود شد و رفت هوا.»
aida
۲
دل که گرفته بود، گریهام گرفت. چرا؟ خُب آدم گاهی بیخود گریهاش میگیرد. دست خودم که نبود. انگار به شما بگویم عاشق شدهام و شما نه بردارید و نه بگذارید و بپرسید چرا.
aida
۱
بدترین کار توی دنیا این است که هر چیز را تا خود یای خداحافظی کش بدهی
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
گاهی وقت ها فکر میکردم نویسنده آن قدر خودش را دست بالا گرفته که انتظار دارد خواننده وقتش را برای حدس زدن ابهامات بی شمار و نمادهای نه چندان پرداخته شده و حلقه های مفقود پرشمار تلف کند و به...بیشتر
داستان سان شاین عالی بود عالی
جزء برترین داستان کوتاه های ایران
سراسر ابهام، هذیان گویی ، جملات بی ربط به هم. یا شاید خیلی سطح بالاست و من سر در نیاوردم.
کوچه ابرهای گمشده رو خوندم و لذت بردم. این مجموعه رو به همین دلیل انتخاب کردم. به نظرم نویسنده در نوشتن داستان های بلند موفقتر بوده.