«خداحافظی طولانی» رمانی از ریموند چندلر (۱۹۵۹-۱۸۸۸)، نویسنده آمریکایی است. این رمان که چندلر از آن به عنوان بهترین اثرش یاد میکرده است، پیرامون کارگاه خصوصی به نام فیلیپ مارلو است. این رمان که جایزه ادگار آلنپو را نیز از آن خود کرد اثری جذاب در حوزه آثار جنایی است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
دفعه اولی که چشمم به تری لنوکس افتاد، توی یه ماشینِ رولزرویسِ نقرهای رنگ بیرون تراس رستوران دَنسِرز مست بود. مسؤل پارکینگ ماشین را آورده بود و همونطور دَرو واز نگهداشته بود، چون پای چپ تری لنوکس هنوز بیرون ماشین آویزون بود. انگار یادش رفته بود که اصلا پای چپی هم داره. چهرهاش جوون به نظر میاومد، ولی موهاش سفید استخونی بود. از چشمهاش پیدا بود که پاتیله، ولی از اون که میگذشتی قیافهاش مثل هر کس دیگهای بود که تو جایی که فقط واسه سرکیسه کردن ساخته شده، پول زیادی خرج کرده بود.
یه دختر کنارش بود. موهاش رنگ قرمز تیره دوست داشتنیای داشت، رو لبهاش لبخند دوری بود و رو شونههاش یه پالتو پوست خز آبی بود که تقریبآ باعث میشد اون رولزرویس مثل هر ماشین دیگهای به نظر بیاد. اما نه. هیچی نمیتونه با رولزرویس این کار رو بکنه.
مسؤل پارکینگ یکی از همون نیمچه خشنهای معمولی بود که یه کت سفید تنش بود و اسم رستوران با نخ قرمز جلوش گلدوزی شده بود. دیگه داشت خسته میشد.
صداش یه کم تند بود. «ببین، آقا. خیلی ناراحت میشی اگه پاتو بکشی تو ماشین تا من بتونم این در را همچین ببندمش؟ یا میخوای کاملا وازش کنم تا بتونی بیفتی بیرون؟»
دختره یه نگاهی بهش کرد که باید اقلا ده سانت از پشت شونهاش میزد بیرون. اما زیاد ناراحتش نکرد. با دیدن کسانی که تو رستوران دنسرز رفت و آمد میکنن، تصور آدم در مورد اینکه پول فراوون چی به روز شخصیت آدم میآره، به هم میریزه.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب خداحافظی طولانی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
یکی از بهترین کارهای ریموند چندلره. مطالعه این رمان یه جشن کوچک شخصی به زندگی آدم اضافه میکنه. به حال اونهایی که هنوز نخوندنش غبطه میخورم!
و البته یه تاسف برای ویرایش این کتاب؛ واقعا از ناشر حرفهای و محترم این...بیشتر
۱
میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۳۹۷/۰۳/۲۰
تا فصل هفت:
داستان کارآگاهی که بر اثر کنجکاوی با مردی دوست میشه که مشکلاتی در زندگیش داره. این مرد متهم به قتل زنش میشه و کارآگاه ما هم مظنون به همکاری با قاتل...
لحن کتاب و نویسنده عامیانه بود که برای...بیشتر
۱
rain_88
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۸
بی نظیر بود یه رمان جنایی فوقالعاده، با قلم روان ، ترجمه خوب ، کارکترسازی های درجه یک و داستان پرکشش تا سطر آخر ،
۰
Dentist
۱۳۹۷/۰۱/۰۷
یه داستان جنایی و کاراگاهی با پیچیدگی های نسبتا خوب که البته گاهی دچار یکنواختی میشه..
۰
marie
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۰۱/۲۵
کتاب شسته رفته ای بود،کشش، هیجان و اتفاقاتش سینوسی بود که یه جاهایی یکنواختیش زیاد بود و کسل کننده میشد ،چند جا پشیمون شدم از خوندنش که این همه تعریف که ازش میشد پس کو،شخصیت پردازیش خوب بود و روایتش...بیشتر
۰
کاربر ۳۵۲۰۲۷۵
توصیه نمیکنم.
۱۴۰۱/۰۳/۱۴
ترجمه ی کتاب فاجعست تکلیف مترجم خودش روشن نیست که میخواهد کتاب را به زبان محاوره ترجمه کنید یا به ادبی. البته فقط از بابت ترجمه عرض کردم وگرنه داستان و ریموند چندلر احتیاجی به تایید من ندارند
۰
leili
۱۳۹۷/۰۸/۰۹
حیف این داستان به این خوبی که پر از غلط و اشتباهات ویراستاری است ، یعنی زحمت یک ترجمه شسته رفته و ویراستاری خوب هم نکشیدن ،
۱
saeed
۱۳۹۷/۰۱/۱۹
کتاب بسیار خوبی بود.پیچیدگیهای رمانهای جنایی و پلیسی را به خوبی رعایت کرده بود
البته فکر کنم تا حدودی چاشنی سانسور هم داشت
حتما بخونید.
اکثر آدمها یه عمر نصف انرژی خودشون را صرف حفظ آبرو و تشخصی میکنن که هیچوقت نداشتهاند
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۶
هیچ تلهای به اندازه تلهای که خودت واسه خودت گذاشتی مرگبار نیست.
rain_88
۵
«خداحافظ، لیندا. امیدوارم چیزی را که میخوای پیدا کنی.»
بالحن سردی گفت: «خداحافظ. من همیشه چیزی را که میخوام پیدا میکنم. ولی وقتی پیداش میکنم، دیگه نمیخوامش.»
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۵
قانون عدالت نیست. یک مکانیزم بسیار ناقص است.
rain_88
۳
هیچ تلهای به اندازه تلهای که خودت واسه خودت گذاشتی مرگبار نیست.
rain_88
۳
به این فکر کردم که یه پلیس درستکار با یه وجدان ناراحت همیشه رفتارش خشن میشه. همینطور رفتار یه پلیس فاسد. همینطور رفتار تقریبآ هر کس دیگه، حتی خودم.
rain_88
۳
آدمهای متوسط خسته و ترسیدهاند و کسی که خسته و ترسیده است وسعش نمیرسه که آرمانی داشته باشه. اونها باید برای خانوادهشون غذا بخرند. ما توی دوران خودمون شاهد سقوط اعجاب آور اخلاقیات عمومی و خصوصی بودهایم. از آدمهایی که توی زندگیشون کیفیتی نیست نمیشه توقع کیفیت داشت.
rain_88
۱
یه قاتل، وقتی میفهمی که قاتله همیشه غیرواقعی میشه. بعضیها بخاطر تنفر یا ترس یا طمع آدم میکشن. قاتلهای زیرکی هستن که نقشه میکشن و توقع دارن که قِصِر در برن. قاتلهای عصبانیای هستن که اصلا فکر نمیکنن. یه قاتلهایی هم هستن که عاشق مرگن و قتل واسهشون یه جور خودکشی از راه دوره. به نوعی همهشون دیوونهان
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۱
یه مرده بهترین کسیه که میتونی گناه را به گردنش بندازی. مردهها هیچوقت جواب نمیدن.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
یکی از بهترین کارهای ریموند چندلره. مطالعه این رمان یه جشن کوچک شخصی به زندگی آدم اضافه میکنه. به حال اونهایی که هنوز نخوندنش غبطه میخورم! و البته یه تاسف برای ویرایش این کتاب؛ واقعا از ناشر حرفهای و محترم این...بیشتر
تا فصل هفت: داستان کارآگاهی که بر اثر کنجکاوی با مردی دوست میشه که مشکلاتی در زندگیش داره. این مرد متهم به قتل زنش میشه و کارآگاه ما هم مظنون به همکاری با قاتل... لحن کتاب و نویسنده عامیانه بود که برای...بیشتر
بی نظیر بود یه رمان جنایی فوقالعاده، با قلم روان ، ترجمه خوب ، کارکترسازی های درجه یک و داستان پرکشش تا سطر آخر ،
یه داستان جنایی و کاراگاهی با پیچیدگی های نسبتا خوب که البته گاهی دچار یکنواختی میشه..
کتاب شسته رفته ای بود،کشش، هیجان و اتفاقاتش سینوسی بود که یه جاهایی یکنواختیش زیاد بود و کسل کننده میشد ،چند جا پشیمون شدم از خوندنش که این همه تعریف که ازش میشد پس کو،شخصیت پردازیش خوب بود و روایتش...بیشتر
ترجمه ی کتاب فاجعست تکلیف مترجم خودش روشن نیست که میخواهد کتاب را به زبان محاوره ترجمه کنید یا به ادبی. البته فقط از بابت ترجمه عرض کردم وگرنه داستان و ریموند چندلر احتیاجی به تایید من ندارند
حیف این داستان به این خوبی که پر از غلط و اشتباهات ویراستاری است ، یعنی زحمت یک ترجمه شسته رفته و ویراستاری خوب هم نکشیدن ،
کتاب بسیار خوبی بود.پیچیدگیهای رمانهای جنایی و پلیسی را به خوبی رعایت کرده بود البته فکر کنم تا حدودی چاشنی سانسور هم داشت حتما بخونید.