
کتاب کتاب دوست من
معرفی کتاب کتاب دوست من
کتاب دوست من نوشتهی آناتول فرانس با ترجمهی مصطفی سادات شریفی روایتی صمیمی از کودکی و نوجوانی نویسنده در پاریس است که نشر خانه فرهنگ و هنر مان آن را منتشر کرده است. آن کتاب در قالب مجموعهای از فصلها و روایتهای بههمپیوسته، خاطرات راوی را از سالهای نخست زندگی در خانهی یک کتابفروش، میان قفسههای کتاب، اشیای عجیب، آدمهای بهیادماندنی و کشفهای کودکانه بازسازی کرده است. متن با دیباچهای آغاز میشود که در آن راوی در میانهی عمر، کنار آتشی رو به خاموشی، تصمیم میگیرد خاطرات کودکی خود را برای «سه عزیز» بنویسد و از همانجا خواننده وارد جهان ذهنی پسربچهای میشود که همزمان هم تماشاگر و هم بازیگر زندگی خویش است. در فصلهایی مانند فتوحات اولیه، خانم سفیدپوش، این گل سرخ را به تو میدهم، بچههای ادوارد، خوشه انگور و مارسل چشم طلایی، تصویرهایی از خانهی پدری، همسایهها، دوستان، ترسها، رؤیاها و نخستین مواجهههای راوی با عشق، مرگ، فقر، بیعدالتی و لذت دانستن شکل گرفته است. ترجمهی فارسی کوشیده است حالوهوای نثر فرانس را در قالبی امروزی و خواندنی بازآفرینی کند و با ویرایش و فصلبندی تازه، متن قدیمی را برای مخاطب امروز قابلپیگیریتر سازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کتاب دوست من
کتاب دوست من اثری از آناتول فرانس است که در آن نویسنده در میانهی عمر، به گذشته بازمیگردد و از دل خاطرات کودکی خود در پاریس، روایتی پیوسته از رشد ذهنی و عاطفی یک کودک میسازد. کتاب دوست من با دیباچهای آغاز میشود که راوی در آن، رسیدن به «میان شاهراه زندگی» را با دانته مقایسه کرده و از قدرت حافظه و احضار گذشته سخن گفته است. سپس فصل اول با عنوان فتوحات اولیه، خواننده را به اتاقی در یک هتل/خانهی قدیمی میبرد؛ جایی که تخت کوچک راوی در گالری قرار دارد، پردهها و سایهها او را میترسانند و موجودات عجیب با بینیهای شبیه منقار لکلک و پاهای خروسی در امتداد دیوار رژه میروند. در همین فصل، تصویرهایی از نخستین مواجهههای کودک با نقاشیها، مجسمهها، همسایهها و ترسهای شبانه شکل میگیرد و کمکم فضای خانهی پدری، شغل پدر، و رابطهی عاطفی عمیق با مادر ترسیم میشود. در ادامهی کتاب دوست من، هر فصل بر محور یک خاطره، یک چهره یا یک کشف عاطفی و فکری بنا شده است. در فصل خانم سفیدپوش، راوی از دو همسایهی زن، یکی سیاهپوش و دیگری سفیدپوش، میگوید؛ از نان قندی، مجسمههای چینی، فرش قالی و کاناپهای که برای او به کشتی و اسب و درشکه تبدیل میشود و نیز از ورود مردی به نام آرنولد که رابطهای پنهان و پرتنش را به سطح میآورد. فصل این گل سرخ را به تو میدهم، سالن کوچکی را نشان میدهد که در آن، میان ابزارهای تاریخ طبیعی پدر، گلهای کاغذی روی دیوارها میشکفند و مادر با سوزنی روی یکی از گلها صلیب میکشد و آن را به پسر هدیه میدهد. در فصل بچههای ادوارد، قصهی تاریخی شاهزادگان زندانی در برج لندن با تجربهی شخصی راوی گره میخورد و ترس کودکانه از «برج» در دیدار با دوست خانوادگی، روبن، بروز میکند. خوشه انگور، به رابطهی راوی با پسربچهای فقیر به نام آلفونس میپردازد و از خلال یک خوشهی انگور آویزان از پنجره، مسئلهی فقر، ترحم، غرور و «بخشش از مال خود» را پیش میکشد. در فصل مارسل چشم طلایی، چهرهی مادرتعمیدی/پریِ راوی، گذشتهی او، پدر دریانوردش و شیوهی دوستداشتن افراطی و پرشور مارسل روایت شده است. کتاب در مجموع از چندین فصل و خردهروایت تشکیل شده که هرکدام بخشی از پازل شکلگیری شخصیت و نگاه نویسنده را کامل میکند.
خلاصه داستان کتاب دوست من
کتاب دوست من بر محور تصمیم راوی در میانهی عمر برای نوشتن خاطرات کودکیاش بنا شده است. او در دیباچه، کنار آتشی رو به خاموشی، از قدرت حافظه و احضار گذشته میگوید و اعلام میکند که این نوشتهها را برای سه عزیز مینویسد. سپس به سالهای نخست زندگی بازمیگردد؛ زمانی که در خانهی پدری، در یک هتل/خانهی قدیمی، در اتاقی با کاغذدیواری سبز گلدار و تصویری از پل و ویرژینی، بزرگ میشود. تخت کوچک او شبها از گالری به وسط اتاق میآید، پردهها و سایهها او را میترسانند و در تاریکی، موجودات عجیبالخلقهای با یک چشم در وسط گونه، بینیهای منقاری و پاهای خروسی در امتداد دیوار رژه میروند؛ موجوداتی که هرگز به تخت نزدیک نمیشوند و صبح، با حضور مادر و نور آفتاب، ناپدید میشوند. در فصلهای بعد، راوی از همسایهها و چهرههایی میگوید که در ذهنش ماندگار شدهاند. دو زن همسایه، یکی سیاهپوش و دیگری سفیدپوش، در اتاقی با مجسمههای چینی، فرش گلدار و کاناپهای نرم زندگی میکنند. کودک برای نان قندی نزد آنها میرود، با مجسمههای «سر تکانده» چینی خیال سفر به چین میبافد و در عین حال، شاهد ورود مردی به نام آرنولد و گفتوگوهای پنهانی او با خانم سفیدپوش میشود؛ گفتوگوهایی که یکبار با زانو زدن مرد و اشکهای زن و دروغی دربارهی «فقط یک ثانیه توقف» به پایان میرسد. سالها بعد، در مجلسی رسمی، راوی دوباره خانم سفیدپوش را میبیند که اکنون خود «خانم سیاهپوش» شده و در کنار سفیر چین و مردی سالخورده با شقیقههای سفید به نام آرنولد ظاهر میشود. در بخش دیگری از کتاب، فضای خانهی پدری با کلکسیون تاریخ طبیعی پدر، جمجمهها، حیوانات خشکشده، قایقها و نهنگهای پوشالی توصیف میشود و در میان این همه اشیای عجیب، سالن کوچکی هست که مادر در آن کار میکند و روی دیوارش گلهای کاغذی چسبانده شده است. مادر یکی از گلها را با سوزن علامت میزند و آن را به پسر هدیه میدهد؛ هدیهای که برای کودک از هر چیز دیگری عزیزتر است. در فصل بچههای ادوارد، قصهی شاهزادگان زندانی در برج لندن که مادر با زبانی ساده و تصویری برای پسر تعریف کرده، با تجربهی واقعی او در دیدار با دوست خانوادگی، روبن، در یک خانهی قدیمی گره میخورد؛ جایی که پلههای سنگی، سگ پارسکنان و شبکلاه یونانی روبن، در ذهن کودک با «برج» و خطر قتل بچهها یکی میشود و او را به گریه و مقاومت در برابر بالا رفتن از پلهها میکشاند. در فصل خوشه انگور، راوی از آلفونس، پسربچهی فقیر و «مطرود» حیاط اصطبل میگوید؛ کودکی با موهای زرد درهم، لباسهای کهنه و صورت کثیف که میان آشپزها، میرآخورها و جویهای آب میچرخد. راوی از پشت پنجره، زندگی آزاد و خشن او را تماشا میکند و همزمان، زیر فشار تربیت و درس و نظم خانهی خود است. جملهی مادر که «این گناه او نیست، بدبختی اوست» نگاه راوی را نسبت به آلفونس عوض میکند و او را به فکر ترحم و بخشش میاندازد. پس از تردید میان بوسه، اسب مکانیکی و دستهگل، سرانجام یک خوشهی انگور فونتنبلو را با نخ از پنجره برای آلفونس پایین میفرستد. آلفونس خوشه را میگیرد، زبانش را بیرون میآورد و پشتش را به راوی میکند و میرود؛ رفتاری که ابتدا کودک را میرنجاند اما بعد با این فکر آرام میشود که «خوب شد گل یا بوسه نفرستادم». گفتوگوی بعدی با مادر، مفهوم «بخشش از مال خود» و هنر درست بخشیدن را پیش میکشد. در فصل مارسل چشم طلایی، راوی از مادرتعمیدی خود میگوید؛ زنی که در خیال او یک پری است و وقتی برای نخستینبار وارد خانه میشود، دقیقاً همان چهرهی رؤیایی را دارد: چشمان طلایی، لبخند روشن، صدایی شفاف و حرکتی نرم. او برای کودک اسبابهای ورزشی میآورد؛ طناب، میله، هالتر و وزنه، و طرز استفاده از آنها را نشان میدهد، از دریا، کشتیها، دکلها و طوطیها حرف میزند و وعدهی کشتیای با توپها و راهپلهها میدهد؛ کشتیای که هرگز بهصورت واقعی نمیرسد اما در ذهن راوی به شبحی ماندگار روی دریایی مهآلود تبدیل میشود. سپس گذشتهی مارسل روایت میشود: دختری که در دیر، عاشقانه و افراطی به دوست پانسیونری خود دل بسته، نامههای طولانی مینویسد، حسادت میکند و وقتی آن زن از او خسته میشود، در اندوهی عمیق فرو میرود. پدر دریانورد مارسل، مردی صرفهجو و خیالپرداز است که میان خدمت در دریا، قمار در ایالت باد و پرورش آناناس در بری سرگردان است. رابطهی مارسل و مادر راوی، دوستیای است پرحرارت و در عین حال شکننده که با نامزدی مادر با طبیب جوان و ازدواج او، به پایان میرسد. در تمام این فصلها، کتاب بهجای روایت خطی صرف، از دل جزئیات روزمره، اشیا، آدمها و گفتوگوها، شکلگیری حساسیت اخلاقی و عاطفی راوی را دنبال کرده است.
چرا باید کتاب کتاب دوست من را بخوانیم؟
کتاب دوست من تصویری نزدیک و جزئینگر از رشد یک ذهن کودک در دل شهری بزرگ و خانهای پُر از کتاب و اشیای عجیب ارائه کرده است. آن کتاب نشان میدهد چگونه یک پسربچه از خلال ترسهای شبانه، بازی با مجسمهها، شنیدن قصهی بچههای ادوارد، دیدن فقر آلفونس، دریافت یک گل کاغذی از مادر و یک خوشهی انگور از گنجه، کمکم به پرسشهایی دربارهی عدالت، فقر، دوستی، عشق، دروغ، بخشش و گذر زمان میرسد. خواندن این روایتها فرصتی است برای دیدن جهان از زاویهی نگاه کودکی که هم ساده است و هم بهطرزی غافلگیرکننده دقیق و تحلیلی. کتاب دوست من همچنین برای کسانی که به رابطهی میان خاطره و هویت علاقهمند هستند، نمونهای روشن از این است که چگونه چند تصویر پراکنده از اتاقی قدیمی، حیاطی سنگفرش، سالن زردرنگ روبن، یا چشمان طلایی مارسل میتواند سالها بعد، در میانهی عمر، به نقطهی عزیمت تأمل دربارهی زندگی تبدیل شود. متن، همزمان که از جزئیات مادی و ملموس (اسباببازیها، لباسها، ساعت دیواری متحرک، نان قندی، انگور فونتنبلو) سخن گفته، لایههای عاطفی و فکری پشت آنها را نیز آشکار کرده است. این ترکیب، کتاب را برای خوانندگانی که به توصیف دقیق فضا و شخصیت و نیز به تأملات آرام و درونی علاقه دارند، جذاب میکند. از سوی دیگر، آن کتاب برای کسانی که به تاریخ فرهنگی و ادبی علاقه دارند، نمونهای است از بازچاپ و بازخوانی متنی که پیشتر در قالب مجموعهی «صد کتاب از صد نویسنده بزرگ دنیا» منتشر شده و اکنون با ویرایش و فصلبندی تازه در دسترس قرار گرفته است. یادداشت ناشر در ابتدای کتاب، فرایند احیای این ترجمهی قدیمی، اصلاح ابهامها و افزودن فصلبندی را توضیح داده و جایگاه آن را در تاریخ ترجمه در ایران نشان داده است. به این ترتیب، خواندن کتاب دوست من هم تجربهی همراهی با خاطرات یک کودک در پاریس است و هم مواجهه با متنی که خود در تاریخ نشر و ترجمهی فارسی، سرگذشتی طولانی و پرپیچوخم داشته است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به کسانی پیشنهاد میشود کتاب دوست من را بخوانند که به خاطرهنویسی، روایتهای اولشخص و بازگشت به کودکی علاقه دارند. به خوانندگانی پیشنهاد میشود که از توصیفهای دقیق فضا، اشیا و روابط خانوادگی لذت میبرند و دنبال متنی هستند که از دل جزئیات روزمره، به پرسشهای اخلاقی و عاطفی برسد. به پژوهشگران و علاقهمندان ادبیات فرانسه و تاریخ ترجمه در ایران نیز پیشنهاد میشود که برای شناخت بهتر سیر ترجمهی آثار آناتول فرانس و بازچاپ متون قدیمی، آن کتاب را در کنار یادداشت ناشر مطالعه کنند.
حجم
۹۷۱٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۸۸ صفحه
حجم
۹۷۱٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۸۸ صفحه