
کتاب همسران هنرمندان
معرفی کتاب همسران هنرمندان
کتاب همسران هنرمندان نوشتهی آلفونس دوده با ترجمهی حسن هنرمندی مجموعهای از چند داستان دربارهی زندگی خانوادگی هنرمندان است که نشر خانهی فرهنگ و هنر مان آن را منتشر کرده است. دوده در این اثر، ازدواج، عشق، حسادت، جاهطلبی و فرسودگی را در خانهی شاعران، نقاشان، مجسمهسازان و آوازهخوانان دنبال کرده و نشان داده است رابطهی زناشویی برای هنرمند میتواند هم پناه باشد هم تهدید. مترجم در مقدمه، از سرگذشت خود، سرنوشت این ترجمه و دشواریهای برگردان فضای فرهنگی فرانسه به فارسی گفته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب همسران هنرمندان
کتاب همسران هنرمندان با یک سرآغاز گفتوگومحور آغاز میشود؛ شبی شاعر و نقاشی در کارگاه نقاش، میان گرمای خانه و حضور همسر و کودک، دربارهی این سؤال قدیمی بحث میکنند که آیا هنرمند باید ازدواج کند یا نه. نقاش، در عین خوشبختی خانوادگی، از «خطر کاشتن و از دست دادن هنر» میگوید و نمونههایی از زندگی هنرمندان اطراف خود را پیش چشم دوستش میگذارد. در پایان این گفتوگو، کتابی خطی به شاعر سپرده میشود که همان داستانهای بعدی کتاب است. کتاب همسران هنرمندان نوشتهی آلفونس دوده در ادامه، مجموعهای از روایتها را پیش میکشد که هرکدام بر محور یک هنرمند و همسر او شکل گرفته است؛ از شاعر جوانی مثل هرتبیز که زیر فشار همسر جاهطلب و ناآگاه فرسوده میشود تا زن گلکارِ مرفهی که رؤیای همسری شاعر دارد و با شنیدن شعری به نام «آئین عشق» زندگی آرام خود را رها میکند. در داستانی دیگر، شاعر فرانسوی با دختر ماهیگیر رومی ازدواج میکند و سالها در آپارتمانی کوچک در مونمارتر با زنی میزید که زیباییاش با نادانی و خشونت آمیخته است. در بخشهای بعدی کتاب همسران هنرمندان، دوده به سراغ زوجهای آوازهخوان اپرا و موسیقیدانانی میرود که روی صحنه عاشق میشوند اما زیر نور چراغها و در سایهی شهرت، حسادت و رقابت، زندگیشان را میفرساید. مقدمهی مفصل حسن هنرمندی دربارهی سرگذشت خود، تاریخ ترجمه، حذف یک داستان («کنتس ایرما») و دشواریهای برگردان اصطلاحات و اسامی فرانسوی به فارسی، لایهای توضیحی و انتقادی به آن کتاب افزوده است.
خلاصه داستان همسران هنرمندان
کتاب همسران هنرمندان مجموعهای از داستانهاست که در آن آلفونس دوده، زندگی خانوادگی هنرمندان را از زاویهی رابطهی آنها با همسرانشان میکاود. در هر داستان، هنرمندی از طبقه و رشتهای متفاوت دیده میشود: شاعری که با فروشندهای شیفتهی زرقوبرق ازدواج کرده و زیر قضاوتهای سطحی او خرد میشود؛ زنی که از باغ آرام شوهر گلکارش میگریزد تا در کنار شاعری بیمار و خودشیفته معنای «آئین عشق» را تجربه کند؛ شاعر فرانسوی که دختر ماهیگیر رومی را به پاریس میآورد و با واقعیت خشن و ناآگاه او روبهرو میشود؛ و زوج آوازهخوانی که شهرت نابرابر، عشقشان را به میدان رقابت بدل میکند. دوده در این روایتها نشان میدهد ازدواج برای هنرمند میتواند هم الهامبخش باشد هم ویرانگر و هیچ نسخهی واحدی برای خوشبختی وجود ندارد.
چرا باید کتاب همسران هنرمندان را بخوانیم؟
کتاب همسران هنرمندان تصویری نزدیک و گاه بیرحم از برخورد عشق، ازدواج و کار هنری ارائه کرده است. خواننده در خلال داستانها با شکلهای مختلف سوءتفاهم، فداکاری، خودخواهی و وابستگی در زندگی هنرمندان روبهرو میشود و میتواند نسبت به رابطهی میان خلاقیت، تنهایی و خانواده نگاه دقیقتری پیدا کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب همسران هنرمندان به علاقهمندان ادبیات فرانسوی، دوستداران زندگی و حاشیههای هنرمندان، دانشجویان ادبیات و هنر و کسانی پیشنهاد میشود که به موضوع ازدواج، عشق و تأثیر آن بر کار خلاقه حساسیت و کنجکاوی دارند.
بخشی از کتاب همسران هنرمندان
«شبی دو دوست _ یک شاعر و یک نقاش _ پس از شام، سیگار بر لب، روی نیمکت عریض کارگاه نقاشی لمیده بودند و با یکدیگر گفتوگو میکردند. هنگام رازگویی و عقدهگشایی بود. چراغ، در زیر پرتوافکن، ملایم میتابید و دایرهٔ روشنیِ خود را با صفای مجلس آنان هماهنگ میساخت و در پرتو آن، به دشواری ممکن بود تجمل هوسناکانهٔ دیوارهای پهن را که از پردههای نقاشی و نمونههای اسلحه و کاغذهای دیواری پوشیده شده بود، بازشناخت. دیوارها از بالا به پنجرههایی منتهی میشد که رنگ آبی تیرهٔ آسمان، آزادانه از آنها به درون نفوذ میکرد. تنها نیمی از تصویر زنی، که گویی برای شنیدن گفتوگوی این دو نفر آهسته به جلو خم شده بود، از سایه بیرون میزد. این تصویر، زن جوانی را نشان میداد که چشمانی هوشمند و دهانی متناسب و موزون داشت و لبخند لطیفش گویی از کارگاه شوهرش در برابر ابلهان و دلسردکنندگان دفاع میکرد. صندلی کوتاهی دور از بخاری و یک جفت کفش کوچک که بر روی فرش افتاده بود، حضور کودکی را در خانه خبر میداد. از اتاق مجاور، که کودک و مادرش تازه به آنجا رفته بودند، آهنگ خندههای ملایم و خرخر و هیاهوی دلپذیرِ آشیانهای آرام بیرون میآمد. همهٔ اینها، در این زندگی هنرمندانه، رایحهٔ مبهم خوشبختی خانوادگی را میپراکند و شاعر آن را به لذت میبویید. شاعر به دوستش میگفت: «البته حق با تو بود. وسیلهٔ خوشبختی فراوان نیست. خوشبختی اینجاست نه در جای دیگر... باید برایم زن بگیری.»»
حجم
۱۰۹٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۹۰ صفحه
حجم
۱۰۹٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۹۰ صفحه
نظرات کاربران
بسیار عالی و آموزنده