معرفی و دانلود کتاب حکایت های کوچک + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب حکایت های کوچک

کتاب حکایت های کوچک

خاطرات پراکنده از دوره قاجار

نوع کتاب
۲.۶ امتیاز(از ۶۲ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب حکایت های کوچک

کتاب حکایت‌های کوچک نوشته‌ی حسینقلی‌میرزا عمادالسلطنه مجموعه‌ای از یادداشت‌ها و خاطرات او از دربار قاجار، زندگی روزمره و مناسبات سیاسی و اجتماعی آن دوره است که خانه فرهنگ و هنر مان آن را منتشر کرده است. نویسنده این متن‌ها را در اصل برای تمرین خواندن و نوشتن همسرش، زیورالملوک‌خانم، به‌صورت حکایت‌های کوتاه و گاه طنزآمیز نوشته است. در این اثر، روایت‌های خانوادگی، توصیف آداب و رسوم، و نقد رفتار شاهان و رجال قاجار در کنار هم قرار گرفته و تصویری نزدیک از فضای دربار و شهر ارائه شده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب حکایت های کوچک

کتاب حکایت‌های کوچک اثری از حسینقلی‌میرزا عمادالسلطنه، شاهزاده قاجاری و برادر ناتنی ناصرالدین‌شاه، است که در قالب مجموعه‌ای از حکایت‌ها و یادداشت‌های شماره‌دار نوشته شده است. این متن‌ها در اصل برای آموزش و تقویت سواد همسر او، زیورالملوک‌خانم، نوشته شده و به همین دلیل لحن صمیمی، جزئی‌نگر و گاه شوخ‌طبعانه دارند و از دل فضای خصوصی یک خانواده سلطنتی بیرون آمده‌اند. در کتاب حکایت‌های کوچک، نویسنده از جایگاه فردی نزدیک به دربار، وقایع روزمره، سفرها، مراسم رسمی، روابط شاه و صدراعظم‌ها، و حتی جزئیات زندگی شخصی رجال را روایت کرده است. حکایت‌هایی درباره حمام‌های تهران، مراسم نهم ربیع‌الاول، اسب‌دوانی دوشان‌تپه، سفر ناصرالدین‌شاه به کربلا، و گفت‌وگوهای مظفرالدین‌شاه با صدراعظم‌ها، در کنار توصیف‌های ریز از خلق‌وخوی اعضای خانواده، خدمه و اطرافیان، فضای متنی متنوع و زنده ساخته است. کتاب حکایت‌های کوچک علاوه‌بر حکایت‌های انتقادی درباره سلاطین و رجال، شامل توضیحاتی درباره روش تصحیح متن، رسم‌الخط نسخه اصلی، و فهرست اسامی اشخاص، مکان‌ها و اصطلاحات در پایان کتاب است. در مقدمه، گردآورنده به نقش تاجلی سالور در حفظ دفترها و روند آماده‌سازی متن برای انتشار اشاره کرده و نشان داده است که این یادداشت‌ها چگونه از دو دفترچه خانوادگی به متنی در دسترس پژوهشگران و علاقه‌مندان تبدیل شده‌اند.

خلاصه کتاب حکایت های کوچک

کتاب حکایت‌های کوچک مجموعه‌ای از حکایت‌های شماره‌دار است که در آن حسینقلی‌میرزا عمادالسلطنه، هم‌زمان هم برای سرگرمی و آموزش همسرش می‌نویسد و هم تجربه‌های خود را از دربار و جامعه قاجاری ثبت می‌کند. در این حکایت‌ها، از توصیف ساده زندگی روزمره در خانه، عروسی‌ها، روابط خویشاوندی و شوخی‌های خانوادگی تا روایت‌های تند و انتقادی از ناصرالدین‌شاه، مظفرالدین‌شاه، عین‌الدوله، امین‌السلطان و دیگر رجال دیده می‌شود. نویسنده گاهی جزئیات دقیق یک حمام عمومی، یک مجلس سلام رسمی، یا اسب‌دوانی دولتی را شرح می‌دهد و گاهی با نقل لطیفه‌ها، خواب‌ها، تلگراف‌ها و گفت‌وگوهای درباری، فضای فکری و اخلاقی آن دوره را نشان می‌دهد. در کنار این‌ها، اشاره به شعرها، ضرب‌المثل‌ها و واکنش‌های مردم به رفتار سلاطین، بعد اجتماعی حکایت‌ها را پررنگ کرده است.

چرا باید کتاب حکایت های کوچک را بخوانیم؟

کتاب حکایت‌های کوچک تصویری نزدیک، جزئی و گاه بی‌پرده از دربار و جامعه قاجاری از نگاه یک شاهزاده درونی ارائه کرده است. خواننده در این متن با ترکیبی از خاطره، نقد، طنز، توصیف آداب و ثبت گفت‌وگوهای روزمره روبه‌رو می‌شود که در منابع رسمی کمتر دیده می‌شود و برای فهم خلق‌وخوی سلاطین، رجال و زندگی شهری آن دوره سودمند است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب حکایت‌های کوچک به علاقه‌مندان تاریخ قاجار، پژوهشگران مطالعات فرهنگی و اجتماعی، دانشجویان تاریخ و ادبیات، و کسانی که به خاطرات درباری و روایت‌های جزئی از زندگی روزمره در ایران قدیم علاقه دارند پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب حکایت های کوچک

«در این مجموعه خاطرات که توسط شاهزاده عمادالسلطنه با عنوان کلی حکایت‌های کوچک تحریر و جمع‌آوری شده، نویسنده ضمن بیان برخی احوالات شخصی و گزارش‌هایی از وضع اجتماع، مراسم و امور زندگانی مانند وضعیت حمام‌های آن عهد، و شرح اجرای مراسم روز نهم ربیع‌الاول، اطلاعات دست اول و بعضاً انتقادی از اتفاقات مرتبط با دورهٔ قاجار و به‌ویژه احوالات پادشاهان قاجار ارائه کرده است. در بسیاری از این حکایات، عمادالسلطنه شخصاً در صحنه حاضر بوده و بدون واسطه به شرح ماجرا پرداخته و در مواردی نیز با یک واسطه به شرح واقعه پرداخته است؛ همچنین برخی حکایات صرفاً جنبهٔ پندآموزی داشته و الزاماً بیان یک حقیقت تاریخی نیست، مانند آنچه در حکایت ۱۰۹ دربارهٔ بادمجان خوردن فتحعلی‌شاه قاجار آورده است. نکتهٔ قابل اهمیت اینکه تقریباً تمامی مطالبی که در ارتباط با ناصرالدین‌شاه بیان شده، به همین شکل یا با کمی تفاوت، در روزنامهٔ خاطرات ناصرالدین‌شاه نیز وجود دارد و این نکته، بر میزان صحّت گفته‌های عمادالسلطنه می‌افزاید. مزیّت دیگر کتاب حاضر، به بیان مطالبی است که در دیگر متون به‌جای مانده از آن دوران قابل دسترسی نبوده و از این نظر اهمیت آن را دوچندان می‌کند، زیرا برای نقد و بررسی و تحلیل تاریخ دوران پادشاهی قاجار، به غیر از متون درباری و روزنامه‌های خاطرات شاه و اطرافیان که تنها به بیان مطالب مؤید اعمال و افعال پادشاهان و رجال عصر می‌پردازند، وجود چنین مطالبی که از زاویه‌ای دیگر و با نگاهی انتقادی به افعال شاه و اطرافیان وی نظر داشته بسیار حائز اهمیت است.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب حکایت های کوچک و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابحکایت های کوچک
عنوان دیگرخاطرات پراکنده از دوره قاجار
موضوعتاریخ معاصر ایران، خاطرات
نویسندهحسینقلی میرزا عمادالسلطنه
ویراستاربهمن بیانی، مجید عبدامین
انتشاراتخانه فرهنگ و هنر مان
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۲/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴۰.۵۹ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۹۲۵۹۵۸۰
تعداد صفحه‌ها۲۴۸ صفحه
قیمت کتاب۱۹۵۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه قاجار

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

زاج🩵
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

پشتیبان طاقچه اگر براتون ممکن هست و پیام من چک میکنید لطفا توضیح بدین که چرا بعضی کتاب ها رو به صورت عکس از صفحات کتاب میگذارید؟شاید تیکه ای از کتاب رو بخوایم به صورت یادداشت انتخاب کنیم.خوندن هم سخت...بیشتر

۰
k1
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۸

نمیدونم چرا کتاب به این خوبی رو pdf گذاشتنین

۰
کاربر 2570934
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۵

این کتاب را خریداری کردم و از حسابم کسر شد ولی در دسترس من قرار نگرفته. پیگیری فرمایید

۰
Amir As
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۱

اگر به تاریخ صده گذشته علاقه مند هستید و دوست دارید تصوری از دوره قاجار داشته باشید بنظرم کتاب مناسبیه

۰
Bibliophile
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۷

یک کتاب بسیار جذاب و خواندنی. شدیداً توصیه می‌شود.👌

۰
کاربر 6056822
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۳

ن

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۱۴۵۵۱۵۷
۱
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکوئی نبرند
کاربر ۱۴۵۵۱۵۷
۱
تا مدت هفت ماه که از سلطنت مظفرالدین‌شاه گذشت، اوضاع به همان حالت سابق بود، مردم که منتظر تغییرات و وقایع تازه بودند، خسته شده، قرقر می‌زدند، چرا که باز همان امین‌السلطان صدراعظم و همان اشخاص قدیم روی کار بودند
کاربر ۱۴۵۵۱۵۷
۰
محمدعلی‌شاه که تربیت‌شدهٔ مظفرالدین‌شاه بود، به‌خوبی دیدیم که چه بود و چه کرد. خداوند هم‌چه مربی و هم‌چه للهٔ تربیت‌کن نصیب هیچ‌کس نکند.
کاربر ۱۴۵۵۱۵۷
۰
هرکس این اوراق را بخواند، احتمال دارد که به خیالش بگذرد آن‌چه صحبت‌های احمقانه و زشت مظفرالدین‌شاه بوده نوشته‌اند، لیکن قصداً حرف‌های خوب یا اعمال نیک آن یگانه پادشاه باکمال را ننوشته‌اند. لیکن هم‌چه نیست، من هرقدر می‌خواهم یک مجلس عاقلانه یا یک کلام خوب او را به یاد بیاورم و بنویسم، غیرممکن است و هم‌چه روزی را در عهد او ندیدم.
کاربر ۱۴۵۵۱۵۷
۰
ناصرالدین‌شاه خیلی حسود بود، میل داشت که در هر چیزی بر همه کسی بگویند ترجیح دارد.
کاربر ۱۴۵۵۱۵۷
۰
ناصرالدین‌شاه میل داشت تمام مردم تعریف ایران و تعریف خود او را بکنند، اما راضی نمی‌شد از عیش‌ونوش دست بکشد و مملکت را ترقی بدهد.
کاربر ۱۴۵۵۱۵۷
۰
بعد از اجتماع مردم در سفارت انگلیس و گرفتن دستخط مشروطیت از مظفرالدین‌شاه که دو ماه بود سکتهٔ ناقص کرده، یک طرف بدنش بی‌حس شده بود و دستخط مشروطیت را مثل القاب و مناصبی که می‌داد، به همان سهلی امضا کرده بود؛
کاربر ۱۴۵۵۱۵۷
۰
من در این خیال بودم، که دو سه نفر از عملهٔ خلوت گفتند: تعظیم کنید، تعظیم کنید! من نگاه کردم دیدم شاه پشت درخت است و هیچ رویش هم به این‌طرف نیست؛ دوقدمی که برداشتم، باز گفتند: تعظیم کنید تعظیم کنید! ناچار ما به کون شاه تعظیمی کردیم و راه افتادیم. پنج قدم دیگر که رفتیم، پیشخدمت‌های دیگر گفتند: تعظیم کنید، تعظیم کنید! و ما مجدداً به درخت آلبالو و گوجه تعظیمی بلند کردیم و باز فاصله خیلی بود. پنج قدم دیگر باز پیشخدمت دیگر همین عبارت را گفت. عین‌السلطنه گفت: آقایان، مگر ما شاه ندیده‌ایم؟ یا این شاه با پدرش تفاوت دارد؟ خوب است آن‌قدر ما پیش شاه آمده و ترتیب شرفیاب شدن را بلد هستیم؛ دیگر اعتنایی نکرده، تندتند رفتیم تا نزدیک شدیم. شاه لباس سیاهی پوشیده بود، ولی شلوارش یراق داشت. صدراعظم روبه‌رویش و شاهزاده یک طرف او ایستاده بودند. باقی فرداشب.