
کتاب هنر یادگیری
معرفی کتاب هنر یادگیری
کتاب هنر یادگیری نوشتهی جاش ویتسکین با ترجمهی عذرا گلفام، اثری است که انتشارات میلکان آن را منتشر کرده است. این کتاب با زیرعنوان «سفری درونی برای دستیابی به بهترین عملکرد» به بررسی فرایند یادگیری و رشد فردی میپردازد. نویسنده که سابقهای درخشان در شطرنج و هنرهای رزمی دارد، تجربیات شخصی خود را با مفاهیم روانشناسی و فلسفهی یادگیری درهم میآمیزد تا تصویری ملموس از مسیر پیشرفت و دستیابی به مهارت ارائه دهد. هنر یادگیری نهتنها به روایت زندگی و چالشهای نویسنده میپردازد، بلکه تلاش میکند اصول و نگرشهایی را که در مسیر یادگیری و موفقیت مؤثرند، واکاوی کند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هنر یادگیری
کتاب هنر یادگیری نوشتهی جاش ویتسکین، روایتی از مسیر رشد و یادگیری فردی است که از دل تجربههای واقعی نویسنده در دو عرصهی متفاوت، یعنی شطرنج و تایچی، شکل گرفته است. این کتاب با نگاهی تحلیلی و شخصی، به بررسی چگونگی شکلگیری مهارت، غلبه بر موانع ذهنی و روانی، و اهمیت نگرش در فرایند یادگیری میپردازد. ساختار کتاب بر پایهی خاطرات و تجربههای نویسنده استوار است و هر فصل با روایتهایی از دوران کودکی، رقابتهای شطرنج، ورود به دنیای هنرهای رزمی و مواجهه با چالشهای جدید، پیش میرود. جاش ویتسکین در این کتاب، علاوهبر بازگویی مسیر حرفهای خود، به مفاهیم روانشناسی رشد، نقش شکست و پیروزی، و تأثیر محیط و مربیان بر شکلگیری نگرش یادگیری اشاره کرده است. هنر یادگیری با ترکیب روایت شخصی و تحلیلهای عمیق، بهدنبال ارائهی الگویی برای رشد مستمر و لذتبردن از فرایند یادگیری است.
خلاصه کتاب هنر یادگیری
کتاب هنر یادگیری با روایت زندگی جاش ویتسکین آغاز میشود؛ کودکی که در پارک واشنگتن اسکوئر نیویورک با شطرنج آشنا شد و بهسرعت به یکی از چهرههای مطرح این رشته تبدیل شد. نویسنده در فصلهای ابتدایی، از تجربههای نخستین خود در یادگیری شطرنج، نقش مربیان و خانواده، و تأثیر محیط بر شکلگیری شخصیت و نگرش خود سخن میگوید. او به تفاوت دو رویکرد اصلی در یادگیری اشاره میکند: نگرش ماهیتی که موفقیت را به استعداد ذاتی نسبت میدهد و نگرش پلکانی که بر رشد تدریجی و تلاش مستمر تأکید دارد. در ادامه، ویتسکین با مثالهایی از شکستها و پیروزیهایش، اهمیت مواجهه با ناکامی و نقش آن در رشد فردی را برجسته میکند. او تجربهی ورود به دنیای تایچی و هنرهای رزمی را بهعنوان مرحلهای تازه در مسیر یادگیری خود شرح داده است؛ جایی که اصول آموختهشده در شطرنج را به عرصهای کاملاً متفاوت منتقل میکند و درمییابد که یادگیری عمیق، فراتر از تکنیک و دانش سطحی است. نویسنده با تحلیل روندهای ذهنی و روانی، به این نتیجه میرسد که موفقیت پایدار نیازمند پذیرش شکست، تمرکز بر فرایند و لذتبردن از مسیر رشد است. کتاب با تأکید بر اهمیت مربیگری، خودشناسی و پیوند میان تجربههای مختلف زندگی، الگویی برای یادگیری مادامالعمر ارائه میدهد.
چرا باید کتاب هنر یادگیری را بخوانیم؟
هنر یادگیری اثری است که با ترکیب روایت شخصی و تحلیلهای روانشناختی، به موضوع رشد فردی و یادگیری عمیق میپردازد. این کتاب با مثالهای ملموس از زندگی نویسنده، نشان میدهد چگونه میتوان از شکستها درس گرفت و نگرش خود را نسبت به موفقیت و پیشرفت تغییر داد. ویژگی شاخص این اثر، پیوند میان تجربههای متفاوت (از شطرنج تا هنرهای رزمی) و استخراج اصول مشترک یادگیری است. خواننده با مطالعهی این کتاب، با مفاهیمی مانند نقش نگرش در یادگیری، اهمیت مربیگری، و ارزش تمرکز بر فرایند آشنا میشود و میتواند دیدگاه خود را نسبت به رشد و پیشرفت شخصی بازنگری کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی رشد فردی، یادگیری مستمر یا دستیابی به عملکرد بهتر در زمینههای مختلف دارند. همچنین به علاقهمندان به روانشناسی رشد، مربیان، والدین و افرادی که با چالشهای رقابتی یا حرفهای روبهرو هستند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب هنر یادگیری
«ما بارها در این مسیر راه رفته بودیم. عاشق این بودم که مثل تارزان از میلههای جانگلجیم تاب بخورم؛ دنیا را جنگل تصور میکردم. اما انگار آن روز چیزی تغییر کرده بود. سرم را برگرداندم و از دیدن پیکرههای کوچک مرموزی که روی صفحهٔ مرمری شطرنج چیده شده بودند مبهوت شدم. مثل این بود که جنگلی را نگاه میکردم. آن پیکرهها حیوان بودند و نیروی عجیبی داشتند. انگار چیزی خطرناک و جادویی میخواست از صفحهٔ شطرنج بیرون بپرد. دو نفر از ولگردهای پارک روبهروی هم پشت صفحهٔ شطرنج نشستند و متلک بار هم کردند. تنش بین آن دو موج میزد. بعد ناگهان مهرههای شطرنج تکان خوردند، انگشتهای فرز آن دو نفر به سرعت باد و بادقت حرکت میکردند، پیکرههای سیاه و سفید تندوتیز در همهجای صفحه میچرخیدند و الگوهایی میساختند. آن میدان نبرد شیفتهام کرد؛ از خود بیخود شدم. حس آشنایی به این بازی داشتم، برایم فهمپذیر بود. بعد عدهای دور میز جمع شدند و من دیگر چیزی نمیدیدم. مادرم صدایم کرد، با ملایمت دستم را کشید و بهسمت زمین بازی رفتیم.»
حجم
۲۶۶٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
حجم
۲۶۶٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه